وقتی نقاشی می‌کشم کاملا باور دارم که اگر همین ایده‌‌ی توی ذهنم رو به هوش مصنوعی بدم، می‌تونه نقاشی‌هایی به مراتب بهتر بکشه یا نتیجه‌ی کارش خیلی خلاقانه‌تر و زیباتر باشه. با این وجود حالا راحت‌تر از گذشته، از نقاشی برای آزاد کردن ذهن و فراغت استفاده می‌کنم. 

شاید به همین دلیل هم هست که گلایه‌ای از وجود هوش مصنوعی ندارم چون به شکل ملموسی می‌بینم که توقعات و نقدهایی که درمورد نقاشی مطرح میشد تا حد زیادی تغییر کرده و رقابت‌های سمی بین نقاشا هم کمتر شده. درواقع وضعیت فعلی، نقاشای اهل رقابت ناسالم رو سرخورده کرده. 

ایده‌ای که برای ساخت و پیاده کردنش ممکنه یک ماه وقت بذاری، برای هوش مصنوعی فقط کار چند ثانیه است. نتیجه‌اش هم خیلی خوبه، بعضا عالیه. 

همیشه نتیجه مدنظر نیست؛ بخصوص درمورد هنر، این مهمه که آدم برای خودش احترام قائل باشه و این کار رو صرفا مثل یه تاجر انجام نده. در این حالته که هنر می‌تونه ارتباط بهتری بین آدما ایجاد کنه بتونن ازش به‌عنوان ابزاری برای درک بیشتر همدیگه استفاده کنن.