این سریالو مدتی بود که دانلود کرده بودم ولی فرصتی برای تماشا کردنش پیش نیومد چون در اولویت قرار نداشت. یعنی از کارای کره‌ای انتظار ندارم که بتونن جذبم کنن و داستان پردازی یا بازی جالبی داشته باشن. تا اینکه دیدم یکی از دوستام تعریفشو کرد و از دیدنش لذت برده. همینم باعث شد که سراغش برم و ببینم قضیه از چه قراره؟ آیا واقعا اونقدر که گفته میشه داستان‌پردازی و کارگردانی جالبی داره؟


بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

 

توجه داشته باشید که این مطلب، به این معنی نیست که بهتره از دیدن سریال بازی مرگ اجتناب کنید بلکه توصیه میکنه که در حین دیدن هر نوع فیلم و سریالی، نگاه انتقادی خودتون رو حفظ کنید و پیغامی که سعی داره منتقل کنه رو به راحتی نپذیرید. اینطوری هم میتونید به راحتی از دیدن فیلم و سریالا لذت ببرید و هم از سلامت روانی خودتون مراقبت کنید. 
این مطلب، قرار نیست که داستان سریال رو لو بده.
بازی مرگ، پر از جلوه‌های ویژه و تصاویری هست که با کامپیوتر ساخته شدن و این لازمه‌ی نشون دادن یه دنیای ماورائیه که با استفاده از گزارشایی که در مورد دنیای بعد از مرگ وجود داره طراحی شده. 
شخصیت اول داستان، توی همون قسمت اول، دست به خودکشی میزنه و این الهه‌ی مرگ رو ناراحت میکنه؛ چون در نظرش خودکشی، نوعی به تمسخر گرفتن مرگه. جالبه که شخصیت اول داستان، خودش موقع خودکشی، به این موضوع اشاره میکنه که کره، رتبه‌دار خودکشی در بین کشورای منطقه است.

اگر جامعه‌ای که درونش زندگی میکنید دچار آدمای خودخواه، زورگو و خشنی شده که با آزار و اذیت بقیه، زندگی رو به کامشون تلخ میکنن، عملا احمقانه است که با ترسوندن آدما از مرگ و عواقبش، اونا رو تشویق کنید که به زندگی بچسبن و قدر خونواده یا نعمتای زندگیشون رو بدونن؛ چرا که قرار نیست تجربه‌ی بدی که از زندگی داشتن، بهبود پیدا کنه یا به خودی خود، قدرت بیشتری برای مقابله با این جامعه‌ی ناخوش آیند پیدا کنن. چیزی که توی این سریال اتفاق میوفته همینه که مرگ رو وحشتناک جلوه میده و از آدما میخواد که قدر زندگی خودشونو بدونن و توی سخت‌ترین شرایط هم کاری رو انجام ندن که ریسکش بالاست و باعث میشه به کام مرگ کشونده بشن. 
یه جامعه‌ی بد، نیاز به آدمایی داره که در مقابل نابهنجاری، مسئولیت‌پذیر باشن و اجازه ندن که موجودات خودخواه، به بقیه آسیب بزنن. ترسوندن آدما از مرگ و خودکشی، قرار نیست که اونا رو در مقابل آینده و امنیت یک جامعه، مسئولیت‌پذیر کنه.

کشورای آسیای شرقی، عمدتا به ظاهر ملایم، کیمونو و دخترای بامزه‌شون معروفن که با آرامش، از دو تا چوب برای غذا خوردن استفاده میکنن و لبخندای ملیحی میزنن؛ اما به لحاظ فرهنگی، هیچ زرق و برقی نمی‌تونه جلوی دیده شدن خودخواهی درون این فرهنگا رو بگیره. 
دیدن سوراخای درون این فرهنگ، اونقدرا هم کار سختی نیست؛ کافیه نگاهی به تیتر اخبارشون بندازید و ببینید که دارن با چه چیزایی دست و پنجه میکنن و واکنش مردمشون به مشکلات و کمبود‌هایی که حس میکنن چیه. کره‌ی جنوبی، خودشو یه کشور دموکراتیک میدونه و مهم‌ترین حزبای کشورش به ترتیب: حزب جمهوری دموکراتیک، حزب دموکراتیک جدید و حزب دموکراتیک عدالته. اما تمام این انواع دموکراسی، جلوه‌ی فرمایشی دارن.

دموکراسی وقتی معنی داره که نظر جمعی یه ملت، واقعا بتونه توی زمان و مکان مناسب (و نه زمانی که دیر شده و نسل حاضر مردن) تغییری که موافق نظر اکثریت هست رو اجرا کنه. نه اینکه یه عمر برای رشد اقتصادی جامعه‌ات تلاش کنی و وقتی که پیر شدی، حتی حمایت خاصی جهت حفظ بقای خودت از همچین جامعه‌ای دریافت نکنی و باهات مثل یه کالای مصرفی برخورد بشه. 


دموکراسی‌ای که با قتل و کشتار افراد مخالف به‌وجود اومده باشه، صرفا شکل جدیدی از دیکتاتوری هست و قرار نیست که بتونه مردم خودشو سعادت‌مند کنه. ما صرفا ظاهر زیبای یه فرهنگ رو از طریق فیلم و سریالا می‌بینیم چون این محتواها رو میشه تحت کنترل سیستم پروپاگاندا درست کرد؛ اما حتی این محتواهای کنترل شده و فرمایشی هم مانع از این نشده که متوجه نشیم چقدر فرهنگ کشورایی مثل کره، ضد‌انسانیه و آدما اغلبشون بینش اجتماعی خاصی ندارن و توی فردیت خودشون گیر افتادن.

وقتی که توی مدرسه مورد قلدری قرار میگیرید، درست کردن یه باند مافیایی جدید یا به دست آوردن قدرت و تحقیر بقیه کافی نیست؛ تا زمانی که آدما در مقابل افراد ضعیف‌تر از خودشون تبدیل به موجودات متعهد و مسئولیت‌پذیری نشن، نابهنجاری به لطف خودش باقی میمونه و حتی قدرت میگیره. 
این سریال، لزوما نمیگه که قلدری کنید اما بیننده‌ی خودشو هم تشویق نمیکنه تا تبدیل به یه منتقد اجتماعی بشه. 


جمع‌بندی
اگه شما یه جامعه با آدمای منزوی و سرخورده دارید که دوست دارن خودشون رو سر به نیست کنن، راه‌حل علاقه‌مند کردنشون به زندگی این نیست که اونا رو از مرگ بترسونید بلکه لازمه بهشون یاد بدید که حقوق انسانیشون واقعا چیه. تا زمانی که حامی یه سیستم سرمایه‌داری نابهنجار باشید که صرفا میخواد از نیروی کار آدما سوءاستفاده کنه و اهمیتی به رشد روانیشون نمیده، همین آشه و همین کاسه و قرار هم نیست که آدما به بقای خودشون بچسبن تا بتونن چند سال بیشتر، بردگی سیستم سرمایه‌داری رو کنن.