آرشیو اردیبهشت 1405

پست‌های منتشر شده در اردیبهشت 1405

نقد و بررسی انیمه‌ی The Seven Deadly Sins 2022| هفت گناه مرگبار، کینه‌ی ادینبورگ

هفت گناه مرگبار، یه انیمه‌ی دو قسمتی هست که خودش دنباله‌ی دو داستان دیگه با اسامی زندانیان آسمان و زمین نفرین شده به‌حساب میاد. هرچند دیدن این هفت گناه مرگبار، بدون دیدن دو قسمت قبلی هم امکان‌پذیره و داستان مستقلی داره.


بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

نقد و بررسی انیمه ی The Girl from the Other Side 2022| دختری از طرف دیگر

دختری از طرف دیگر، یه انیمه‌ی مستقل ژاپنیه که به‌رغم جذابیت‌هایی که داره، نه‌چندان دیده شده و نه امتیازای چندان دندون‌گیری رو تونسته دریافت کنه. اول اینکه در‌مورد چنین کارایی، انتظار نمیره که منتقدا که از طیف انسان‌های بالغ هستن، چندان قضاوت‌های جالبی انجام بدن و دلیلش هم اینه که این‌کار، بیشتر مناسب بچه‌ها و افرادیه که اوایل نوجوانی خودشون رو سپری می‌کنن.

تصویرگری این انیمه خیلی زیباست و سعی شده تا حس نقاشی بودن و رنگ‌ها و خطوط نه‌چندان مهندسی شده رو به‌تصویر بکشه که تونسته به اتمسفر انیمه، یه حالت نوستالژیک ببخشه و احساسات بین شخصیتای اصلی رو تقویت کنه. 
داستان، یه درونمایه‌ی انتزاعی داره و مفاهیمی مثل عشق، تعلق و امنیت روانی رو بررسی می‌کنه و سعی داره چنین احساساتی رو به‌دور از جملات پیچیده به‌تصویر بکشه.


هشدار: ادامه‌ی این مطلب می‌تونه داستان انیمه رو لو بده.

بخش مهمی از آناتومی یه داستان، به‌واسطه‌ی نحوه‌ی گفت‌و‌گو و رفع چالش‌ها به‌کمک توانایی‌های ارتباطی اتفاق میوفته. چیزی که توی این داستان خودنمایی زیادی داره، عدم استفاده‌ی شخصیت‌ها از قدرت‌های کلامی‌شون برای رفع ساده‌ترین چالش‌هاست. بسیاری از مشکلات پیش نمیان اگر که ما سعی کنیم خواسته‌ها و احساسات خودمون رو بیان کنیم و با خودمون درمورد حسی که نسبت‌به تجارب زندگی داریم، صادق باشیم. 
توانایی‌های کلامی، همیشه فقط کیفیت ارتباط ما با دیگران رو بهبود نمی‌بخشن بلکه ما بخش بیشتری از گفت‌و‌گو رو با خودمون انجام می‌دیم و نتیجه‌ی این گفت‌و‌گو‌ها هم تاثیر جدی روی تحول، رشد یا تصمیمات بعدی‌مون داره.

میشه حس کرد که شخصیت مرد این داستان، چنین ظرافتی رو به‌خرج نمیده و در سردرگمی زیادی درمورد احساساتش به‌سر می‌بره. تا پایان هم بسیاری از روابط علت و معلولی حل نمیشن و چیزای زیادی برای بیننده مبهم میمونه. میشه حس کرد که سناریو نمی‌تونه چالش تشخیص بین ماهیت خیر‌و‌شری که ایجاد کرده رو به‌خوبی جمع‌و‌جور کنه و داستان، حالت نیمه‌تمام داره. ما نمی‌فهمیم که انگیزه‌ی دقیق تاریکی درون این داستان چیه و حتی بعضا این حس به آدم دست میده که تاریکی سعی داره نوعی کنترل رو روی افراد نفرین‌شده ایجاد کنه و اونا رو وادار کنه که سبک زندگی مد‌نظر خودشو دنبال کنن.

