نقد و بررسی فیلم Jung-E 2023| جونگ یی
1 تیر · · خواندن 4 دقیقه
جونگ یی، بهلحاظ بصری، یه کار علمی تخیلی بسیار جالبه که هرچند امتیازای چندانی به دست نیاورده اما به عنوان یه کار سینمایی محصول کرهی جنوبی، تونسته تقریبا کمی بیشتر از بقیه ی سینمایی های رایج کرهی جنوبی دیده بشه. از مجموع 11 هزار مشارکت کننده در سایت IMDb امتیاز 5.5 رو به دست آورده و 48 درصد مخاطبای گوگل هم پسنیدنش.

نگاه بدبینانه ای که این فیلم به هوش مصنوعی و تکنولوژی داره، از بسیاری جهات، منطقی به نظر میرسه و این چیزی هست که میشه از بشر انتظار داشت. فناوری ای که میتونست به راحتی در خدمت بشر باشه، مورد بهره کشی قرار گرفته و ما هم قراره از چشم یه قربانی، به این اتمسفر نگاه کنیم.
بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
هشدار: ادامهی این مطلب میتونه داستان فیلم رو لو بده.
سئو هیون به عنوان فردی که از علم و مهارت برخورداره هم شانس زیادی برای خارج شدن از محدوده ای که براش تعریف شده نداره و کره ی جنوبی آینده نگرانه ای که توی این فیلم به تصویر کشیده شده، همچنان به نفع افرادیه که تونستن ثروت موروثی خوبی داشته باشن و تقریبا هیچ کار رسمی ای درون جامعه نیست که بذاره یه نفر از صفر شروع کنه و زندگی نرمالی رو پشت سر بذاره.

این انتقادی هست که ما توی خیلی از کارای محصول کشور کره مشاهده میکنیم ولی سرانجام این داستان، لزوما به این ختم نمیشه که سیستم حاکم رو زیر سوال ببره بلکه سئوهیون دعوت میشه تا از همین عمر باقی مونده اش استفاده کنه و لذت ببره و عملا نمی تونه کار چندانی برای مقابله با سیستم حاکم انجام بده یا بهتره بگیم، بیش از پیش بهش خدمت کرده و بهشون قدرت داده چون درگیر یه سری مسائل سانتی مانتال شخصی بوده. این در حالیه که سئوهیون، تمام مدت نوعی حس ناخوش آیند به این سیستم رو تجربه کرده و میدونسته که با جامعه ی پر از خشونتی طرفه که به هیچ عنوان علاقه ای ندارن علم صلح طلبی رو پرورش بدن.
جونگ یی در اینجا نقش یه فرد از جهنم برگشته رو بازی میکنه و به عنوان فردی که نبوغ زیادی در جنگ و کشتار از خودش نشون داده، در پایان تبدیل به فردی میشه که میخواد آزادی و صلح طلبی رو در پیش بگیره و سفرش برای در صلح زندگی کردن، با قرار گرفتن منزویانه در مقابل یه طبیعت بکر و دور از هرگونه انسانی آغاز میشه.
این در حالیه که صلح طلبی، لزوما به این نیست که از جامعه فاصله بگیری و یه زندگی بسیار طبیعت دوست رو شروع کنی بلکه اولا با این تعریف میشه که شما تا جای ممکن، به یه سیستم خشونت طلب خوش خدمتی نکنی و دوما سعی کنی که چوب لای چرخ چنین عرفی کنی و جلوی قدرت گرفتنشون رو بگیری. شخصیت های کلیدی این فیلم، بیش از پیش دو زن بسیار منفعل هستن که اجازه میدن ازشون سواستفاده به عمل بیاد و مدیریت چندان خردمندانه ای بر روی مهارت های خودشون ندارن. اونا نسبت به همدیگه، دلبستگی و عشق دارن اما به تجربه ای که در جریان فعالیت اجتماعی خودشون برای بقیه ایجاد میکنن اهمیت نمیدن. اونا اهمیتی نمیدن که دارن هیزمی برای آتش جنگ فراهم میکنن و این فعالیت ها، در نظرشون بیشتر راهی برای بقا و محافظت از خونواده و یا عشق ورزیدن به یکدیگره.

این موضوع روشن میکنه که برخی مسائل روانشناختی که مستقیما مرتبط با میزان توانایی ما برای بهره بردن از مهارت های روانی هستن، مختص افراد خاصی نیست و اتفاقا هر چه یه فرد، قدرت تاثیرگذاری بیشتری در جامعه داره، بهتره که بیشتر هم با این مهارت های روانی آشنایی پیدا کنه. در این داستان، نه جونگ یی و نه دخترش، مهارت روانی لازم برای درک خیر از شر رو ندارن و عملا در جبهه هایی مبارزه میکنن که در خدمت ذهن هایی شرور و بسیار خودخواهه.
کسب ثروت از طریق سرمایه گذاری بر توسعه ی ابزار های جنگی، چرخه ی بسیار واضحی در جریان این فیلم داره و این دو هم به واسطه ی شغلشون، بیش از پیش این وضعیت رو از نزدیک دیدن اما تا زمانی که بقای خودشون شدیدا به خطر نیوفتاد و متوجه بی حرمتی نشدن، اقدام بخصوصی هم انجام ندادن و میشه گفت که تمام این فعالیت ها، در نظرشون توجیه شده و اخلاقی به نظر میرسید.
جمع بندی
وضعیت زندگی فردی مثل سئوهیون، از همون سال های ابتدایی زندگی، مثل یک تراژدی بود اما با وجود تکرار شدن درس های مرتبط با این زندگی، سئوهیون دوباره همون راه مادرش رو طی کرد و بدیهی ترین مسائل رو یاد نگرفت. با این وجود، فیلم میاد و از مادر و دختر، چهره هایی بسیار معصوم و مظلوم رو نشون میده و تغییری که در پایان هم اتفاق میوفته، چندان امیدبخش یا تحسین برانگیز نیست. بیشتر میشه گفت که تحت تاثیر نوعی تحریک عاطفی، راه خودشون رو از سیستم حاکم، جدا کردن.