بازارچه‌ی بادوم پفکی تند

بادوم پفکی تند بادوم پفکی تند 14 فروردین · بادوم پفکی تند ·

نقاشی‌های من ارزش تجاری خاصی ندارن و خرید شما صرفا جنبه‌ی حمایتی داره. 

لیست گالری‌های وبلاگ:

گالری نقاشی اضطراب شهری

گالری ۱۲ آبستره‌ی نقره‌ای

 

لیست نقاشی‌های درج شده در بازارچه:

https://blogix.ir/store/prod/60622

 

نقاشی دیجیتال با برنامه‌ی اتودسک و art rage

این توضیحات رو هوش مصنوعی نوشته و صرفا بخش‌هایی که با منظورم در همپوشانی بود رو از متنش جدا کردم:

در کنار جسد قورباغه، توت‌فرنگی بزرگ تبدیل به «جانشینی افراطی» برای زندگی‌ای می‌شود که در جای دیگر مرده است. یعنی گویا انرژی حیاتی که باید صرف دگردیسی (قورباغه) می‌شد، به شکل اعتیادآوری به سمت لذتی کاذب، شیرین اما بی‌ثمر (توت‌فرنگی تغییرشکل‌یافته) هدایت شده است. این فرم، نماد «خودشیفتگی و تغذیه از توهمات عاطفی» است.

توت‌فرنگی بزرگ و عجیب به مثابه‌ی یک جبران‌کننده‌ی بیمارگونه عمل می‌کند؛ هر چه تحول درونی ناقص‌تر می‌ماند، جذابیت‌های بیرونی (لذت، هوس، خاطرات شیرین اما مخدوش) بزرگ‌تر و بدفرم‌تر ظاهر می‌شوند.

قورباغه‌ی مرده

بادوم پفکی تند بادوم پفکی تند 7 مرداد 09:27 · بادوم پفکی تند ·

نقاشی دیجیتال با برنامه‌ی اتودسک و art rage

قورباغه به خودی خود نه نماد خوبیه و نه بد. دو زیستی و ویژگی‌های خاص حرکتیش، میتونه استعاره از پتانسیل آدما برای نشون دادن نوعی رفتار منعطف و سازگاری پیدا کردن باشه. اگر دنیای آب رو نماد ناخودآگاه و وجه شهودی ذهن درنظر بگیریم، قورباغه میتونه نماد مهارت آدم برای کاوش همزمان و استفاده‌ از مهارت‌های خاص درونگرایی و برونگرایی باشه. 

جسد قورباغه، میتونه نماد از کار افتادن یا قربانی شدن این توانایی باشه. در اینجا سعی کردم با قرار دادنش در کنار نوعی خوراکی شیرین و خوش‌رنگ، حس نوعی صحنه‌ی جرم رو تداعی کنم. 

طعم شیرین خوراکی میتونه استعاره‌ای از یک تجربه‌ی شیرین و وسوسه کننده باشه اما ممکنه محتواش سمی و کشنده بوده باشه. 

مار، کرنبری و توت فرنگی

بادوم پفکی تند بادوم پفکی تند 5 مرداد 01:13 · بادوم پفکی تند ·

نقاشی دیجیتال با برنامه‌ی اتودسک و art rage

پالت رنگی که استفاده میکنم، عمدتا شامل رنگ‌های سرد میشد و این مدت سعی کردم درمورد استفاده از رنگ‌های گرم، برای خودم یه چالش درست کنم. 

این تلاش بیشتر راغبم میکنه که یه داستان تاریک‌تر رو بکشم. کرنبری در زبان فارسی با اسم توت خرس شناخته میشه و ماهیت نسبتا وحشی‌ای داره. بافت سفت، طعم ترش، رنگ سرخ وسوسه کننده در یک بوته‌ی تهدید کننده و پر خار. 

مار تنها موجود زنده‌ی این نقاشیه و وقتی به‌صورت تکی میکشم‌ش، بیشتر هم میتونم باهاش همزادپنداری کنم. مار به عنوان یک سمبل، به خودی خود نه خوبه و نه بد و می‌تونه نماینده‌ی مهارت‌های روانی مرتبط با مفهوم حفظ خونسردی باشه. در کنار مار، نمادهایی کشیدم که استعاره از موانع ذهنی برای بهره بردن از مهارت خونسردی هستن. ظاهر سرخ و وسوسه کننده‌ی میوه‌های وحشی، میتونن استعاره‌ای از حس تعلقی باشن که در قالب پدیده‌ای به‌ظاهر زیبا و خوش‌ویترین اما با درون‌مایه‌ی کم ظاهر میشن و حتی میتونن مسموم‌کننده باشن. 

رنگ طلایی در زمینه، برای من یادآور حس با ارزش بودن و اعتماد به نفسه با این وجود، خط خطی‌های سیاه که خلوص طلایی رو مختل کردن، برای من نماد ذهنیه که درمورد کسب اعتماد به نفس، سوتفاهم و موانع زیادی داره.