نقد و بررسی فیلم Resident Evil: Death Island 2023| رزیدنت اویل: جزیره‌ی مرگ

رزیدنت اویل جزیره‌ی مرگ، یه انیمیشن سه‌بعدی هست که برای بزرگسالا تولید شده ولی اتفاقا اونو از‌جمله کارایی می‌دونم که نوجوونا هم می‌تونن به‌راحتی تماشا کنن و بخش ترسناکش هم محتوای زننده‌ی بخصوصی نداره. شاید حتی بشه گفت که از بسیاری از انیمیشنایی که مشخصا برای بچه‌ها ساخته میشه، مناسب‌تر هست و سراغ ایده‌های عجیب‌و‌غریب نرفته.

 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

 

اولش که پوستر کار رو دیدم انتظار داشتم یکی دیگه از این کارای سه‌بعدی به شدت تبلیغاتی باشه که گرافیک‌شون مثل بازی هست و در تبدیل شدن به یه انیمیشن، دیگه جذابیت چندانی ندارن. بازیا حتی اگر گرافیک کمی داشته باشن، با توجه به تعاملی که با مخاطب درست میکنن، شانس سرگرم کردن زیادی دارن اما این درمورد خیلی از انیمیشنای سه‌بعدی، صدق نمیکنه اما توی همون لحظات اول این انیمیشن، جزئیات و نحوه‌ی متحرک‌سازی، حسابی جلب توجه می‌کنه و در برخی لحظات، این حس به آدم دست میده که داره یه محیط واقعی رو از مانیتور میبینه. پالت رنگ هم عالیه و تونسته خیلی خوب با داستان مچ بشه.

مجموعه انیمیشنای رزیدنت اویل ممکنه برای طرفدارای بازی معروفش جذابیت زیادی داشته باشه اما میشه گفت هیچ‌وقت شانسی برای جلب توجه مخاطب عمومی و منتقدا رو نداشته و امتیازایی که توی سایتای مختلف می‌بینید هم عمدتا نتیجه‌ی مشارکت‌های بسیار پایینی هستن. 
شاید نقطه‌عطف این داستان رو بشه زمانی دونست که سعی میکنه انگیزه‌ی شخصیت شرور رو تشریح کنه. هرچند که به‌لحاظ بصری، ما با یه کار بسیار تحسین برانگیز رو‌به‌رو هستیم اما همزاد‌پنداری کردن با شخصیت شرور داستان و درک اینکه بابت تراژدی‌ای که پشت‌سر گذاشته، قادر به انجام چنین جنایتی شده، کمابیش دشواره. 


توی داستان‌هایی که تاکید زیادی روی موضوع مبارزه‌ی خیر‌و‌شر دارن و قهرمانا صرفا براساس انجام وظیفه و کسب ثروت از طریق به پایان رسوندن ماموریت به پیش نمیرن، خیلی مهمه که شما بتونید شخصیت‌های جالبی رو در دو جبهه‌ی خیر‌و‌شر طراحی کنید. در اینجا میشه گفت که شخصیت‌های مثبت، داستان قانع کننده‌ای دارن اما درمورد شخصیت‌های شرور و بخصوص سردسته‌ی آدم بدا، شاید بشه ضعیف‌ترین نوع شخصیت‌پردازی رو دید. 
منطق داستانی می‌تونه معنیش این باشه که شما ویژگی‌های روانی باورپذیری رو به داستان اضافه کنید حتی اگر قصد ساخت تخیلی‌ترین و فانتزی‌ترین دنیای ممکن رو داشته باشید. انسان‌ها یا موجودات هوشمندی رو خلق کنید که بیننده حس کنه به اون اندازه که تونستن روی جامعه تاثیر بذارن، از زیرکی و قدرت برخوردارن. 
جنایتی که شخصیت جنون‌زده‌ی این داستان انجام میده، اونقدر وسیع و پیچیده است که انتظار میره یه گروه خیلی بزرگتر، حمایتش کرده باشن اما شما می‌بینید که اتاق فکرش خیلی کوچیکه و انگیزه‌ها و رویکرد‌های سطحی‌نگرانه‌ایو هم دنبال می‌کنن. 
یعنی وقتی دهن باز می‌کنن و دیالوگ‌های خودشون رو به زبون میارن، نمیشه حس کرد که واقعا انگیزه‌ی قابل باور و قدرتمندی پشت این کار بزرگ‌شون هست. 
از باقی جهات، میشه این سناریو رو متعادل ارزیابی کرد. افراد کلیدی، می‌دونن که چرا دارن تجربه‌ی خاصی رو برای جامعه خلق می‌کنن و نسبت‌به تاثیر اجتماعی کار خودشون آگاه هستن. قادر به درک احساسات آدمان و با رنج و شادی‌شون به همدلی کافی رسیدن.

اگر ارتباط کلامی انسانی‌تری بین شخصیت‌ها شکل می‌گرفت، میشد انتظار داشت که جذابیت سناریو هم افزایش پیدا کنه. میشه حس کرد که تولید کننده‌ها بیشتر روی ظاهر و وجنات و جذابیت‌های اکشن انیمیشن کار کردن و به‌لحاظ داستانی، سرمایه‌گذاری فکری محدود‌تری صورت گرفته.

جمع‌بندی
انیمیشنای بزرگسال، بیشتر از اونکه نیاز داشته باشن تا شخصیت‌های بالغ بیشتری در داستان ظاهر شن یا گرافیک خاصی داشته باشن، نیازمند یه درام خوب هستن؛ یعنی فرد بزرگسال، در‌حین دیدن انیمیشن، دچار حس کسالت نشه و نوعی کنجکاوی درونش درست بشه تا انیمیشن رو ادامه بده. این انیمیشن، از اون کارایی هست که شما تقریبا از اوایل کار میتونید حدس بزنید قراره داستانش چجور پیش بره و جزئیات خاصی هم درون دیالوگ‌ها و برخورد شخصیت‌ها وجود نداره. برای همینم هست که در ابتدای مقاله گفته شد این انیمیشن، لزوما اونطور که گفته میشه، مناسب بزرگسالا نیست و ممکنه برای نوجوونا یا بچه‌ها، جذابیت بیشتری داشته باشه.