این نقاشی رو از خوابی درمورد یه مفهوم به اسم هسته‌ی مولد فاسد الهام گرفتم. این قضیه مثل وقتیه که ظاهر و محیط، کاملا ایده‌آل و سالمه اما ایده‌ی مرکزی دچار نابهنجاریه و دقیقا همون ظاهر و محیط اطرافه که ممکنه جلوی دیده شدن نابهنجاری رو بگیره. 

هسته‌ی مولد، مثل ذهن انسانه. جایی که به کمکش ایده‌های پیچیده و خلاقانه رو میشه شکل داد. چیزی که این مرکز رو خاص میکنه همینه که ممکنه در حالت عادی نشه واضح دیدش اما نقشش میتونه خیلی جدی‌تر از بافت‌های خارجی باشه و نابهنجاری‌هاش هم میتونه تاثیر غیر مستقیم اما جدی بر نتیجه‌ی کارش بذاره. 

گاهی دیدن نابهنجاری در هسته‌ی مولد سخته چون ممکنه قدرتش دست کم گرفته بشه. این مثل وقتیه که ماهی توی آبه و آدم فکر میکنه که همین عنصر قراره بقاشو تامین کنه اما اگر ماهی حتی در آب هم ممکنه دچار نوعی بیماری بشه و بمیره. 

این مثل وقتیه که آدم دورش شلوغه و سرش گرمه، دوستاشو داره و فکر میکنه داره در کنارشون رشد میکنه اما متوجه نابهنجاری ایده‌ای که اونا رو دور هم جمع کرده نیست. این ایده‌ی نابهنجار، به تاثیرگذاری خودش روی ذهنمون ادامه میده و آدم مثل ماهی‌ای میشه که توی آب و کنار دوستاش خوشحاله اما یهو دچار خونریزی داخلی میشه و توی همون محیط به ظاهر سالم می‌میره. 

نوتلا، نقاشی دیجیتال

بادوم پفکی تند بادوم پفکی تند 26 خرداد · بادوم پفکی تند ·

زمانی که این نقاشیو کشیدم هنوز هوش مصنوعی به معنای امروزش نبود و تموم کردنش موجبات ذوق خرکیم رو فراهم میکرد. 

در حال حاضر، اگر خود فرآیند خلق نقاشی نوعی ذن نباشه، احتمالا اصلا ادامه‌اش ندم و نتیجه‌اش هم به خودی خود چندان برام شعف‌انگیز نیست.