سلام امروز ساعت ۵صبح خواب دیدم تو خیابون بودم باردار بودم ولی توی دلم جوجه مرغ کوچولو بود زایمان کردم جوجه مرده از رحمم خارج شد ولی دردی نداشت انگار خودش سقط شد من گرفتمش تو خواب ترسیدم انداختمش دور تو دلم گفتم خدایا چرا جوجه از دلم بیرون اومد بعدش یه مرد غریبه رو دیدم که باهام بحث می‌کرد منم همش بالگد کتکش می‌زدم یادم نیست سر چه موضوعی دعوا میکردیم ولی اون زورش به من نمی‌رسید تو خیابون بوی غذا میومد دلم خواست رفتم نگاه کردم دیدم نذری پخش میکردن انگار مال همون آقا بود که باهام دعوا کرده بود به خواهرم هم داد چلو مرغ میدادن به همه میدادن ولی به من ندادن منم مغرورانه اصلا ازشون درخواست نکردم به خواهرم گفتم زود بخور بریم.

تعبیر: 
مرغ و جوجه، در اینجا به صورت منفی ظاهر شدن یا درواقع توی موقعیت ناخوش‌آیند. در این حالت، جنبه‌ی منفی این سمبل‌ها هم باید مدنظر قرار داد. مرغ در حالت منفی، معمولا اشاره به نوعی رفتار سطحی نگرانه و عوامانه داره که میتونه باعث سواستفاده از آدم بشه. همونطور که مرغ‌ها خیلی راحت اهلی میشن و وابستگی زیادی به آدما دارن. راحت اهلی شدن، یعنی راحت تر قربانی شدن و مورد سواستفاده قرار گرفتن. این وضعیت ممکنه در همپوشانی با احساساتی باشه که در واقعیت تجربه میکنه و الگوهای رفتاری ای که دوست دارید ازشون فاصله بگیرید.