امروز رفتم تا برای اولین‌بار درمورد بحران اصالت و معنای نقاشا بعد از قدرت گرفتن هوش مصنوعی و خوشگل شدن خروجی‌هاش تحقیق کنم و چیزایی خوندم که به‌نظرم جالب و الهام‌بخش بود و بهتر دیدم با شما هم در میون بذارم. 

هوش مصنوعی باعث شد تا بعضی از نقاشا، بیش از پیش روی تولید کارهای فیزیکی تمرکز کنن و خلاصه‌ی حرفشون اینه که حتی اگر تصویری که تولید میکنم بهتر از تولیدات هوش مصنوعی نشه، حداقل کارم جنبه‌ی مادی و فیزیکی داره و خود رنگ و بوم و ترکیب شدنشون، ارزش افزوده به‌حساب میاد. 

این ایده درنظرم بد نیست و برام جالبه که این گروه، بعضا شامل افرادی میشن که سابقا نقاشی دیجیتالی میکشیدن و حالا رفتن سراغ کارای فیزیکی و گالری زدن و از این حرفا.

 

یه عده سعی کردن با هوش مصنوعی، نوعی تعامل برقرار کنن و به شکل های مختلفی، از توانایی هاش بهره میبرن. مثلا یه ایده رو براش توضیح میدن و ده بیستا تصویر تحویل میگیرن و ممکنه از همین تصاویر برای تولید یه اثر استفاده کنن یا همون ساخته ی هوش مصنوعی رو روی بوم ببرن. همچنین ممکنه یه اسکچ یا طرح ضعیف رو به هوش مصنوعی بدن و ازش بخوان بهبودش ببخشه و دوباره روی اون چیزی که هوش مصنوعی بازتولید کرده کار کنن. معمولا هدف نهایی اینه که تمام پیکسلای هوش مصنوعی، با کار انسانی پوشیده بشه. این نقاشا بیشتر سمت نوعی داستان سرایی و کارهای سوررئال رفتن. 

نکته اینه که نحوه‌ی کارشون تقریبا شکل تکامل یافته تری از روش تصویرگری بازی و انیمیشنه. قبل از هوش مصنوعی، تصویرگر برای پیدا کردن سورس یا تصاویر نمونه، میرفت تو اینترنت میگشت و صورت کاراکتر رو از یه عکس و لباسشو از یه عکس دیگه الهام میگرفت. ولی الان هوش مصنوعی میتونه این فرآیند سورس پیدا کردن رو تا حد زیادی تغییر بده و تصویرگر عملا مثل یه کارگردان یا داستان‌سرا میشه. 

ایده‌ی من برای مواجهه با این بحران اصالت، اهمیت دادن به خود فرآیند تولید نقاشیه که ظاهرا خیلیا همین رویه رو در پیش گرفتن اما حالا میبینم که ایده‌های دیگه‌ای هم وجود داره. 

تجربه‌ی خلق مهمه اما همچنین داستان‌سرایی برام جالبه و از قدیم دوست داشتم وقتی نقاشی میکشم، درموردش حرافی کنم اما بین این هنرمندا یه عرفی بود که شاید هنوزم باشه و میگن کار ضایعیه که یه هنرمند بیاد درمورد اثرش توضیح بده. آخه این چه قانونیه یزیدا؟