نقد و بررسی فیلم Fantastic Beasts: The Crimes
11 خرداد · · خواندن 6 دقیقه نقد و بررسی فیلم Fantastic Beasts: The Crimes of Grindelwald 2018| جانوران شگفتانگیز 2
جانوران شگفتانگیز در قسمت دوم خودش تونست بهخوبی یه سری گره داستانی جدید درست کنه و اتمسفر کار که در ابتدا کمی سوت و کور و کمدی بود رو تا حد زیادی تبدیل به یه درام ماجراجویانه کرد. توی این قسمت، به شکل تحسینبرانگیزی درمورد رشد و قدرت گرفتن شرارت صحبت میشه و ما شاهد شخصیتهای جدیدی هستیم که پیشینهی داستانی قابل توجهی دارن.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
دنیای تخیلی جانوران شگفتانگیز، قرار بود که یاد و خاطرهی نوستالژی بسیاری از افراد بالغ امروز رو زنده کنه و ما رو دوباره به دنیای هری پاتر ببره، ولی حقیقت اینه که خیلیها نتونستن با این اثر، مثل داستان هری پاتر ارتباط بگیرن و ازش لذت ببرن. این در مورد سریالی که قراره به زودی از هری پاتر منتشر بشه هم میتونه صدق کنه چون این کارا یه ویژگی بسیار متفاوتی با مجموعه فیلم هری پاتر دارن و اون هم طیف سنی شخصیتای کلیدی داستانه.
توی جانوران شگفتانگیز، ما دیگه با یه گروه دوستی مدرسهای طرف نیستیم و اتفاقا توی لوکیشنهای بسیار متفاوت و با شخصیتهای بالغ اتفاق میوفته. شاید همین هم دلیل امتیازات کمتر جانوران شگفتانگیز نسبت به هری پاتر باشه.
خطوط داستانی، معنادار و جالب هستن و دیالوگها هم بهخوبی طراحی شدن. جلوههای ویژه هم در نوع خودش جالب و چشمنوازه. پس شاید بهتر باشه بدون پیشزمینه و توقع خاصی سراغ این کارای جدید بریم و انتظار نداشته باشیم که لزوما همون حسی رو درونمون زنده کنن که حین دیدن مجموعه فیلم هری پاتر زنده میشد.
نیوت اسکمندر، درظاهر، فقط یه فردیه که به حیوونای جادویی علاقه داره اما در عمل، پاش به پروندههای مهمی باز میشه و خودشو وادار میکنه تا برای انجام کاری که میدونسته درسته، پیشقدم بشه.

چیزی که در قسمت دوم جانوران شگفتانگیز توجهمو جلب کرد، شخصیت کریدنس بود. نه لزوما بازیگریش بلکه خوده مسیری که این شخصیت طی میکنه تا به موجود متفاوتی تبدیل بشه.
کریدنس در ابتدا یه آدم خیلی بیخطره که نه میخواد و نه حتی میتونه که به بقیه آزار برسونه. اون به شدت مطیعه و مدام هم اذیت میشه ولی وضعیتی که هست رو پذیرفته. هرچند که گریندل والد اونو با دنیای شرارت آشنا میکنه اما آیا اگر گریندل والد این کارو نمیکرد، وضعیتش شانسی برای بهبود داشت؟ وضعیت زندگی کریدنس، وقتی که جزو ارتش گریندل والد شد بهتره یا قبلش که توی یتیمخونه زندگی میکرد؟
دقیقا همینه که سطح مسئولیتپذیری نسلای بعدی و منجمله شخصیت دامبلدور رو توجیه میکنه. بچهها گذشتهی همین افرادی هستن که جامعه رو اداره میکنن یا روی سرنوشتش تاثیر میذارن. اگر فردی به حال خودش رها بشه، لزوما به این معنی نیست که دیگه نمیتونه نقش اجتماعی خودشو بازی کنه بلکه میتونه به این معنی باشه که شخص میتونه توسط یه ذهن شرور، مدیریت بشه و به نفع موجودات خودخواه کار کنه.
اینطوری هم نیست که کریدنس اشتیاق خاصی برای تبدیل شدن به یه آدم شرور رو داشته باشه. اتفاقا اون خوش قلبیهای خودشو داشت و تلاش زیادی برای مهار تاریکی درون خودش کرد. مقابله با میل شرارتی که درونش قدرت میگرفت، چالش سادهای به نظر نمیرسید و کسی هم نبود که در این مورد بهش تعلیم بده. در نهایت اون توی دست فردی مثل گریندل والد، شبیه یه تیکه خمیر شد و شخصیت جدیدش شکل گرفت.
نکتهی جالب اینه که حتی خوده گریندل والد هم انتظار نداشت که کریدنس بتونه همچین قدرتی داشته باشه و این کاراکتر، شدیدا دستکم گرفته میشد اما با این وجود، کریدنس گریندل والد رو پذیرفت و مرامشو دنبال کرد.
الگوی قدرت گرفتن تاریکی در داستان جانوران شگفتانگیز، آهنگ بسیار مشابهی با داستان هری پاتر داره. تاریکی، اول برای سالهای طولانی پنهان شده و آدما فکر میکنن که مهارش کردن. بعد بهصورت ناگهانی و به کمک چند نفر آزاد میشه و روند رشد خودشو آغاز میکنه. در نهایت قدرت میگیره و مثل یه سیل، وارد جامعه میشه.
