نقد و بررسی فیلم Dirty Angels 2024
9 خرداد · · خواندن 7 دقیقه
فرشته های کثیف، فیلمی در ژانر اکشن و دلهره آور و محصول کشور آمریکاست و یه فضای زنونه و فمینیستی داره. این فیلم تا الان تونسته از مجموع 5هزار مشارکت کنده در سایت IMDb صرفا امتیاز 4.5 رو به دست بیاره.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
چنانچه از چند تا بازیگر محبوب تر و همچنین جلوه های ویژه و اکشن پیچیده تری برای ساخت این فیلم استفاده میشد، عملا داستانش هیچ فرقی با کارهای پرفروش اکشن نداشت و میتونست فروش خیلی خوبی رو به دست بیاره. کتک کاری و انفجار های عجیب و غریب، هنوز هم محبوب هالیوود هستن و صرفا کافیه کمی بیشتر از گذشته خلاقیت به خرج داد و برای ساخت فیلم خرج کرد وگرنه فرمول داستان، فرق خاصی نکرده.
در اینجا ما شاهد یه مرد هستیم که یه فیلم زن محور ساخته. مردها هم میتونن فیلم های زن محور بسازن اما همیشه این بحث وجود داره که آیا نگاهشون به تجربه ی زنانه، واقعی و بدون کلیشه است یا نه. بعضیا عقیده دارن که حضور مردها در این حوزه میتونه باعث دیده شدن بیشتر داستان های زنان بشه اما منتقدها میگن تنها زنها میتونن تجربه ی زنانه رو به طور کامل و اصیل روایت کنن.

خیلی از کارگردان های مرد میگن روایت زنانه براشون ناشناخته و پر از کشف هست و همین باعث میشه به سمتش برن. در سال های اخیر، فیلم های زن محور مثل باربی یا Woman Talking توجه زیادی جلب کردن و همین باعث شده استودیوها و کارگردان ها به این سمت حرکت کنن.
بعضی از مردها میخوان دیدگاه خودشون درباره ی جایگاه زنان رو در جامعه ارائه بدن، حتی اگر تجربه ی مستقیم زنانه نداشته باشن. منتقدها میگن حتی همدل ترین مرد نمی تونه تجربه ی زنانه رو کاملا درک کنه چون خودش از ساختارهای مردسالار سود میبره.
بسیاری از فیلم های زن محور ساخته ی مردان، زن ها رو یا بیش از حد قربانی یا بیش از حد قهرمان نشون دادن و پیچیدگی های واقعی، نادیده گرفته شدن.
فیلم Everything Everywhere All at Once ساخته ی دو کارگردان مرد هست که تونست تجربه ی زنانه ای چندلایه و غیرکلیشه ای ارائه بده. اما بسیاری از کارهای اکشن زن محور که صرفا زنان رو جایگزین مردان کردن، بدون تغییر در نگاه یا روایت ارائه شدن.
درنتیجه، اینکه یک مرد، فیلم زن محور بسازه، ذاتا ایرادی نداره؛ مسئله اینه که آیا این فرد میتونه از نگاه زنانه و بدون کلیشه روایت کنه یا نه. بهترین نمونه ها معمولا زمانی شکل میگیرن که مردان با نویسنده ها، بازیگران و مشاوران زن همکاری نزدیک داشته باشن تا تجربه ی زنانه به طور واقعی در اثر بازتاب پیدا کنه.

توی فیلم مورد بحث یعنی فرشته های کثیف، صرفا جنسیت شخصیت های کلیدی مونث بود وگرنه لزوما درمورد مسائل زنان نیست. داستان درمورد جنگه و حضور کشورهای غربی در کشورهای جنوب جهانی رو توجیه میکنه و ضروری جلوه میده.
داستان درمورد عملیات نظامی در افغانستان و نجات گروگان هاست یعنی همون الگوی کلاسیک مداخله ی غرب در جنوب جهانی و انتخاب شخصیت های زن، بیشتر برای درست کردن تفاوت ظاهری با اکشن های مردانه بوده، نه برای پرداختن به تجربه ی زنانه یا نقد ساختارهای جنسیتی.
فیلم با روایت ضرورت نجات و مبارزه با تروریسم عملا مداخله ی نظامی غرب رو مشروع جلوه میده و این چیزی هست که خیلی از منتقدها بهش اشاره کردن یعنی بازتولید نگاه هالیوودی به جنگ های خاورمیانه رو شاهد هستیم.
نقد محتوا میتونه با مطرح کردن سوالات به ظاهر ساده ای شروع بشه؛ مثلا اینکه محتوا داره چه انگیزه ای رو دنبال میکنه؟
مداخله ی نظامی میتونه توجیهات سیاسی و منطقی پیدا کنه اما کاری که این فیلم انجام میده، رمانتیزه کردن موضوع مداخله است. رمانتیزه کردن باعث میشه منافع و ضررهای سیاسی و تاثیرات فرهنگی منفی و مثبت دیده نشه. تیم زنانه به عنوان ناجی معرفی میشن و این تصویر، خشونت و مداخله رو به شکل قهرمانی و انسانی بازنمایی میکنه.
