نقد و بررسی فیلم How to Make Millions Before Grandma Dies 2024| راهنمای میلیونر شدن، قبل از مرگ مادربزرگ

مرگ مادربزرگ، یه کار درام خونوادگی محصول تایلنده که زیاد توی فرهنگای خاص تایلندی غرق نشده و صرفا ویژگی های مشترک فرهنگای آسیای شرقی رو به کار بسته. 
هرچند که از انگیزه ها و جهانبینی شخصیت مادربزرگ خوشم نیومد اما درامی که بین فرد سالخورده و نوه ی نوجوونش شکل گرفت، حقیقتا اشکم رو درآورد.

این کار به نسبت ملیت و ژانر و میزان تبلیغاتی که براش صورت گرفته، بازخوردای خیلی خوبی داشته. تا امروز، از مجموع 12 هزار مشارکت کننده در سایت IMDb تونسته امتیاز 8 از 10 رو به دست بیاره که میشه گفت امتیاز نسبتا شایسته ایه. چنین الگوی داستانی ای رو ممکنه به کرار در فیلمای درام خونوادگی دیده باشید و چیز چندان غیر منتظره ای در انتظارتون نباشه اما فکر نمیکنم که انتظاری که از یه درام خوب میره، ایجاد رمز و راز و حس ماجراجویی باشه بلکه انتظار میره که یک اتمسفر باورپذیر، روی صحنه بیاد و قلب بیننده رو با خودش همراه کنه. 
 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

 

چیزی که درموردش خیلی کنجکاو بودم، میزان فروش این فیلم و مقایسه اش با میزان هزینه ای هست که براش صورت گرفته چون فکر میکنم این ارقام، به درک وضعیت سینمای هر کشور و سلیقه ی عمومیشون، کمک میکنه. این کار، فروش خیلی خوبی رو توی خوده تایلند تجربه کرده و در دو هفته ی اول انتشار، مقام اول فروش رو به دست داشت و در سطح بین المللی هم نسبت به رقبای تایلندی خودش، دست بالا رو داشت.

چشم بسته هم میشه گفت چرا مردم از چنین سناریویی خوششون اومده. احترام به خونواده خوبه، بزرگترا محترمن حتی اگر خرافاتی باشن یا سعی کنن افکار نه چندان منطقی خودشون رو به بقیه تحمیل کنن. هیچ وقت از محبت و عشق والدین خودتون ناامید نشید و سعی کنید در هر شرایطی، بچه ی خوبی برای اونها باقی بمونید. 
به رغم اتمسفر سازی خوب و بازی جالب بازیگرا، چهارچوب های داستانی و نحوه ی شروع سفر روانی پیرزن و نوه اش، اصلا هم جالب نیست و انگار فقط سعی میکنه بیننده رو به سمت یک گره یا چالش خونوادگی هل بده. 


