غرور و تعصب در دنیای گیم آو ترونز- نقد و بررسی سریال بازی تاج و تخت

ساختن یک جهان جدید در یک سناریو، اوج نبوغ یک نویسنده رو نشون میده؛ چرا‌که نویسنده لازمه در آن واحد، جغرافیا و تعداد زیادی شخصیت رو مجسم بشه و مسیر پیش روی این اشخاص رو تدبیر کنه. هرچند که منشا الهام چنین افراد خالقی رو میشه طرحی از جوامع فعلی یا تاریخ جوامع فعلی دونست اما باز هم خدشه‌ای به وجه تحسین برانگیز این سبک داستان‌سرایی وارد نمیشه.

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

وقتی که جهانی در قالب یه سریال به تصویر کشیده میشه، دیگه فقط بحث قضاوت کردن یکی دو تا شخصیت و نحوه‌ی تعامل برقرار کردنشون نیست؛ حتی بحث نحوه‌ی تعامل برقرار کردن یک شخصیت با جامعه‌ی اطرافش و نحوه‌ی رفع چالش‌هاش هم نیست؛ اینجا صحبت از یک سری جوامع در هم تنیده و شخصیت‌های کلیدی و فرعی‌ای هست که قراره ارتباط بین جوامع مختلف رو روشن کنن. 
توی چنین داستان‌هایی، به سختی میشه نقطه‌ی شروع، اوج و فرود رو مشخص کرد و بیشتر از هر چیز، زیبایی روایت هست که تا لحظه‌ی مرگ شخصیت‌ها رو تماشایی جلوه میده. 
در مورد چنین داستانی، داشتن زوایای دید بسیار گسترده، اجازه میده تا به یک یا چند جامعه، همون نگاهی رو بندازیم که برای قضاوت یک شخصیت داستانی به کار می‌گیریم.

دنیای گیم آو ترونز، یه دنیای جنون‌زده است که آدما به سختی می‌تونن انگیزه‌های خودشون رو بسازن؛ بیشتر این انگیزه‌ی بقا هست که بهشون تحمیل میشه و اونا مجبورن برای زنده موندن، به دنبال منشا الهام خودشون بگردن و لزوما هم از روشای ملایمی برای تحقق این خواسته استفاده نمیکنن. 
دنیای گیم آو ترونز، به عنوان یک شخصیت، به سختی می‌تونه نگاه خوشبینانه‌ای نسبت به آینده‌ی خودش داشته باشه. این حسی هست که از همون فصل ابتدایی، در ذهن بیننده زنده میشه و هر لحظه منتظریم تا چنین دنیایی، آشفتگی جدیدی رو به نمایش بذاره.

در چنین دنیایی، هیچ هدف آشکار و جمعی رو به رشدی وجود نداره و خبری از جریان‌های فکری و فلسفی که دنیای علم رو به رخ میکشن هم نیست. 
علاوه بر جهان‌سازی بسیار جالب و تحسین برانگیز گیم آو ترونز، محبوبیت زیاد این اثر باعث میشه تا به خودی خود، تبدیل به پدیده‌ای برای شناخت جامعه بشه؛ چرا که این سوالو پیش میاره که چرا آدما اینقدر از چنین داستان‌هایی خوششون میاد و دوست دارن که مشتاقانه دنبالش کنن؟ 


اگر دنیای گیم آو ترونزو به عنوان یک شخصیت در نظر بگیریم، میشه احتمال داد که همزاد پنداری مخاطبا دقیقا با همین شخصیت صورت میگیره و بیننده میبینه که چقدر رویکرد کلی این سریال، با نگاهی که دوست داره به زندگی داشته باشه در همپوشانی به سر میبره.

