نقد و بررسی فیلم Fatum 2023| سرنوشت
10 خرداد · · خواندن 5 دقیقه
فیلم سرنوشت یا Fatum یه کار اسپانیایی هست که فضای درام، بیشتر از هر ژانر دیگهای درونش غالبه. اگر بههوای دیدن یه کار دلهرهآور یا جنایی به سراغش برید، ممکنه اونطور که انتظار دارید، تحت تاثیر قرار نگیرید. تراژدی مراقبت از بچهها و بزرگ کردنشون بهعنوان والدین، توی این فیلم اسپانیایی، بهخوبی به تصویر کشیده شده و صحبت در مورد وجدان و فداکاری و خیر و شر در زندگی روزمره است.
این کار تا الان تونسته 61 درصد پسند مخاطبای گوگل و امتیاز 5.9 رو با درصد مشارکت بسیار پایینی از سایت IMDb به دست بیاره.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
گره داستان رو ارون پیپر در نقش آلیهو ایجاد میکنه که اگه به فیلم و سریالای اسپانیایی علاقه داشته باشید، اونو توی کارای مختلفی منجمله سریال معروف الیت هم دیدید.
آلیهو خودش بهتنهایی، یه فرد نیازمند حمایت و مراقبت بوده و والدینش لزوما افراد نرمال و حمایتگری نبودن و از این بابت هم حد و مرز خاصی برای هنجارشکنی و تغذیهی انگلی از جامعه نداره. این در حالیه که داره توی جامعهای زندگی میکنه که اهمیت زیادی به حفظ امنیت میدن و ما خونوادههایی رو میبینیم که برای بچههاشون ارزش زیادی قائل هستن.
در مورد شخصیتی مثل سرخیو، با وجود اینکه با بیمسئولیتی به سراغ سرگرمی مورد علاقهاش یعنی شرطبندی میره، اما باز هم بچههاشو دوست داره و سعی میکنه که ازشون مراقبت کنه.
امثال آلیهو، افراد رها شدهای هستن که بهراحتی میتونن خودشون رو با بقیه مقایسه کنن و به این نتیجه برسن که این جامعه در حقشون کوتاهی کرده و به اون چیزی که همسن و سالاش میتونن داشته باشن، هرگز به شکل نرمالی نمیتونه برسه.
خشونت و آسیب زدن به دیگران، بهراحتی نهتنها توی ذهن آلیهو بلکه در اعمالش هم میتونه ظاهر بشه و این درحالیه که والدینی مثل سرخیو، پابلو یا کمیسری که مسئولیت پرونده رو برعهده داره، بهشدت میتونن درگیر احساسات خودشون بشن و قلبشون برای دوست و دشمن بلرزه. این افراد، مشخصا هم حمایتهایی رو از جامعه دریافت کردن و هم خودشون الان نقش افراد حامی رو بازی میکنن و بهوضوح میشه دید که در مقابل نابهنجاری شخصی مثل آلیهو دچار شوک میشن و برای رو به رو شدن با همچین شرارتهایی آمادگی روانی ندارن.

عملکرد نیروی پلیس، بسیار تحسین برانگیز و مسئولانه است اما حفرهی عاطفی درون این تیم، باعث به وجود اومدن یه ماجرای پیچیده میشه که شدیدا شخصیتهای اصلی رو درمورد باوری که نسبت به اخلاقیات و نقش اجتماعی خودشون دارن به چالش میکشه.
در پایان میشه حس کرد که سرخیو و بخصوص پابلو، به اون همدلی لازم که بهیادشون میاره صرفا در مقابل فرزند خودشون مسئول نیستن و اخلاقیاتی که قادر به رعایتش هستن میتونه به تمام افراد نیازمند حمایت درون جامعه تسری پیدا کنه میرسن.