شما نمی تونید یه شبه به افکار و خرافاتی خوشبین بشید یا سازگاری پیدا کنید که صرفا ازشون بیزار نبودید بلکه وجودشون، عملا روی کیفیت زندگیتون تاثیر منفی گذاشته. 
پیرزن داستان، با تن دادن به فرهنگ پوسیده ای که از اجداد خودش به ارث برده، بیشتر از همه خودشو تحقیر میکنه چرا که حتی تا آخرین روزهای عمرش هم بابت سازگار شدن با همچین سنتی، مجبور شد حقارت بکشه. 
اینکه یه نفر سن و سالی ازش گذشته یا دم مرگه، دلیل بر این نمیشه که یه فیلمساز بیاد و از تحریک احساسات بیننده استفاده کنه تا طبع نقاد بیننده رو بگیره و اونو به سازگاری بیشتر با عرف پوسیده دعوت کنه. 
هشدار: ادامه ی این مطلب میتونه داستان فیلم رو لو بده. 
نقطه عطف داستان رو میشه در انگیزه ی مادربزرگ از دروغ گفتن به نوه اش و پنهان کاری درمورد میراثی که میخواد بهش برسونه دید. اون هرگز هدف اصلی خودش رو به زبون نمیاره اما مشخصا سعی داشته تا از این طریق، ببینه که میتونه عشقی از جانب فرزند و نوه هاش داشته باشه یا نه. اون با وجود اینکه سال ها عمر کرده و با افراد زیادی سر و کله زده، هنوز هم مثل یه بچه یا فرد نوجوون، علاقه مند به تجربه ی عشق هست و روش های خلاقانه ی خودش رو برای کسب بیشتر عشق، به کار میگیره. 
گنجوندن چنین ایده ای در درون داستان، عملا به ایجاد حیله و کنجکاو کردن بیننده، کمک شایانی کرده. 
چیزی که در جریان مرور نقدهای این فیلم برام جالب جلوه کرد اینه که منتقدای اهل آمریکا و اروپا، بیشتر به سرعت فیلم انتقاد کردن که شما این نقد رو نسبت به بسیاری از کارهای آسیای شرقی هم میتونید ببینید. در کشور ما، کارای آسیای شرقی، طرفدارای خاص خودش رو داره و با توجه به فرهنگ شرقی، ما خواه ناخواه، متوجه حالت ذن و تحریک شدن به تفکر عمیق درمورد روابط انسانی میشیم که به لطف برخی سکانس های منفعل یا کش اومده، محقق میشن. 
شما معمولا در کارای هالیوودی نمیبینید که یک صحنه، چندان بر روی حالات ظاهری یا اتمسفر طبیعت یا منظره ای خاص از تنهایی و سکوت یک انسان، ساخته بشه. اتفاقات معمولا با تراکم بیشتری در ساخته های غربی رخ میدن و شاید همین هم باعث میشه که نقد منفی پرتکرارشون نسبت به کارهای آسیایی، چنین چیزی باشه. 
انتقاد پرتکرار دیگه ای که نسبت به این فیلم مطرح شده، طرح کلیشه ای و قابل پیش بینیش هست که پیش از این توضیح دادم چرا چنین اتفاقی، برای یه فیلم درام، لزوما ایراد به حساب نمیاد. یه تکرار خوب از تجربیات خوب و بد زندگی انسان ها در قالب یک فیلم درام، همیشه شانس اینو داره که توجه مخاطبا رو به خودش جلب کنه. مرگ مادربزرگ هم در نوع خودش، تکرار خوبی به حساب میاد و احتمالا حس کسالت شدید رو صرفا به مخاطبی میده که ژانر درام محض، جزو موضوعات محبوبش نیست. 
در مقابل منتقدایی که با حالت ذن کارای آسیایی کنار نیومدن، اتفاقا میشه منتقدایی رو پیدا کرد که نه تنها ترجیح میدادن ذن درون این فیلم بیشتر بشه بلکه به کارگردانی و میزان مهارتش در نشون دادن موقعیت های احساسی و حالت درام داستان، ایراد گرفتن. 
هیچ حد و مرزی برای ظرافت بخشیدن به داستانی که سعی داره درمورد احساسات انسانی صحبت کنه نیست. این احساسات، در عین پیچیدگی، از ویژگی انتزاعی خاصی برخوردارن که به تصویر کشیدنشون، بیشتر از تکنولوژی های پیشرفته، نیاز به خلاقیت فیلمسازا رو به چالش میکشه. 
معمولا از نوعی نماد گرایی برای نشون دادن احساسات انسانی در فیلم های آسیای شرقی استفاده میشه با این وجود، حساسیتی که روی حالات صورت و واکنش های بازیگرا وجود داره هم عموما بیشتر از این حرفاست.

نقد منفی پایانی و پرتکراری که میشه بهش اشاره کرد، عدم وجود کمدی در ساختار این فیلمه. میشه گفت اصلا کمدی خاصی درون فیلم مرگ مادربزرگ وجود نداره و بعضی از مواقع، انگار که به زور سعی کردن یه چیز تقریبا خنده دار رو توی داستان بگنجونن. این چیز نادری نیست و به کرار دیدم فیلم هایی که صرفا قرار نیست فضای مالیخولیایی و دردناکی داشته باشن، ژانر کمدی رو در معرفی خودشون مینویسن. شاید هدفشون از این کار اینه که بیننده ها از ترس دیدن یه کار غم انگیز، فیلم رو برای دیدن در یه آخر هفته، کنسل نکنن.

جمع بندی 
به لحاظ ظاهری و حسی، فیلم مرگ مادربزرگ میتونه تاثیر عمیقی روی ذهن مخاطب بالقوه اش داشته باشه. چنین ایده هایی، به راحتی محبوب قلب جمع های خونوادگی میشن و بهشون این حس رو میدن که وقتشون رو صرف دیدن فیلمی پرمفهوم و مفید کردن اما به شخصه تاثیر چنین فیلمی رو بیشتر یه تاثیر منفی میدونم و به لحاظ محتوایی، بیشتر به این سمت و سو رفته که به والدین، نوعی قداست کاذب ببخشه و احساسات آدما رو درمورد نادیده گرفتن ایرادات شخصیتی افراد بالغ، تحریک کنه. 
مادربزرگ این فیلم، با افراد به شدت سنتی و رقت انگیزی زندگی میکرد و این سنت گرایی، حتی روی آخرین خواسته ی زندگیش یعنی داشتن یه قبر و تابوت خوب هم تاثیر میذاره. چنین شخصیتی، یه فرد سطحی نگر و انتقاد ناپذیره، حالا چه بخواد در قالب یه فرد جوون ظاهر بشه و چه در قالب یه فرد کهنسال.