نقد و بررسی فیلم Ghostbusters: Frozen Empire 2024
11 خرداد · · خواندن 6 دقیقه نقد و بررسی فیلم Ghostbusters: Frozen Empire 2024| شکارچیان روح: امپراتوری یخزده
مجموعه فیلمای شکارچیان روح، اکشن جالبی دارن اما بهلحاظ داستانی، میشه اونا رو محبوب بچهها و نوجوونا درنظر گرفت. امپراتوری یخزده، پنجمین قسمت از این مجموعه فیلمه که در زمان تحریر این مطلب، چند ماه از انتشارش میگذره. فروش گیشهی این فیلم، دو برابر بودجهای بوده که صرف ساختش شده و بهلحاظ سرگرم کننده بودن، میشه روش حساب کرد.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
مکینا گریس رو میشه نقش اول این فیلم درنظر گرفت که نبوغ و کاریزمای خاصی رو از خودش نشون میده. اون در اینجا نقش یه دختربچه که هنوز به سن قانونی نرسیده رو بازی میکنه اما در واقعیت، 18 ساله است. درحالت عادی، اغلب با موهای بلوند و نسبتا صافی ظاهر میشه اما اینجا با موهای فرفری و مشکی، بیشتر تونسته کاراکتر یه بچهی نابغه رو منتقل کنه. بهعنوان یه بازیگر جوان، خیلی خوب ظاهر شده و فارغ از ادای دیالوگ، از رفتار و حالات چهره هم نهایت استفاده رو برای انتقال نقش خودش استفاده میکنه. ضعف بازیگرای کم سنوسال در فیلما، یه موضوع رایجه که دلیلش هم قابل درکه.
منتقدا مشخصا روی چندان خوشی به امپراتوری یخزده نشون ندادن و امتیاز سایتای نقد، حوالی 50 درصد سیر میکنه اما 79 درصد پسند مخاطبای گوگل رو داره که همتراز با میزان فروش کار هست.
درمورد چنین داستانایی، بهسختی میتونم به نظر منتقدا اهمیت بدم و دلیلشم اینه که کمتر منتقدی رو دیدم که محتوا رو از این زاویه ببینه که این داستان، قراره برای جامعهی خاص مخاطباش، به چه شکلی الهامبخش واقع بشه. یعنی منتقدا لزوما توجه نمیکنن که این داستان، بیشتر قراره که بچهها و نوجوونا رو تحتتاثیر قرار بده و برای جلب توجه منتقدایی که سرشون تو کتاب هست و خاصپسندن، چیزی برای ارائه نداره.

معمولا منتقدایی که نگاهی به روانشناسی کودکان دارن هم روی جوانب اخلاقی داستان تمرکز میکنن و پارامتراشون هم بیشتر سنتیه و با نوشتههاشون سعی دارن به والدین کمک کنن تا کارای مودبانهای رو برای بچهها و نوجوونای خودشون پیدا کنن.
این روش نقد هم چه به قضاوتای درستی ختم بشه چه غلط، قرار نیست که تو این دوره زمونه جواب بده. الان زمانیه که خوده بچهها فیلما رو پیدا میکنن و به والدینشون معرفی میکنن پس چهبهتره که ما هم توی نقدای خودمون برای چنین آثاری، خوده بچهها و نوجوونا رو مخاطب قرار بدیم و با ادبیات سادهای بگیم که قراره چه تجربهای از دیدن فیلم داشته باشن.
وقتی شما یه نگاه انتقادی پیدا کنید، میتونید با امنیت خاطر بیشتری، حتی سراغ داستانایی برید که نواقص زیادی دارن و لزوما نتونستن پیغام سالمی رو منتقل کنن.
مجموعه داستانای شکارچیان روح، برای سرگرم کردن مخاطب خودش، بیشازپیش سراغ اغراقآمیز جلوه دادن سوژهی اصلی داستان رفته و یهسری موجود متافیزیکی رو خلق کرده که قادرن شدیدا توی زندگی روزمرهی انسانا به شکل محسوسی دخالت کنن و درگیر شدن باهاشون، منجر به درگیری و کشمکشهای هالیوودی میشه.

