نقاشی دیجیتال با برنامه‌ی اتودسک

موضوع اصلی این نقاشی، مفهوم فقر روانی و تاثیراتی هست که در طولانی مدت و حتی بعد از تموم شدن دوره‌ای از فقر ممکنه باقی بمونه.

دفعه‌ی بعد اگر بخوام طرحی از پنیر سفید بکشم احتمالا از پاکت پنیر استفاده می‌کنم تا منظور رو بهتر برسونه.

پنیر مثل یک خوراک ذهنی خنثی و پرتکراره. راحت‌ترین یا شاید انتخابی در دسترس که ظاهر و طعم جنجالی‌ای نداره.

گرگ درنظرم حیوانی با قدرت و مهارت بالا در حفظ بقاست. جسد این حیوون، درنظرم یادآور تاثیر فقر روانیه که می‌تونه به نسبت میزان تجربه‌ی فقر، بخش‌هایی از ریشه‌های میل بقا رو بسوزونه و باعث بشه که فرد حتی در طولانی مدت و بعد از پشت سر گذاشتن فقر، برای بهبود تجربه‌ی خودش از زندگی تلاش نکنه.

فقر روانی و عوارضش گاها می‌تونه اشتهای فرد برای کسب تجربه‌های پیچیده، خلاق و سطح بالاتر رو از بین ببره؛ مثل کسی که هر روز پنیر میخوره چون صرفا بهش عادت کرده و به‌رغم توانایی انتخاب طعم‌های جنجالی‌تر، ترجیح میده در چرخه‌ی تکرار خودش باقی بمونه.

این رویه می‌تونه نشات گرفته از نوعی ترس یا سرخوردگی باشه؛ ترس از اینکه ممکنه دوره‌ی فقر، دوباره تکرار بشه یا سرخوردگی از کسب تجربه‌های جدید.

همچنین مجددا از سمبل پروانه‌ی آبی استفاده کردم ولی از یک پروانه با بال مجروح؛ با این وجود فکر می‌کنم سورسی که انتخاب کردم زیاد مناسب نبوده و شکستگی بال پروانه رو چندان نشون نمیده.

این پروانه‌ی بال شکسته، درنظرم نماد وجه آسیب دیده‌ی فردی هست که دوره‌ی فقر روانی رو پشت سر گذاشته و ممکنه حتی خودش هم متوجه عادات بیمارگونه‌اش نباشه.