گیم آو ترونز، سریالی با اتمسفر شاهانه است و اتفاقا بیشتر صحنه‌هاش توی کشور پادشاهی متحده است که یکی از مستعمرات انگلستان به حساب میاد فیلمبرداری شده.
تعصب و داشتن غرور، به خودی خود چیز بدی نیست ولی به عنوان یک پدیده‌ی جمعی، فرم‌های بسیار نابهنجاری از این اندیشه وجود داره که توی این سریال هم به خوبی به تصویر کشیده شده. بسیاری از شخصیت‌های کلیدی این داستان، افرادی با خون شاهانه هستن که به دنبال افزایش قدرت یا حفظ قدرتشونن. اینکه هر کدوم چه ایده‌آل و تعصبی دارن می‌تونه از فردی به فرد دیگه متفاوت باشه اما غیر قابل انکاره که هر کدوم برای رسیدن به خواسته‌شون، تصمیمات خودخواهانه‌ای رو اتخاذ میکنن.

هر کدوم به سختی می‌تونن درک کنن که عواقب تصمیمات‌شون دقیقا به چه شکلی ظاهر میشه و حتی وقتی متوجه این موضوع میشن، شروع میکنن به جمع بستن آدما و جوری قضاوتشون میکنن که اونا رو بی‌ارزش‌تر از تعصب و غرور خودشون جلوه بدن. 
راوی داستان، این اتفاقات و چرخه‌های علت و معلولی رو به شکل بی‌طرفانه‌ای نشون نداده و اتفاقا این رویکرد‌ها بعضا تحسین شدن و مخاطب این سریال، در پایان، واقعا تصویری از تفاوت تعصب بهنجار و نابهنجار به دست نمیاره. 


بسیاری از موقعیت‌های استراتژیک و تاثیرگذار، نه به خاطر لیاقت و مبارزه بلکه بر حسب شانس به شخصیت‌های درون این داستان میرسن. یعنی جنگ و خونریزی به حدی ادامه پیدا میکنه که عملا رقیبی باقی نمی‌مونه و همینم باعث میشه که موقعیت‌های حکمرانی، برای بسیاری از شخصیت‌ها به صورت موقت باقی بمونه و به شکل تراژیکی هم از دست بره.

نگاه این شخصیت‌های اشراف‌زاده به ذهن آدما و اونچه که برآورده کردنش در حق یه ملت میتونه باعث پایداری قدرت بشه خیلی سطحی‌نگرانه‌تر از بسیاری از تحلیل‌های کوچه بازاریه و همینم به عدم موفقیت شخصیت‌ها برای پیگیری تعصباتشون دامن میزنه. 
دلیل دیگه‌ای که باعث میشه شخصیت‌های اشرافی درون این سریال، سطحی‌نگر و نه چندان تحسین برانگیز ظاهر بشن، عدم اشتیاق‌شون نسبت به زندگی هست. اونا در سایه‌ی ترس و به خاطر خواسته‌های بسیار قابل پیش‌بینی به مبارزات و دسیسه‌چینی‌هاشون ادامه میدن اما هیچ کدوم اشتیاقی ندارن تا یه زندگی پیشرو برای خودشون بسازن؛ چه‌برسه تاثیر پیشرویی روی جامعه‌ی اطرافشون داشته باشن.

جمع‌بندی
در پایان مجددا باید بگم که گیم آو ترونز یه سریال جالبه که هم به خاطر زیاد بودن مخاطباش و هم تلاشی که نویسنده برای خلق یک دنیای جدید انجام داده، مورد مطالعاتی بسیار خوبی برای درک ذهن آدما و نحوه‌ی تاثیرپذیریشون از هنرهای نمایشی هست. نقد محتوای یه اثر، به‌معنی تلاش برای منفور جلوه دادنش نیست بلکه میتونه صرفا ناشی از کنجکاوی برای شناخت آدما باشه. شما می‌تونید هر چیزی که دوست دارید ببینید و لذت ببرید؛ ولی داشتن یه نگاه انتقادی می‌تونه کمکتون کنه تا از باورای منفی‌ای که به طور ناخودآگاه در حال تلقین شدن هستن تاثیر نپذیرید.