وقتی عملیات نظامی در قالب داستانی پرهیجان و پرانرژی روایت میشه، مخاطب کمتر به هزینه های انسانی، سیاسی و فرهنگیش فکر میکنه. جنگ و دخالت خارجی به جای اینکه به عنوان بحران یا تراژدی دیده بشه، به یک اکشن سرگرم کننده تبدیل میشه. فیلم به مخاطب نمیگه که همچین مداخلاتی چه پیامدهای بلندمدتی برای جوامع جنوب جهانی دارن و روایت قهرمانانه باعث میشه مخاطب غربی احساس کنه حضور نظامی کشورش مشروع و حتی ضروریه.
فروش جهانی فرشتگان کثیف بسیار پایین بوده و مجموعا کمتر از 70هزار دلار در گیشه بین المللی ثبت کرده و در امریکا عملا فروش سینمایی خاصی نداشته. این درحالیه که هزینه ی تولید این فیلم چیزی حدود 35 میلیون یورو هست.
این فیلم محصول ایالات متحده است و کارگردانیش بر عهده ی مارتین کمپبل بوده و به دست کمپانی های آمریکایی تولید و منتشر شده. فیلم بیشتر به شکل محدود و در چند کشور اروپایی و خاورمیانه نمایش داده شده و مجموع فروش جهانیش هم بسیار کمه. این یعنی شکست تجاری سنگینی رو تجربه کرده.
بازخورد منفی منتقدها و مخاطب های امریکایی نسبت به این فیلم بیشتر روی فیلمنامه ی کلیشه ای، لحن سیاسی سطحی، شخصیت پردازی ضعیف و بازی های غیر قابل قبول متمرکز بوده. منتقدها اون رو فرصت از دست رفته برای گفتن چیزی معنادار درباره ی زنان یا جنگ دونستن و مخاطب ها هم فیلم رو یک اکشن بی روح با دیالوگ های بد و بازیگری ضعیف توصیف کردن.
نیویورک تایمز مشکل اصلی رو ناسازگاری بین واقعیت های جنگ افغانستان و شخصیت های کارتونی دونسته و کولیدر، فیلم رو بیش از حد جدی و بیش از حد سیاسی توصیف کرده که در نهایت سرگرم کننده نیست. منتقدهای راتن تومیتوز این فیلم رو اکشن بی هدف و بسیار پایین تر از دوران اوج کمپبل توصیف کردن و همچنین به کلیشه های نژادی و مذهبی فیلم اشاره شده.
در سایت IMDb بسیاری از کاربرها گفتن که فیلم هیچ چیز جدیدی نداره و فقط یک اکشن سطحی با دیالوگ های بد به حساب میاد. بازی اوا گرین تحسین شده اما کاربرها عقیده دارن اون درگیر نقش های ضعیف شده و فیلم ارزش استعدادش رو نداره. روبی رز به طور خاص مورد انتقاد قرار گرفته که در بیش از ده سال بازیگری هیچ پیشرفتی نکرده.
بعضی از کاربرها فیلم رو ترکیبی ناموفق از نگاه جدی به داعش و طالبان با اکشن کلیشه ای دونستن. روایت نجات گروگان ها و انتقام شخصی بارها تکرار شده و نوآوری نداره. استفاده از افغانستان و تروریسم بهانه ای برای اکشن بوده تا تحلیل جدی و شخصیت ها بیش از حد ساده سازی شدن و عمق ندارن.
زنونه بودن فیلم، مخاطبای دموکرات رو هدف قرار میده ولی دقیقا همین رویکردی که نسبت به دخالت نظامی داره، میتونه همین مخاطبا رو دلزده کنه.
فیلم با تیم زنانه و شعار قدرت زنان سعی میکنه خودش رو به جریان های فرهنگی نزدیک به دموکرات ها پیوند بزنه اما در سطح روایت سیاسی، همون الگوی قدیمی مداخله ی نظامی غرب در جنوب جهانی رو بازتولید میکنه. یعنی افرادی که به خاطر زن محور بودن فیلم جذبش میشن، وقی با همون روایت قدیمی جنگ و دخالت خارجی رو به رو میشن، احساس میکنن فیلم صرفا از جنسیت به عنوان پوشش استفاده کرده.
درواقع درتی آنجلز توی یک دام افتاده؛ ظاهر زنانه اش میخواست مخاطب مترقی و دموکرات رو جذب کنه اما محتوای نظامی گرایانه اش همون مخاطب رو پس زد. نتیجه این شد که فیلم نه در گیشه موفق شد و نه در نقدها، چون هیچ کدوم از دو گروه اصلی مخاطب، نتونستن باهاش ارتباط برقرار کنن.
داستان فرشته های کثیف در پس زمینه ی خروج نیروهای آمریکا از افغانستان روایت میشه. گروهی از تروریست ها به یک مدرسه ی دخترانه در کویته پاکستان جمله میکنن و چندین دانش آموز، ازجمله دختر وزیر آموزش افغانستان و دختر سفیر آمریکا رو گروگان میگیرن. بعد از شکست عملیات نجات توسط نیروهای دلتا، ارتش امریکا یک تیم ویژه ی زنانه به رهبری جیک تشکیل میده تا ماموریت خطرناک نجات گروگان ها رو انجام بدن.
جمع بندی
فیلم بیشتر یک اکشن نظامی کلیشه ای هست که حضور زن ها رو در قالب تیم نجات برجسته میکنه اما عملا به مسائل زنان نمیپردازه. روایت دخالت نظامی رو مشروع و ضروری جلوه میده که عملا موضوعی هست که توسط منتقدها زیر سوال رفته.