نقد و بررسی فیلم Maze Runner: The Scorch Trials 2015
29 خرداد · · خواندن 3 دقیقه نقد و بررسی فیلم Maze Runner: The Scorch Trials 2015| دوندهی هزارتو 2، آزمایشهای زمین سوخته 2015
دوندهی هزارتو از اون داستانایی هست که بهرغم دریافت توجه و فروش خیلی خوب، نقدای منفی زیادیو هم دریافت کرده و گلچینی از محبوبترین ویژگیهای کارای تینیجری هیجانانگیز رو کنار هم قرار داده.
تقریبا شما هرزمان که دیلن اوبرایان رو بهعنوان نقش اصلی یه اثر میبینید، میتونید حدس بزنید که قراره با چه محتوایی روبهرو بشید. پسر خوشگل آمریکایی که همه عاشقش میشن و قراره دنیا رو نجات بده.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
به همون دلیلی که بدبختی جمعی رو نمیشه گردن یهنفر یا یه گروه کوچیک انداخت، نمیشه انتظار داشت که سعادت یه جامعه، به عملکرد چند فرد انگشتشمار گره بخوره. درواقع بهسختی میشه تصور کرد که جامعه، نیاز به ناجی داره. شخصیتهای کلیدی سازمان خودخواهی که تینیجرای درون این داستان باهاشون طرفن، بهشکل حماقتآمیزی کوتهنظر و خودخواهن و نمیتونن سادهترین تعاملات و استدلالهایی که نوجوونای این داستان انجام میدن رو عملی کنن که طبیعتا یه تصویر نهچندان منطقی از سازوکار قدرته.
این بیشتر شبیه تصویری هست که خوده ما افراد جوان از شخصیتهای بالغ یا پابهسن گذاشتهی بیمسئولیت داریم و ممکنه بهشون عمدتا بهعنوان افرادی غیرقابل مذاکره نگاه کنیم اما شاید صرفا ادبیات همدیگه رو درک نمیکنیم. تصویری که این داستان سعی کرده از تجسم خیروشر ارائه بده، بیشتر یهجور تصویر اغراقآمیزه که بتونه عملکرد سرکشانهی تینیجرا و افراد همفکرشون رو توجیه کنه. یعنی میگه سیستم، غیرقابل تغییره و یهعده افراد کودن دارن مدیریتش میکنن پس اشکالی نداره که شما بهصورت خودمختار، سعی کنید افکار آنارشیستی خودتون رو زندگی کنید.

نکتهی دیگهای که کیفیت سناریوی این فیلم رو زیر سوال میبره، تصویری هست که از قهرمان بودن یا حداقل، مبارزه برای سعادت، نشون داده میشه. بهعنوان یه تصویر قابل مشاهده، سناریو روی صحنههای دویدن شخصیتها تمرکز کرده. تو میتونی خوب بدویی پس میتونی بقا پیدا کنی و شخصیت اول داستان بشی. داستان، بیش از حد روی موضوع جذابیت جنسی شخصیتا کار کرده و سعی داره اونا رو توی موقعیتای جذاب و هیجانانگیز قرار بده و این موضوع باعث شده تا دیالوگا، تصمیمات و جهانبینیهای سطحینگرانهشون چندان به چشم نیاد.

مخاطب تحتتاثیر شور جوانی شخصیتها قرار میگیره نه لزوما رویکردی که نسبتبه زندگی دارن. چنین جهانبینیهایی بدون درنظر گرفتن جذابیتهای تجاری و جنسی فیلم، چیز خاصی برای ارائه ندارن چه برسه به اینکه بخوان منبع الهام قرار بگیرن.

نتیجهی الهام گرفتن از چنین داستانهایی هم چیزی غیر از درگیر شدن با هیجانهای آنارشیستی نیست. به جای اینکه خودمون رو راضی کنیم تا کار فکری بیشتری برای مذاکره و مصالحه انجام بدیم، صرفا ترغیب میشیم که شجاعت دنبال کردن افکار یاغیگرانه رو بهدست بیاریم و از عواقبش نترسیم. تراژدیها در این فیلم، حتی در صریح ترین حالت خودشون هم چندان ناراحت کننده و واقعی نیستن چون شخصیتهای اصلی، بلافاصله به راه خودشون ادامه میدن و سعی میکنن بقای خودشون رو حفظ کنن و وارد یه فضای اکشن و هیجانانگیز دیگه میشن. شما وقت نمیکنید تلفات رو بشمارید چه برسه با فشار روانی ناشی از یه بحران، دستوپنجه نرم کنید.

جمعبندی
این فیلم، بیشازپیش تبدیل به یه کار بازارپسند شده و بهلحاظ محتوایی، نقصهای بسیار جدیوای داره. با این وجود، این حرفا به این معنی نیست که سراغ دیدن همچین کارایی نرید و بهشون بهچشم نوعی نفرین نگاه کنید بلکه یه نگاه انتقادی، همون چیزیه که میتونه کمک کنه تا از سلامت روانی خودمون درمقابل هرنوع محتوایی مراقبت کنیم و در عین حال، از دیدن همچین فیلمایی لذت هم ببریم.