نقد و بررسی فیلم Harry Potter and the Prisoner of Azkaban 2004| هری پاتر و زندانی آزکابان

در حال حاضر، 20 سال از انتشار فیلم هری پاتر و زندانی آزکابان می‌گذره و هنوز هم صرف شنیدن اسمش می‌تونه لحظه‌هایی پر از هیجان، حس کنجکاوی و ماجراجویی رو زنده کنه.

اینجا مرحله‌ای هست که هری پاتر و دوستانش، خیلی بیشتر از قبل وارد جامعه‌ی جادویی میشن و می‌تونن نگاه انتقادی‌تری به سیستمای حاکم بر جامعه پیدا کنن. 
آشنایی هری پاتر با پدرخونده‌اش، عملا اونو وارد مبارزات رادیکال میکنه و جامعه‌ی جادویی‌ای که تا این زمان، اینقدر براش جالب، جدید و اسرارآمیز بوده رو تبدیل به محیطی میکنه که به‌سختی میشه به چیزی اعتماد کرد یا آینده‌شو روشن دید.

 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

یکی از محلای فیلم‌برداری این کار، پادشاهی متحده است که محل اصلی فیلمبرداری سریال معروف گیم آو ترونز هم به حساب میاد. اتمسفری که توی این فیلم بازنمایی میشه، یادآور حس مرموز و ناامن درون رمان هست اما مشخصا ما با یه فیلمی طرف هستیم که خیلی کمتر از قسمتای قبلی، سعی کرده به رمان خودش متعهد باشه. 
اینجا همون قسمتی هست که به‌خاطر مرگ بازیگر قبلی دامبلدور، مایکل گمبون رو به‌جاش میارن که البته بازیشو خیلی بیشتر می‌پسندم و کاریزماش بسیار تحسین برانگیز و در همپوشانی با شخصیتی هست که توی رمانای هری پاتر میشه دید. 
توی قسمتای قبلی هری‌پاتر، جلوه‌های ویژه و اتمسفر‌سازی‌های مصنوعی، به‌کرار به چشم میخورن اما سازنده‌های این قسمت، دست و دلبازانه به‌سراغ روشای حرفه‌ای‌تر ساخت فیلم رفتن و فضاهای وسیعی که شخصیتا درونش ظاهر میشن، کاملا واقعی‌ان که همین به تقویت باورپذیری و جذابیت فیلم، اضافه کرده. تشخیص تصنعی بودن صحنه‌هایی که به‌کمک کامپیوتر ساخته میشن، هنوز هم امکان‌پذیره، چه برسه وقتی با کارایی که ساختشون به چند دهه‌ی قبل برمی‌گرده رو‌به‌رو بشیم.

هشدار: ادامه‌ی این مطلب می‌تونه داستان فیلم رو لو بده.

هری پاتر با وجود قسمتای مختلفی که ارائه داد، از‌جمله کارایی شد که مخاطباش دوست داشتن بیشتر از اینها خودشو بازتولید کنید و همون اتمسفر جادویی و درام جالب رو به‌نمایش بذاره. در‌واقع هری پاتر از معدود داستان‌های فانتزی و جادویی نوجوون پسنده که تونسته یه درام خیلی خوب رو با الهام از یه جامعه‌ی کاتولیکی ایجاد کنه. هرچند که جادوگرای توی این فیلم به صراحت چیزی درمورد عقاید مذهبی خودشون نمیگن و جهانبینی کاملا متفاوتی رو توصیف میکنن اما سبک زندگی‌شون، کاملا کاتولیکیه و همون آرمانای رایج در جوامع هم‌جوارشون رو برای شکل دادن به فرهنگ‌شون دنبال میکنن.

خونواده و نسبت خونی در این فرهنگ از اهمیت زیادی برخورداره و عدم تعلق، همیشه یه زنگ خطر و دلیل نسبتا قانع کننده برای تجربه‌ی بحران عاطفیه. کسی که والدین حمایت‌گری نداره در لبه‌ی پرتگاه قدم برمی‌داره و بسیاری از تجاربی که افراد متعلق به خونواده‌های نرمال تجربه میکنن رو نخواهد داشت. چالش‌های مرتبط با این موضوع تا حد زیادی دامنگیر هری پاتر هم هست. هرچند که اون ثروت خوبی از والدینش به ارث برده و همچنین خاطره‌ای از فداکاری و توصیفات زیادی از خوش‌نامی اونا رو یدک میکشه اما ما بارها می‌تونیم ببینیم که بابت یتیم بودن، مورد ظلم قرار می‌گیره یا مجبور میشه چیزایی رو تجربه کنه که خاص افرادی مثل اون هستن.

این اتمسفر رو میشه در همپوشانی با واقعیت جوامع کاتولیکی دونست و حتی اگر بگیم فرهنگ بدیه، بازنماییش در جریان یه فیلم، لزوما کار نابهنجاری نیست. اینکه شما یه داستان باورپذیر و واقعی خلق کنید اتفاقا یه مزیت به‌حساب میاد. نکته اینه که آیا در کنار این بازنمایی، یه فرهنگ نابهنجار رو تحسین هم می‌کنید؟ اتفاقی که در داستان هری پاتر میوفته به این صورته که فرهنگ اهمیت دادن بیش از حد به پیوندهای خونی و خونوادگی، مورد تحسین قرار می‌گیره و اصلا مایه‌ی اصلی طراحی درام داستان و موقعیت‌های سانتی‌مانتال شده. ما به‌کرار هری پاتر رو می‌بینیم که با فکر کردن به والدینش سعی میکنه انگیزه‌ای دست‌و‌پا کنه و خودشو قانع کنه که به جنگ با تاریکی بره. تاریکی‌ای که لزوما یه موضوع شخصی و خونوادگی نیست و سایه‌اش روی جامعه‌ای افتاده که داره درونش زندگی می‌کنه.

