نقد و بررسی فیلم Doctor Strange in the Multiverse
10 خرداد · · خواندن 3 دقیقه نقد و بررسی فیلم Doctor Strange in the Multiverse of Madness 2022| دکتر استرنج در مولتیورس جنون
دکتر استرنج، در قالب یه مجموعه فیلم، شروع خیلی جالبی داشت و حتی برای افرادی که علاقهی چندانی به داستانهای ابرقهرمانی نداشتن هم تونست جذاب واقع بشه؛ اما مولتیورس جنون، به لحاظ داستانی، شبیه توهمات ناشی از مصرف مواد مخدره و شاید همین داستان پردازی ضعیف رو بشه دلیل کم اقبالیش دونست. دکتر استرنج 1، در حال حاضر، امتیاز 7.5 رو از سایت IMDb و 85 درصد پسند مخاطبای گوگل رو داره؛ در حالی که مولتی ورس جنون، 77 درصد پسند مخاطبای گوگل و امتیاز 6.9 رو از سایت IMDb کسب کرده.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
اکشنها و جلوههای ویژه، در مولتیورس جنون، به شکل واضحی خیلی بیشتر از دکتر استرنج 1 هست ولی دیگه ما نمیتونیم اون همدلیای که توی قسمت اول با مشکلات دکتر استرنج پیدا کردیم رو با شخصیتهای قسمت دوم پیدا کنیم. چه در مورد شخصیت دکتر استرنج، چه آمریکا چه واندا، هیچ کدوم اونقدر درام خودشون رو به وضوح به نمایش نمیذارن که بیننده وقت کنه باهاشون همراه بشه و درکشون کنه و صرفا درگیر جلوههای ویژهای هستیم که سعی دارن جذابیت ظاهری فیلم رو افزایش بدن.
مرز خیلی باریکی بین به تصویر کشیدن توهم و هرج و مرج ذهنی با یه فانتزی و فضای تخیلی رو به رشد وجود داره. توهم عمدتا برای جذابیت بخشیدن به صحنههای مختلف فیلم مورد استفاده قرار میگیره اما اهمیتی به خط داستانی نمیده و اجازه نمیده که مخاطب، با شخصیتها همراه بشه یا در مورد سرنوشتی که میتونن داشته باشن، کنجکاوی به خرج بده. مولتیورس جنون، تصویری از جنون و توهمه و خط رشد داستان و شخصیتها به هیچ عنوان تحسین برانگیز نیست.

شخصیت دکتر استرنج که در قسمت اول، نوعی رشد روحی و اشراق رو تجربه کرد، در ادامه دوباره تبدیل شده به یه فرد خودخواه، سطحینگر و خودشیفته که به سختی میشه دوستش داشت.
شخصیت شرور داستان هم به رغم قدرت تحسین برانگیزی که داره، به حدی سطحینگر و با انگیزههای خندهداره که بیننده به سختی میتونه از قرار گرفتن قهرمانش در مقابل همچین موجودی به وجد بیاد.

توهمگرایی، آفت ادبیات داستانی و هنرهای نمایشیه و پررنگ شدنش رو توی دورههای افول، به راحتی میشه دید. زمانی که لزوما ایدهای توی دست و بال سازندهها نیست و ایجاد تصاویر سوررئال بیهدف، خیلی به صرفهتر از تلاش برای خلاق بودنه. این روش، در کوتاهمدت ممکنه جواب بده اما در طولانی مدت، نتیجهاش میشه جایگزینی کامپیوتر و هوش مصنوعی با خلاقیت آدما چون عملا ما کاربرد خودمونو در تولید هنر از دست میدیم و به جای خلاقیت، درون یه جور دایرهی تکرارپذیر گیر میوفتیم. زمانی که از کار هنری، صرفا برای پول درآوردن و کسب شهرت استفاده بشه و وجه خلاق و کاربردش در رشد ذهن آدما نادیده گرفته بشه، عملا نمیشه مفهوم چندان جالب، عمیق یا الهامبخشی رو درون تولیدات سینمایی مشاهده کرد. اینجاست که تولیدات هوش مصنوعی میتونه به حد تولیدات انسانی یا حتی فراتر از اون، جالب به نظر برسه.
جمعبندی
مولتیورس جنون، قدمی رو به عقب بود و چیز زیادی از شخصیت خاص دکتر استرنج رو نمیشه در درونش دید. این فیلم، بیشتر از هر چیز، خودنمایی قدرت تولید کنندههاش در مورد ایجاد صحنههای سوررئال و تخیلی رو به تصویر میکشه. ضعف بازیگری، داستان و دیالوگها، در صورتی که این پوستهی جالب جلوههای ویژه از بین بره، تبدیل به یه فاجعهی غیر قابل تحمل میشه.