رشتهی تصویرگری پزشکی
9 خرداد · · خواندن 2 دقیقه چند ساله که تصویرگری پزشکی، گوشهی ذهنم خاک میخوره و گاهی برای تفنن، تصاویر پزشکی رو نقاشی کردم. چیزی که همیشه مانعم میشه همینه که اطلاعات خاصی درموردش ندارم. اخیرا فهمیدم این رشته خیلی خاصه و در بعضی کشورها میشه به صورت آکادمیک دنبالش کرد و خیلی پذیرای ایدههای جدیده. این رشته، قضیهاش با تصویربرداری پزشکی فرق داره و کلا درمورد اینه که دانش پزشکی رو هر چه بیشتر، تبدیل به نقاشی کرد.
تصویرگرای پزشکی میتونن چیزای زیادی درمورد دانش پزشکی یاد بگیرن ولی در عین حال، یه هنرمند باقی میمونن و مسئولیت سنگین طبابت، روی دوششون نمیافته؛ که این درنظرم خیلی ایدهآل و جذابه.
کاربرد تصویرگری هم با توجه به نحوهی ساخت تصویر تعیین میشه. طبیعتا هرچه جزئیات و ایدههای معنادار و خلاقانهتری داشته باشه، بیشتر هم میتونه مورد توجه قرار بگیره. چیزی که درمورد این رشته دوست دارم همینه که محدودهی خاصی برای خلق اثر هنری نداره و هدف تجاری تصاویر، همیشه از پیش تعریف شده نیست. تو میتونی طیف مخاطبای مختلف رو مطالعه کنی و تصاویری رو خلق کنی که نیاز دارن یا صرفا ذوق خودت رو بهکار بگیری و دانش پزشکی رو تبدیل به نقاشی کنی و ببینی برای چه افرادی، الهامبخش واقع میشه.
همچنین فکر میکنم این رشته، قابل رقابت با هوش مصنوعیه چون تصویرگر میتونه با تکیه به دانش پیچیده و جزئیات زیاد و دنبالهدار و معنادار، هنر خودشو ارائه بده و یک داستان هنری و پزشکی رو خلق کنه که بهمراتب بهتر از یه داستان ماشینیه.
تصویرگرای پزشکی ظاهرا گاهی در جریان نویسندگی هم همکاری میکنن و دانش خشک رو تبدیل به محتوای خوندنی و قابل فهمتر برای مخاطب میکنن.
من که قصد ندارم سراغ تحصیلات و کارای پیچیده برم، ولی فکر میکنم با درک بیشتر فلسفهی این کار، راحتتر بتونم نقاشیهای خودمو بکشم. دوست دارم نقاشیهایی بکشم که واقعا با تکیه به یک دانش خاص باشه و فقط به خود تکنیکهای نقاشی محدود نشم. تصویرگری علمی به ایدهآلم نزدیکتره و از این بین، تصویرگری پزشکی رو بیشتر دوست دارم.