اگه از طرفدارای کریس ایوانز هستید، فیلم با‌استعداد اجازه داده که این بازیگر بدون قدرتای ماوراطبیعی و کاستوم‌های عجیب، در یه درام خونوادگی، خودنمایی کنه. هرچند که در توصیف ژانر این فیلم از کلمه‌ی کمدی هم استفاده شده اما لزوما قرار نیست که باعث بشه که با شوخی‌های جذاب و جدیدی رو‌به‌رو بشید بلکه فضای واقع‌گرایانه‌ای داره و بیشتر به مفهوم درام، تعهد نشون داده.

 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

بعد از گذشت مدت قابل توجهی از انتشار با‌استعداد، میشه دید که امتیاز 7.6 رو با درصد مشارکت مناسبی از سایت IMDb به‌دست آورده و 71 درصد از مخاطبای گوگل هم پسندیدنش. همه‌ی بازخوردا رو میشه متناسب با درامی در‌نظر گرفت که یه روایت ممکن‌الوقوع رو با نرمال‌ترین استاندارای رایج در کارای آمریکایی به‌تصویر کشیده.

هشدار: ادامه‌ی این مطلب می‌تونه داستان فیلم با‌استعداد رو لو بده.

افرادی که با موهبت خاصی متولد میشن یا در‌نتیجه‌ی سعی و تلاش خودشون به نبوغ خاصی میرسن، چنانچه در سال‌های ابتدایی زندگی و در مسیر بلوغ باشن، بسیار آسیب‌پذیر و حساس هستن. هم خیلیا پیدا میشن که ممکنه بخوان ازشون سو‌ءاستفاده کنن و هم خودشون ممکنه در‌مقابل انتخاب‌های مختلفی که پیش روشون هست، دچار سردرگمی و اشتباهات جبران‌ناپذیر بشن. 
شخصیت درون این داستان، فردیه که در معرض غارت شدن و سوءاستفاده است و بیش‌از‌پیش نیاز به یک حامی داره که بهش اجازه بده از دوران کودکیش لذت ببره و بابت استعدادش، سریعتر از موعد، وارد دنیای بزرگسالی نشه. 
ما عمدتا وقتی همچین افرادی رو می‌بینیم که انگار از نوعی موهبت خدادادی برخوردارن، با خودمون میگیم حیف که همچین جایی زندگی میکنی یا حیف که کسی هواتو نداره و استعدادت داره تلف میشه. ما به علم و استعداد به‌چشم نوعی هویت و هدف نهایی نگاه می‌کنیم که در‌عین حال، شدیدا نیاز داره که دیده بشه و در‌موردش سرمایه‌گذاری صورت بگیره.

اما وقتی همچین افرادی در جوامعی پیدا میشن که افراد سرمایه‌گذار حاضر و آماده‌ای داره، تازه روی تاریک این مدل استعداد‌ها رو می‌فهمیم. آمریکا یه جامعه‌ی شدیدا رقابتیه و خیلیا هویت خودشون رو تماما در مسیر رقابت‌های مرتبط با یک علم یا حرفه تعریف میکنن. وقتی کسی نتونه به نوعی مزیت رقابتی برسه، پیش از اینکه کسی به‌روش بیاره، خودشو یه بازنده در‌نظر می‌گیره. 
افرادی که توی همچین جامعه‌ای از یه استعداد خاص و ذاتی برخوردارن، ممکنه حتی تا جایی پیش برن که امنیت زندگی‌شون به خطر بیوفته و پرونده‌های مستندی رو میشه در این مورد هم پیدا کرد. اما واقعا کدوم جامعه مناسب‌تره؟ با همچین پدیده‌های خاص و کمیابی باید چیکار کرد؟ آیا همچین افراد با‌استعدادی، مسئولیت جدیدی رو برای اطرافیانش ایجاد میکنن؟

تصمیم‌گیری درمورد این موضوع، چیزی فراتر از درک یک علم آکادمیکه. ما نباید فراموش کنیم که پیش از هر‌چیز، با یه انسان طرفیم که بعضا داره دوره‌ی کودکیش رو طی میکنه و دوست داره کیفیتی مثل زندگی بقیه‌ی بچه‌ها رو تجربه کنه. علایق منحصر به‌فرد و استعداد عجیب خودشو هم داره و ازش لذت میبره اما واقعا نمیشه ازش انتظار داشت که مثل یه فرد بالغ، خودشو وقف علم کنه و دست از لذت بردن از زندگیش برداره. 
احتمالا شما هم والدینی رو دیدید که بچه رو از همون سال‌های ابتدایی، درگیر انواع کلاسای آموزشی میکنن و دوست دارن بچه‌شون با دست پر، وارد رقابت علمی و حرفه‌ای بشه. شاید چون وقتی خودشون وارد جامعه شدن، حس کردن که حامی خاصی ندارن یا نمی‌تونن با توانایی های خودشون، به مزیت بخصوصی دست پیدا کنن. بحث اینه که کسی اون کودکی رو ازشون نگرفته که بتونن فقدان تجارب بخصوص کودکی رو درک کنن و به همین دلیل هم براشون دشوار نیست که چنین تجاربی رو از بچه‌های خودشون دریغ کنن. 
فرقی نداره ما با استعداد خاصی متولد شده باشیم یا آدمی با توانایی‌های ذهنی خیلی‌خیلی معمولی‌ای باشیم. ما بدون اینکه درخواست بدیم، وارد یه دنیا شدیم و این مسئولیت به‌عهده‌ی نسلای قبلی ما بوده که جامعه رو پذیرای ما بسازن و شرایط رشد ما رو فراهم کنن. این خوبه که یکی سعی کنه میراث خودشو بسازه ولی توی یه شرایط رقابتی بیمارگونه و جامعه‌ای که واقعا آسیب دیده و نمی‌تونه حامی آدماش باشه، زجر دادن خودمون و بقیه برای کسب یه مهارت خاص یا پیروز شدن در یک رقابت، حتی یه راه‌حل کوتاه مدت هم نیست و تضمینی نمی‌کنه که بتونیم تجربه‌ی خوبی از زندگی داشته باشیم.


جمع‌بندی
تراژدی درون این فیلم، حتی بعد از تموم شدنش هم ثابته و همچنان یه بچه وجود داره که عده‌ای بهش چشم دوختن و ازش انتظارات خاصی میره و قراره در ادامه، بیشتر هم وارد جامعه‌ای بشه که اونو تحریک می‌کنه تا رقابت‌طلب باشه و منحصر به فرد باقی بمونه. شاید بشه گفت که افرادی که با یه استعداد ذاتی متولد می‌شن، در‌واقع بیشتر هم در‌معرض آسیب روانی هستن و قراره در موقعیت‌های سخت‌تری هم قرار بگیرن و این مهمه که افراد بالغ، در‌مقابل همچین موجودات آسیب‌پذیری، مسئولیت‌پذیری بیشتری نشون بدن.