قدرتهای جادویی در این داستان، چیزی شبیه به نوعی استعداد ذاتی هستن که درصورت نادیده گرفته شدن میتونن به فرد آسیب بزنن. فرد یه استعداد و قدرتی داره که اون رو بهلحاظ روانی، گرسنهی کسب تجارب جدید میکنه. هرچند که به کم و کیف استعداد خودش آگاه نیست اما میتونه حس کنه که دوست داره یه چیز جدیدو تجربه کنه. درنهایت اگر کسی پیدا نشه که روش استفادهی درست از استعدادها رو در اختیارش قرار بده، یا به ایدههای پرریسک و دستساختهی خودش متکی میشه و ممکنه خودتخریبی کنه یا اینکه یه فرد شرور میاد و بهش یاد میده که چطوری از استعدادش به شکل تاریکی استفاده کنه.
آدمها صرفا یک بدن فیزیکی زنده نیستن بلکه ذهن گرسنهای دارن. همهی ما ممکنه دوست داشته باشیم که چیزای جدیدی رو تجربه کنیم و از حس کسالت دور بشیم. کسب تجارب جدید، نیاز به مشارکت و اشتراکگذاری استعدادها داره. اگر پذیرای افکار و حرفای همدیگه نباشیم، اینطوری نیست که استعدادهای ذهنی ما بخشکه و فراموششون کنیم بلکه صرفا ممکنه سراغ جمعهای خاصی بریم که پذیرای ما هستن.
گریندل والد و اطرافیانش نوعی رفتار فرقهای دارن و سنت جدیدی رو برای حمایت از افرادی به عمل میارن که قربانی قسمتهای نابهنجار و ناعادلانهی جامعه شدن. امثال گریندل والد، در ابتدا شانس زیادی برای جذب افرادی دارن که دیگه انتخاب زیادی پیش روشون نمونده و به کمک همین اشخاص بهظاهر بیچاره، رفته رفته قدرت مهار ناپذیری رو به دست میارن.
هرچند که این یه داستان تخیلیه اما الگوهایی رو میشه درون داستانش پیدا کرد که بارها در تاریخ دنیا ظاهر شدن و قربانیهای زیادی هم بهدنبال داشتن.
با وجود این مزیتها، نقدای منفی مختلفی رو میشه به سناریوی این فیلم نسبت داد. ما با یه سیستم اجتماعی طرف هستیم که حتی آدمای خوب و زحمتکش جامعه رو قربانی خودش کرده. نیوت اسکمندر، خودش کم از دست جامعهی جادوگرا و سیستمش نکشیده. ما یه فردی مثل تینا رو داریم که همیشه از طرف بالادستیهاش بهشکل بدی قضاوت میشه و حقوقش هیچوقت چنگی به دل نمیزنه. بااینکه کارای مهم و خطرناکی رو به انجام میرسونه اما با خشونت و بیرحمی زیادی محاکمه میشه و تا پای مرگ هم میره.
سیستمی که این شخصیتا بهش خدمت میکنن عملا یه سیستم پر از ایراد و فساده ولی شما نمیبینید که این شخصیتا بیان و یه کار عملی علیه همچین سیستمی انجام بدن، و اتفاقا بهش خدمت هم میکنن تا بتونن بقای خودشون رو تامین کنن.
خوده دامبلدور ادعا داره که یه آدم خیلی خوبه ولی هم توی جانوران شگفتانگیز و هم مجموعه فیلم هری پاتر میشه دید که چقدر توی مدرسهاش خلافای ریز و درشت و قلدری رواج داره و حاضر نیست که همچین چیزایی رو درست مدیریت کنه.
فقط به لطف همچین سیستم پر از سوراخی هست که فردی مثل اسکمندر و تینا میتونن تبدیل به قهرمانای داستان بشن. بهسختی میشه طرف خیر چنین جامعهای رو تعیین کرد، بخصوص وقتی که ایرادات کار آدم خوبا رو تو روشون بگی و منتظر باشی تا ببینی میخوان چه واکنشی نشون بدن یا چه حرفی برای گفتن دارن.
شرارت و بدی، خودشو آزاد میذاره تا چهرههای مختلفی به خودش بگیره اما فردی که خودشو خیر مطلق میدونه، از اینکه کسی ایراداتشو به روش بیاره چندان استقبال نمیکنه و علاقهای هم نداره که فرصتش برای قهرمانبازی و جنگیدن با شرارت علنی رو صرف بازسازی ساختار خودش کنه.
جمعبندی
داستان هری پاتر به لطف دنیای هیجانانگیز و پیچیدهای که داره، شانس خلق داستانهای متنوعتری رو از دل خودش داره. جانوران شگفتانگیز صرفا یکی از این داستانا بود و هرچند امتیازش نسبت به مجموعه فیلم هری پاتر کمتره اما فروش خیلی خوبی رو تجربه کرد، به همین دلیل هم امید میره که بعدها شاهد ساخته شدن داستانهای دیگهای از دنیای هری پاتر باشیم.