معرفی و بررسی سریال Vigil
8 خرداد · · خواندن 4 دقیقه
ویگیل یه سریال معمایی و جنایی انگلیسی هست که در حال حاضر، فصل جدیدش در حال انتشاره.
ویگیل امتیاز خوبی رو از طرف مخاطبا و سایتای نقد دریافت کرده. بازیگرها معمولی هستن اما خط داستانی جالبی داره. اولین چیزی که راجب این سریال، توی ذوقم زد، شخصیت پردازی و دیالوگها بود.

به لحاظ روانشناختی، مامور قانون، یه رفتار خوشبینانه به ماجرایی که باهاش رو به رو میشه داره؛ هرچند در ظاهر میبینیم که اون فرد مسئولیت پذیر و جدیای هست و برای پیدا کردن حقیقت، پافشاری میکنه اما این خوشبینیش به محیط جدیدی که باهاش رو به رو میشه، سطحی نگرانه است. یعنی کل زیر دریایی عملا صحنهی جرمه و همهی افراد، مشکوکن اما شخصیت اصلی داستان یعنی ایمی، با همچین رویکردی رفتار نمیکنه و همینم باعث میشه که از همون بدو ورود به زیر دریایی، برای خودش دشمن تراشی کنه و بقیه رو نسبت به خودش بدبین کنه؛ در حالی که کافی بود محافظهکارانه وارد عمل میشد. این چیزا ارتباط خاصی با تعلیمات شغلیش هم نداره و شامل یه سری مهارت روانی میشه که خوده بیننده هم میتونه در موردشون خیال پردازی کنه.
بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
همونطور که گفته شد، داستان اصلی جالبه و موضوعات حساسی رو به چالش کشیده اما شخصیتپردازی خوش تراشی نداره.

نقد و بررسی یه محتوای داستانی و درک اینکه چی توی الگوهای روایت داستان ممکنه نابهنجار باشه، شبیه حل کردن یه جور معماست چون ما رو وادار میکنه تا به سراغ کشف ناگفتهها، نادیدهها و ناشنیدههایی بریم که اتفاقا قراره روی ذهن مخاطب داستان، تاثیر بذارن.
در مورد ویگیل، ظاهر ماجرا خیلی انسان دوستانه به نظر میرسه. بیننده فکر میکنه که با یه سناریوی ضدجنگ طرفه که بالادستیها رو به خاطر سیاستهای جاه طلبانه و ضدانسانی شون محکوم میکنه اما شاید صرفا این نحوهی روایت داستانه که به بد بودن یه سری از آدما دامن میزنه و چهرهی برخی دیگه رو، خیلی بیشتر از اونچه که واقعا هستن، انسان دوست و مسئولیتپذیر، نشون میده.

شما برید از مخاطبا و منتقدای این سریال پرس و جو کنید یا افرادی که میتونن نظراتی مرتبط با این سریال داشته باشن و ببینید که نظرشون در مورد بمب اتمی چیه؟ آیا اخلاقیه که ملتا برای محافظت از خودشون، چنین سلاحهای کشندهای رو بسازن و حمل کنن؟
افراد زیادی، کاملا این عمل رو اخلاقی میدونن و ساخت سلاحهایی که پیشرفتهتر از دشمنانشون هست رو اجتناب ناپذیر در نظر میگیرن.
چیزی که در مورد سلاحهای اتمی صدق میکنه و بسیار متفاوت با شکل رایج اسلحه هست، وجه بسیار مخربش نه تنها برای انسان بلکه برای محیطی هست که انسانها قادرن درونش زندگی کنن.
استفاده از سلاحهای اتمی می تونه شانس بقای انسان در کرهی زمین رو از بین ببره؛ چه بسا که تا امروز هم تاثیر خودشو توی مناطقی که ازش استفاده شده، به خوبی نشون داده.
هرچند که توی بسیاری از مناطق، از بمب اتمی استفاده نشده اما ما شاهد تاثیر زبالههای مرتبط با این دست ساخته بر سلامت انسانها و محیط زیست هستیم.
حالا شخصیت اصلی این داستان، میخواد عدالت رو توی ساز و کاری که دست آوردش، ساخت و آماده نگه داشتن سلاحهای اتمی هست برقرار کنه. این کارش قراره به بهبود زندگی آدما کمک کنه؟ در نظرم فقط به افرادی که به دنبال ساخت این نوع از ابزارا هستن کمک میکنه و خدمتگزاران همچین صنعتی رو با حسی از امنیت و آرامش بیشتر، در کنار همدیگه نگه میداره.

به همین دلیل ساده، نمیتونم داستان این سریال رو تحسین کنم و حتی اگر این سناریو رو یه سناریوی منفی و مخرب ندونم، روندش رو خنثی و بیفایده میدونم.
اینکه شما صرفا بخواید کار خوب رو انجام بدید کافی نیست؛ اینکه در عمل، قراره چه تاثیری بذاره و آیا واقعا روی زندگی خودتون و بقیه تاثیر مثبتی داره هم مطرحه. خوب بودن، به هیچ عنوان یه موضوع نسبی نیست و علوم زیادی برای تشخیص فرمهای نابهنجار از فرمای سالم و نرمال، ایجاد شدن. در مورد تشخیص خوب و بد در هنر نمایشی هم هیچ چیز به اندازهی علم روانشناسی، ابزارای تحلیلی خوبی رو در اختیارمون قرار نمیده.

جمعبندی
این حرفا به معنی این نبود که از دیدن سریال اجتناب کنید و کیفش رو نبرید بلکه بیشتر علاقه دارم که بهتون بگم نگاه انتقادی خودتون رو حفظ کنید و شخصیتها رو بیپروایانه بررسی کنید تا ببینید سازندهی اثر، واقعا قصد داشته چه تاثیری روی ذهنتون بذاره.