نقد و بررسی فیلم Gladiator 2000| گلادیاتور
11 خرداد · · خواندن 4 دقیقه
واکین فینیکس، دو تا چهره توی سینما داره. یکی زمانی که هنوز مرد جوونیه و معمولا بدون ریش و با هیکل ثابتی توی فیلما ظاهر میشه و معمولا فرم بازیهاش هم یکدست هستن، و یکی واکین فینیکسی که همه منتظرن از بازیگری متد استفاده کنه و شاهکاری مثل جوکر رو خلق کنه؛ واکین فینیکسی که دیگه کمی پا به سن گذاشته و به لحاظ ظاهری، خیلی با دورهی جوونیش فرق کرده.

ما توی فیلم گلادیاتور، با یکی از آخرین کارای واکین فینیکس جوون رو به رو هستیم که در نوع خودش، سعی کرده تا بعضی از ویژگیهای روانی کومودوس رو با هنر خودش به تصویر بکشه. هرچند که نقش اصلی این فیلم، راسل کرو هست اما نمیشه منکر شد که واکین فینیکس، بابت بازی توی این فیلم تونست شهرت قابل توجهی به دست بیاره و هنوز هم جزو کارای تحسین شدهی تاریخ سینما به حساب میاد.
بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
گلادیاتور در حال حاضر، امتیاز 8.5 رو از سایت IMDb و 90 درصد پسند مخاطبای گوگل رو داره و هرچند که خیلی از تکنیکای فیلمسازیش دیگه مورد استفاده قرار نمیگیره و کهنه شده اما بهعنوان یه کار تاریخی و حماسی، هنوز هم کار کمنقصی بهحساب میاد.
کارایی که با مبارزه و خونریزی ترکیب شدن، بدون یه داستان و دیالوگپردازی خوب، شبیه یه مبارزهی خونین ورزشی میشن و بهسرعت مخاطبو از خودشون زده میکنن اما مجادلهی بین کومودوس و ماکسیموس، تا لحظهی آخر، شانس اینو داره که کنجکاوی بیننده رو بیدار کنه.

هرچند که دنیای گلادیاتور، یه دنیای پر از مبارزه و خشمه اما معمای وضعیت روانی پادشاه غمگین، نقطه عطف مهمی در تعیین سرنوشت یه ملت به حساب میاد. ما با مردی رو به رو هستیم که مردانگیش زیر سوال رفته و هرچقدر هم که سعی میکنه از الگوهای رایج پیروی کنه و مردانگی خودشو ثابت کنه، باز هم به در بسته میخوره و نمیتونه رضایت دیگران رو جلب کنه.
مردانگی تعریف گستردهای توی فرهنگ عمومی داره و میتونه از راههای بهنجار و نابهنجاری به دست بیاد. گلادیاتور، مردیه که نسبت به وضعیت جامعهی خودش انتقاداتی داره اما به نفع اعتبار و شرافت خودش هم دست به مبارزه میزنه و بزرگترین خواستهاش بعد از تموم شدن جنگ هم همینه که بتونه به خونه و زمین کشاورزیش برگرده.
هشدار: ادامهی این مطلب، تاحدی داستان فیلم رو لو میده.

واکین فینیکس شخصیت سردرگمی رو به تصویر میکشه. اون به عنوان یه پادشاه غمگین، تا حد زیادی در دوران کودکی خودش گیر افتاده و از اینکه نمیتونه محبوب قلبها باشه، مضطرب و افسرده است. در برخی موارد، بهسختی میشه بهش حق نداد، مخصوصا وقتی که نگاهی به وضعیت جامعه میندازیم و آدمایی رو میبینیم که میتونن ساعتها از جنگ و خونریزی و تیکه تیکه شدن آدما لذت ببرن. آدمایی که با پرتاب چند تا تیکه نون، خوشحال میشن و زیر آفتاب داغ، برای دیدن گلادیاتورها و ریخته شدن خونشون جمع میشن.
این فیلم یه کار مردانه است و بهکرار در مورد عرف مردانگی صحبت میکنه. مردانگی رو با خشونت، جدیت و قدرت طلبی میشناسیم اما در عین حال، این حس یا خواستهای هست که مثل شمشیر دو لبه عمل میکنه. مردانگیای که از راههای نابهنجار و غیر انسانی تقویت بشه، میتونه بازتولید رنج و خشونت افراطی رو به همراه داشته باشه.
دنیای مردانه، دنیایی با خواستههای متفاوته و در مورد تفاوت اساسی جنسیتهای مختلف، هیچ شکی نیست. با این وجود، همونطور که عرفهای زنانهی بهنجار و نابهنجار مختلفی وجود داره، میشه توی دنیای مردا هم به دنبال الگوهای بهنجار و نابهنجار بود. الگوهای نابهنجار مردانه، صرفا جامعه رو برای زنان و کودکان سخت نمیکنن بلکه برای خوده مردا هم تبدیل به یه جامعهی رقابتی و فرسایشی بیمارگونه میشه و رفتهرفته، همه رو قربانی خودش میکنه.
این درحالیه که میشه مردانه زندگی کرد و از مرد بودن لذت برد، بدون اینکه به دیگران آسیبی رسوند و خشم رو به جهت نسلکشی و یا تلخ کردن زندگی به کام دیگران، استفاده کرد.
توی خیلی از نقدهای فمنیستی، تقریبا تمام رفتارهای مردانه زیر سوال میرن و مرد خوب رو مردی با ویژگیهای ضعیف مردانه توصیف میکنن که قادر به اعلام قدرت و خشونت نیست و اصولا اصلا هورمونی به اسم تستسترون، در درون بدنش وجود نداره ولی درواقع این حالات مردانه نیست که به خودی خود نابهنجاره.
جمعبندی
سواستفاده از ویژگیهای مردانه، اغلب در قالب سواستفادهی شغلی و به بردگی کشیدن نیروی کار بسیار مفید صورت میگیره. قدرت بدنی مردها، طمع افراد زیادهخواهی که علاقهی زیادی به افزایش داراییهای مادی خودشون دارن رو افزایش میده. از این بابت، جامعه شروع میکنه به تولید نوعی عرف فرمالیته که به مردها تلقین میکنه که مردانگی یعنی اینکه تو بتونی خشن و بیرحم و تماما در خدمت قبیله باشی. اگر اونطور که ما میگیم، مردانگی خودتو ثابت نکنی، لیاقت دوست داشته شدنو هم نداری.
فیلم گلادیاتور، بهخوبی تاثیر چنین عرفی رو نشون میده و ما میبینیم که این افکار بدوی، چطور تجربهی تک تک آدما، از شاه گرفته تا فقیرترین افراد جامعه رو تحت تاثیر قرار میده.