نقد و بررسی فیلم Kitty the Killer 2023| کیتی قاتل
4 تیر · · خواندن 4 دقیقه
کیتی قاتل یه فیلم تایلندی دراپ شده است یعنی شانسی برای دیده شدن نداشته و اون افرادی هم که دیدنش، واکنش های چندان دندون گیری نشون ندادن. با این وجود، دست کمی از کارای پاپکورنی رایج نداره و می تونه انتخاب خوبی برای افرادی باشه که دوست دارن یه کار سرگرم کننده و اکشن ببینن.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
کیتی قاتل یکی از دیده نشده ترین کارایی هست که طی ماه های اخیر دیدم و نسبت به مدت زمان انتشارش، بازخوردای خیلی خیلی ناچیزی از سایت IMDb داشته. 145 نفر کمترین تعداد واکنشی هست که نسبت به یه فیلم دیدم اما این یه کار خوش ساخت در ژانر خودشه و چنانچه با کارای سرگرم کننده ی رایج در مورد قاتلای سطحی نگر و سکسی هالیوود مقایسه اش کنیم، اگر چیزی بیشتر از اونا نداشته باشه، کار ضعیف تری هم به حساب نمیاد.
این فیلم ترکیبی از اکشن، اتفاقات هیجان انگیز و نوعی روایت طنزه. داستان درمورد یه سازمان مخفی به اسم آژانس هست که قاتل های حرفه ای و مونث به اسم کیتی رو پرورش میده. این قاتلا در نقش های مختلفی مثل دانش آموز و کارمند، در جامعه حضور دارن و به محض اینکه برای یه ماموریت فراخونده بشن، لازمه تعهدات خودشون به سازمان رو نشون بدن.
یه کیتی به اسم دینا، متوجه میشه که آژانس به مربی دلسوزشون یعنی روباه خاکستری خیانت میکنه. این مربی، برای دینا یک خط قرمز به حساب میاد و در ادامه، زنجیره ای از درگیری ها رخ میده و دینا به همراه مربیش، برای مقابله با نیروهای آژانس، وارد عمل میشن.
هرچند که کیتی ها همگی مونث هستن اما شخصیت های کلیدی مذکر هم به شکل متعادلی وارد داستان شدن منجمله کارمند ساده ای به اسم چارلی که به طور ناخواسته درگیر اتفاقات میشه و به عنوان یک محافظ، تحت تعلیم های فشرده و دردناکی قرار میگیره.
صحنه های اکشن این فیلم، تا حدی کیفیت رقابتی داشتن و حتی برخی از بیننده ها ترجیح دادن که بخش کمدی حذف میشد یا کمتر مورد استفاده قرار میگرفت تا جذابیت بخش اکشن، بیشتر بشه.

اما یه فیلم اکشن، هرچقدر هم در نشون دادن صحنه های درگیری، خلاقانه عمل کنه، باز هم تضمینی بر ماندگاریش یا مورد تحسین قرار گرفتنش از طرف منتقدا نیست و دلیلش معمولا برمیگرده به اینکه شخصیت های کلیدی، از کاریزمای لازم برخوردار نیستن. این درمورد کیتی قاتل هم صدق میکنه و ما با شخصیت هایی طرفیم که با وجود قرار گرفتن در معرض تجارب خیلی سخت و دردناک، باز هم انگار نتونستن تاثیر شخصیتی خاصی بگیرن. نه تبدیل به شخصیت شرور جذابی شدن و نه سطح همدلی و درکشون از انسانیت افزایش پیدا کرده.
چیزی مثل قتل، دوباره به شکل سطحی نگرانه ای به عنوان سوژه انتخاب شده و اونقدر که نویسنده تحت تاثیر جذابیت یک شخصیت قاتل یا سازمانی که برای قتل ساخته شده هست، درکی نسبت به خوده قتل به عنوان یک پدیده ی اجتماعی نداره و انگار که این شخصیت های قاتل، اصلا از کشتن دیگران، تاثیر روانی خاصی نمیگیرن و آدم ها صرفا براشون چیزی مثل عدد و رقم هستن. اگر کاراکتری شروع کنه به ناله یا دلسوزی، صرفا برای خودش ناراحته و تاثیری که داره روی جامعه میذاره، در نظرش پشیزی ارزش نداره. اگر یهو رگ تعصبشون هم باد میکنه و شروع میکنن برای جنگیدن برای هدف خاصی، اون هدف اصلا ارتباطی به یک رویکرد اجتماعی نداره بلکه مجددا مربوط به یه موضوع احساسی و شخصی و بی اهمیته. چرا یه دختر جوون که به زور، توسط یه سازمان سیاه مورد سواستفاده قرار گرفته، باید برای استادش که در جریان تبدیل شدنش به یک قاتل سفارشی نقش داشته، اینطوری احساسی بشه و مبارزه کنه؟ گره های داستانی، حالت به شدت فرمالیته ای دارن و نمیشه انتظار داشت که حتی با سطحی نگر ترین بیننده ها هم ارتباط خاصی بگیرن.
جمع بندی
چسبیدن به ایده هایی مثل یه اکشن خوب، راه کارآمدی برای موندگار شدن در سینما نیست. یه فیلم اکشن تموم میشه و تو میتونی اکشن های بهتر و جذاب تری رو توی تلویزیون یا اینترنت ببینی. اکشن هایی که اتفاقا واقعی هم هستن و انگیزه های واقعی تری هم دارن. قلاب های موفق، قوه ی قضاوت بیننده رو تحریک میکنن و اونو وادار میکنن تا درمورد خوب و بد شخصیت ها و اتفاقاتی که درون فیلم افتاده، دست به قضاوت بزنن. آیا فیلمی مثل کیتی قاتل میتونه همچین قلابی رو ایجاد کنه؟ هر جا هم که شانس ایجاد چنین قلابی فراهم میشه، داستان به کمک یه صحنه ی کمدی یا گفت و گوی طنز، جلوی گسترش قضیه رو میگیره چون مشخصا نویسنده، ایده ای در این زمینه نداشته و خلاقیتش محدود به خلق یه داستان اکشن باقی مونده.