مشکل اینه که چنین شخصیتی اگر خاطره‌ای از والدین حمایت‌گر و خوش‌قلب نداشت، دقیقا چطور می‌خواست این انگیزه‌ها رو برای خودش دست‌و‌پا کنه؟ خلاصه‌ی کلام اینه که شما برای مواجهه با یه تاریکی عظیم، نیاز به انگیزه‌ها و تعلقاتی فراتر از چیزی دارید که می‌تونید در محیط خونواده و دوستان خودتون به‌دست بیارید. مبارزه با نابهنجاری‌های درون جامعه، از یه انسانیت عمیق و مسئولیت‌پذیری نشات می‌گیره که در اینجا، به این مدل انگیزه‌ها پرداخته نمیشه. 


آشنایی هری پاتر با پدرخوانده‌اش صرفا بهونه‌ای میشه تا تعلقات خونوادگی رو درون خودش تقویت کنه و سعی کنه انگیزه‌های بیشتری رو برای خودش بتراشه. جنگ بزرگ با تاریکی نزدیکه و هری پاتر هم سعی داره خودشو به‌لحاظ روانی تقویت کنه. اون نیاز به دلیل و انگیزه‌ای برای مبارزه داره اما مگه توی جامعه‌ی اطرافش چی هست؟ توی دنیای آدما از طرف خونواده‌ی خاله‌اش مدام مورد ظلم قرار گرفته و در جامعه‌ی جادویی و مدرسه‌اش هم قلدری و خشونت رو تجربه کرده. بسیاری از شخصیت‌های درون جامعه هم آدمایی هستن که به‌راحتی خودشون رو به تاریکی تسلیم می‌کنن. 
این تاکید زیاد سناریو به اهمیت تعلقات خونوادگی، همچنین باعث میشه تا شخصیت‌های مثبت، عمدتا نوعی ترحم رو نسبت به شخصیت‌های شرور تجربه کنن و داستان پشت سرشون رو توجیهی برای سکوت یا پذیرفتن فرم فعلی جامعه بدونن. یعنی شما شخصیت‌های منتقد خاصی رو نمی‌بینید، شما فقط مبارزایی رو می‌بینید که سعی می‌کنن وقتی که جنگ شروع شد، سلاح خودشون رو بیرون بیارن و در حالت عادی بپذیرن که آدم بدا باید وجود داشته باشن یا ما نمی‌تونیم جامعه رو چندان تغییر بدیم.

البته ناعادلانه است که چنین ویژگی‌ای رو به همه‌ی شخصیت‌های مثبت داستان نسبت داد. هرمیون، هرماینی یا هر اسمی که باهاش راحت تر هستید، دقیقا یادآور آرمان‌های لیبرالی هست که در واقعیت هم شاهدش هستیم. اون چشم‌انداز بلند والایی داره و امید داره که بتونه یه تغییر جدی ایجاد کنه. صرفا مشکلی که داره اینه که از روشای چندان جالبی برای این کار استفاده نمی‌کنه و بخش زیادی از انگیزه‌اش از نوعی دلسوزی بی‌فایده و رقت‌انگیز نشات میگیره. 
معمولا هیچ تغییری بدون ایجاد تحریک حسی و هیجان‌زده کردن آدما ایجاد نمیشه و شما جامعه‌ای رو می‌بینید که آدما متمرکز بر زندگی خونوادگی خودشون هستن و همدلی کافی برای کار کردن با سیستم‌ها و شخصیت‌های فاسد رو ندارن. تحریکات حسی، می‌تونه حرکت‌های سریع و انقلابی رو به‌دنبال داشته باشه اما درمورد اینکه واقعا می‌تونن تاثیر طولانی‌مدت قابل توجهی بذارن، نمیشه مطمئن بود.


جمع‌بندی
همونطور که قبلا گفته شد، هری پاتر یکی از بهترین درام‌های فانتزی رو به‌تصویر میکشه و زیاد پیش نمیاد که ببینید یه کار خوب در ژانر فانتزی ساخته بشه که شخصیتاش تا این اندازه باورپذیر باشن و بیننده بتونه باهاشون ارتباط بگیره. شما به‌راحتی می‌تونید خودتون رو جای شخصیت‌های این داستان بذارید و به‌خاطر منطق داستانی خوبی که داره، توی دنیای تخیلی‌ای که نویسنده خلق کرده، زندگی کنید یا حتی گسترشش بدید. نبوغ نویسنده رو به‌هیچ‌عنوان نمیشه نادیده گرفت. هیچ‌کدوم از نقدای منفی‌ای که توی این مطلب مطرح شد هم به این معنی نیست که از دیدن همچین فیلمایی اجتناب کنید. مجموعه فیلمای هری پاتر خیلی جذاب هستن و می‌تونن تجربه‌ی هیجان‌انگیزی رو خلق کنن.