برای سرخیو خیلی راحتتره که خشونت خودشو نشون بده و با توجه به سبک زندگی و درگیریش با قمار، میشه درک کرد که چرا نسبت به فردی مثل پابلو، کنترل کمتری روی رفتار خودش داره. اصولا امثال سرخیو، مسئولیتپذیری و همدلی با جامعه رو اصلا تمرین نکردن و در برخورد با تراژدیهای بزرگ زندگی، عملکرد ضعیفتری رو از خودشون نشون میدن. این تصویر و منظرهی جالبی از تاثیر سبک زندگی و نحوهی ساخته شدن شخصیتهای مختلف جامعه رو نشون میده.
با وجود اینکه توی این مطلب، اشارهی زیادی نسبت به آلیهو شده اما در جریان فیلم، میشه دید که آلیهو چندان بازنمایی خاصی نداره و صرفا احمق یا عوضی خطاب میشه. اون یه دزد نوپا و بسیار ناشیه که در صورت دریافت حمایت میتونست شخصیتی مثل بچههای سرخیو و پابلو داشته باشه. فیلم به شخصیت آلیهو نپرداخته و بیننده رو هم چندان به قضاوت آلیهو تحریک نمیکنه.
شخصیتهای اصلی، سرخیو و پابلو هستن و درگیریای که روی مسالهی وجدان دارن. میشه حس کرد که نویسنده، نحوهی به هم پیوستن سرنوشت این دو خونواده رو بهعنوان نقطه عطف داستانش در نظر گرفته و در موردش یه توصیف دراماتیک رو به کار برده اما نحوهی برخورد این سرنوشت رو شاید بشه بیاهمیتترین اتفاق این داستان در نظر گرفت. این اتفاق، لزوما هیچ تاثیر شخصیتی خاصی نداره و چالشایی که در جریان به سرانجام رسیدن قضیه ایجاد میشه هم جذابیت لازمو نداره و لزوما سبب تحول خاصی نمیشه. داستان روی نیروها و چرخههای علت و معلول خارج از اراده یا به قول فیلسوفا، موضوعات متافیزیکی متمرکز میشه.
تمرکز روی چنین اتفاقاتی، هر چیزی که باشه، دیگه چندان داستانی در مورد انسان و رشدش نیست. تحولی که شخصیتهای این داستان تجربه میکنن، بههیچ عنوان به وجه تراژیک یه اتفاق جبرگرایانه و این رابطهی علت و معلولی عجیب و غیر این جهانی نمیچربه. بهعبارتی مثل اینه که شما بیاید یه مستند از طبیعت درست کنید که در این مستند، اون گوینده یا مسافری که به دل طبیعت میره، صرفا یه واسطه برای پیش رفتن دوربین و درک کردن طبیعته و لزوما این گوینده، درگیر چالش و خط داستانی خاصی نیست یا حتی اگر تحول و داستانی هم تجربه کنه، جزوی از گزارش درون مستند نخواهد بود. توی یه مستند در مورد طبیعت، لزوما انسان نیست که مورد مطالعه قرار میگیره و بیشتر، طبیعت و قوانین و آهنگش هست که به تصویر کشیده میشه.
تمرکز کم فیلم سرنوشت روی موضوع تحول انسان و پرداختن بیش از حدس به یه داستان که نوعی جبر رو به تصویر میکشه، باعث شده تا درام کار افت کنه و بیننده نتونه چندان با شخصیتهای کلیدی داستان، ارتباط بگیره.
جمعبندی
کارای اسپانیایی توی یه اکوسیستم فرهنگی جالب رقم میخورن که از شرق و غرب عالم و از گذشته و افکار مدرن، یه ترکیب جالب رو به نمایش میذاره. توی این فیلم هم بیشتر به باورایی که در مورد خانواده و روابط والدین و فرزندان و همچنین قدرت سیستم قضایی و پلیس پرداخته شده و به همین جهت هم بعد از ژانر درام، میشه تا حدی ژانر جنایی و اکشن رو توی این فیلم مشاهده کرد.