با این‌وجود، نمیشه منکر احساسات زیبایی شد که بین شخصیت‌های کلیدی شکل می‌گیره و اونا به‌خوبی مکمل زندگی همدیگه واقع میشن. دختر‌بچه معصومیت بیش‌از‌حدی داره و خلا روانی مرد رو پر می‌کنه. دختر بچه‌ای که نیاز به مراقبت داره، حس مردانگی و محافظت رو درون هم‌مسیر خودش ایجاد می‌کنه و اون احساس تنهایی، دور افتاده بودن و بی‌هویتی رو ازش می‌گیره.

جمع‌بندی
چنین داستان‌هایی به‌رغم شیوه‌های کلاسیکی که برای طراحی ویژگی‌های ظاهری‌شون استفاده می‌کنن اما به‌لحاظ محتوایی، همچنان همپوشانی زیادی با چالش‌ها و سوال‌های انسان دارن و کهنه نشدن. از این‌بابت، داستان رو بسیار تحسین می‌کنم و به‌عنوان یه کار روانشناختی، شاید برای نوجوونا و افراد بالغ، جذاب‌تر باشه و بتونه ذهن‌شون رو درمورد احساسات ناشناخته‌ای که درونشون هست، دچار کنجکاوی کنه. 
 

نقد و بررسی انیمه ی The Boy and the Heron 2023| پسرک و مرغ ماهی خوار

سیاره ی ما هرچقدر هم بدشانسی آورده باشه، هنوز اینقدر خوش شانسیم که فردی مثل هایائو میازاکی زنده است و داره انیمه تولید میکنه. فارغ از اینکه محتوای این انیمه ها چیه و چه هدفی رو دنبال میکنه، نمیشه منکر نبوغی شد که در جریان خلق شون به کار رفته.

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

نقد و بررسی انیمه‌ی Teogonia

بادوم پفکی تند بادوم پفکی تند · بادوم پفکی تند ·

 

انیمه‌ی تئوگونیا فعلا فقط یک فصلش اومده و شامل 12 قسمت هست. داستان درمورد کای، پسری از روستای راگه که در مبارزه با موجودات نیمه انسانی زخمی میشه و خاطراتی از زندگی گذشته اش رو به یاد میاره. با این خاطرات، وارد جهانی پر از جادو، خونریزی و آزمون های مختلف میشه و تقریبا اغلب الگوهای انیمه‌‌ی ژانر تناسخی رو داره.

به شخصه به خاطر الگوهایی که توی گسترش داستان به کار رفته، انگیزه ای برای دونستن بقیه ی داستان پیدا نکردم اما با توجه به استقبال مخاطبا و گستردگی دنیای رمان و مانگای اصلی، احتمال ادامه پیدا کردن انیمه وجود داره. 
این حرفا منو یاد حرفایی هست که اخیرا درمورد نقد هنرهای نمایشی خوندم. بعضیا هستن که عقیده دارن منتقد اصلا حق نداره محتوا رو نقد کنه ولی اتفاقا قصدم نقد کردن محتوا هست و منتقد اگر محتوا رو نقد نکنه، باید چیو نقد کنه؟ افرادی که جزو تیم ساخت هستن خودشون بهتر از هر منتقدی میدونن که کارشون به لحاظ فنی، چه نقاط قوت و ضعفی داره ولی محتوا، چیزی هست که تجربه ی مخاطب رو شکل میده و اتفاقا آدم وقتی که یک فیلم یا انیمیشن رو میبینه، دوست داره درمورد محتواش با بقیه حرف بزنه.

هشدار: ادامه ی این مطلب میتونه داستان فصل یک رو لو بده.