ابتدای این فیلم با یه صحنهی درگیری و ماشینرونی توی خیابونا شروع میشه و بیشتر از اینکه شما تحت تاثیر هیجان دیدن یه فیلم ماوراطبیعی باشید، با صحنههای اکشن، سرگرم میشید.
هشدار: ادامهی این مطلب میتونه داستان فیلم امپراتوری یخزده رو لو بده.
نبرد خیروشر، از جمله موضوعات پرکاربرد در طراحی داستانایی هست که برای بچهها و نوجوونا طراحی میشه و این درحالیه که درک چنین موضوعی، جزء مسائل پیچیده است و نیاز به مهارتهای روانیای داره که خوده افراد بالغ هم هنوز نمیتونن ثابت کنن که نسبت بهش درک جامعی پیدا کردن. یعنی شما اگر این موضوعو توی کارای بزرگسال سینما جستوجو کنید، لزوما نمونههای جالب و شناخته شدهای که به موضوع نبرد خیروشر پرداخته پیدا نمیکنید چه برسه به اینکه ساختار جوامع دنیا رو بررسی کنید و بخواید نمونههایی از آدمایی رو پیدا کنید که به بینش تحسین برانگیزی درمورد نحوهی تفکیک ماهیت خیروشر رسیده باشن.
تصویری که از تفاوت خیروشر در داستان امپراتوری یخزده ارائه میشه هم شبیه الگوی رایجی هست که توی داستانهای رایج کودکانه قابل مشاهده است. گاها افرادی هستن که برای مبارزه با خیر یا شر مطلق انتخاب میشن و خونی که توی رگهاشونه اونا رو ملزم میکنه تا وارد مسیری بشن که علاقهای بهش ندارن یا درموردش اطلاعات زمینهای پیدا نکردن. فرقی هم نمیکنه که زندگی یه شخص، چهاندازه با دروغ و کلک و حقهبازی ترکیب شده باشه، چنانچه فردی برای مبارزه با شر انتخاب شده پس به یه قهرمان تبدیل میشه؛ هرچند که قهرمان رقتانگیزی بهنظر برسه.

شخصیت ندیم در این فیلم هم همچین قهرمانیه. این اصرار داستانای نوجوونپسند و کودکانه برای به پیروزی رسیدن خیر و خوبی، تا حد زیادی تاثیرپذیرفته از توقعاتیه که بینندهها و منتقدین بالقوهی این داستانا دارن. منتقدین اصلی داستانهای نوجوان و کودک، والدینی هستن که دوست دارن روی محتوایی که برای بچهها تولید میشه کنترل داشته باشن و از نظرشون داستانی مناسبه که هرجور شده، خیروخوبی به پیروزی برسه.
گرچه چنین توقعاتی از داستانهای بالغانه هم وجود داره ولی لزوما همهی سازندهها به این موضوع اهمیت نمیدن. طرف صلحطلب و خوشقلب ماجرا، لزوما قرار نیست که بتونه به پیروزی برسه و داستان میتونه با اتفاقات تاریک و تاسفباری تموم بشه.
یه خونوادهی ماجراجو راه میوفته و کلی ساختمون رو خراب میکنه و بدون اینکه خونریزی یا مرگی صورت بگیره، دنبال موجودات ماوراطبیعی میگرده و درنهایت هم صرفا بابت اینکه یه بچه رو با خودشون به ماموریت بردن و به ساختمونا آسیب زدن مورد مواخذه قرار میگیرن. این اصرار به قرارگیری در چهارچوب یک ژانر و حذف پیامدهای قابل انتظار و منطقی برای ایجاد تحریک حسی سفارش داده شده، نتیجهاش میشه خلق داستانهایی که نمیتونن تاثیر روانی خوبی رو ایجاد کنن. حتی در جریان خلق داستانهای تخیلی و فانتزی هم نوعی منطق حاکمه که تضمین میکنه پیغام داستان، قرار نیست ذهن مخاطب رو در حوزهی توهم، گیر بندازه بلکه قراره سبب رشد روانیش بشه. این درمورد داستانهایی مثل امپراتوری یخزده صدق نمیکنه و مفهوم انتزاعی داستان، بیشتر از اینکه پیغامهای منطقی و الهامبخشی رو ارائه بدن، در حوزهی توهم سیر میکنن.

جمعبندی
این خونواده فکر میکنن که شخصیتهای قهرمان شهرن و در کنار همدیگه خوشبختن درحالی که ایدهشون برای رفع کسالت و سرگرم شدن، یک ایدهی توهمیه و منطق داستانی رو شکسته. فیبی فکر میکنه که بچهی نابغهایه که میتونه موجودات ماوراطبیعی رو تحتتاثیر قرار بده و چنین نیروهایی رو کنترل کنه اما درواقع، پتانسیل اون برای تاثیرگذاری، منجربه ایجاد خرابی و هرجومرج میشه. ملودی خیلی راحت دچار عذاب وجدان میشه و بهخاطر داشتن تعلقاتش، حاضر میشه یه دنیا رو دچار هرجومرج کنه و این درحالیه که انگیزهاش قابل توجیه نیست و نمیتونه شرارتی که مرتکب شده رو منطقی جلوه بده.
چنین سناریویی نمیتونه ادعا کنه که تونسته تصویر جالب و سالمی از نحوهی تفکیک خیروشر ارائه بده. یه کار سرگرمکننده هست اما سیگنالهایی که ارائه میده، بیشتر از اینکه حاوی ایدههای مفید باشن، سعی داره تا نوعی توهم شیرین و سرگرمکننده رو ارائه بده.