در قسمت 7 تا 12، به طور خلاصه، کای با خاطرات زندگی گذشته اش به طور کامل یکی میشه و نه فقط به عنوان یک جنگجو بلکه به عنوان حامل دانشی که هیچکس دیگه نداره، در دنیای باستانی زندگی میکنه. در نبرد نهایی با ژنرال ارگها، از قدرتی استفاده میکنه که فراتر از توان انسانی هست. این قدرت، دسترسی به حافظه ی تاریخی رو امکان پذیر میکنه و باعث میشه که استراتژی های جنگی و تاکتیک های پیچیده رو اجرا کنه. 
السا و بقیه ی متحدین در نبردهای خونین شرکت میکنن و بعضی ها قربانی میشن اما درنهایت، روستا نجات پیدا میکنه. خدای دره با کای ارتباط میگیره و بهش نشون میده که دنیا بزرگتر از چیزی هست که تا حالا دیده و این تازه شروع سفرش هست. 
کای در دنیای مدرن، صرفا یک آدم معمولیه اما با تناسخ پیدا کردن و رفتن به یک فرهنگ بدوی، شانس اینو داره که تبدیل به یک فرد شاخص جامعه بشه و به همچین هویتی هم راضی میشه. یعنی فقط براش مهمه که یه جایگاه اجتماعی خوب داشته باشه نه اینکه چقدر فرصت رشد شخصیتی داره و داره توی چه کیفیت فرهنگی ای زندگی میکنه. 
این الگو رو بارها در داستان های آسیای شرقی میشه دید و هیچ وقت به میزان رقت انگیز بودنش عادت نکردم. 


این الگو، تصویری از فرار از مسئولیت پذیری در دنیای مدرنه و مسئولیت ها رو با قدرت بدون عمق اخلاقی، جایگزین میکنه. شخصیت ها عمدتا به جای اینکه با بحران های درونی یا اخلاقی رو به رو بشن، صرفا دنبال اعتبار بیرونی و قدرت اجتماعی هستن و در نتیجه، داستان ها تبدیل میشن به فانتزی های قدرت و شما نمیتونید معنای چندانی در سفر تحول شخصیت اصلی، پیدا کنید.

این داستان ها هنوز محبوبیت دارن شاید چون برای مخاطب هایی نوشته میشن که خودشون در دنیای مدرن، احساس بی قدرتی میکنن و دنبال فانتزی هایی برای جبران این حس هستن. این الگو، در عین تکراری بودن، نشونه ی نوعی بحران در تخیل جمعی هست.

جمع بندی
در پایان فصل اول، هیچ توضیح فلسفی، متافیزیکی یا حتی روایی عمیقی داده نمیشه که چرا کای، به عنوان یک نوجوان معمولی از ژاپن مدرن، یهو توی یک دنیای بدوی تناسخ پیدا میکنه و تنها چیزی که میفهمیم اینه که در جریان یک نبرد، خاطرات زندگی گذشته اش به طور ناگهانی بیدار میشن و این باعث میشه قدرت خاصی درونش فعال بشه. اما هیچ اشاره ای به چرایی این وضعیت نمیشه. 
نویسنده از تناسخ استفاده کرده تا شخصیتی معمولی رو وارد دنیایی کنه که درونش میتونه قهرمان باشه، این کار بدون نیاز به رشد واقعی یا مواجهه با پیچیدگی های دنیای مدرن اتفاق میوفته. 

نقد و بررسی انیمه ی Raskal Does Not Dream of a Knapsack Kid 2023| راسکال خواب بچه کوله‌پشتی را نمی‌بیند

پیچیدگی فضا و داستان این انیمه ممکنه بهتون این حسو بده که لازمه با یه نوع پیش‌زمینه به سراغش می‌رفتید یا حتما ادامه‌ای براش ساخته بشه و در این‌مورد هم حق دارید چرا‌که این انیمه بر اساس جلد نهم یک رمان ساخته ساخته شده و همینکه به ژانر ماوراطبیعه هم پرداخته، به خودی‌خود می‌تونه پیچیدگیش رو افزایش بده. با این‌وجود ما با یه کار درام و روانشناختی جالب طرفیم که می‌تونه برای علاقه‌مندای به انیمه، جذاب واقع بشه. انیمه‌های دیگه‌ای هم با عنوان‌های مشابه راسکال بر‌اساس این مجموعه‌داستان ساخته شده که همگی ژانر درام ماوراطبیعی دارن.


بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