نقد و بررسی فیلم Love Reset 2023| 30 روز
5 تیر · · خواندن 4 دقیقه
شروع دوبارهی عشق یا سی روز، فیلم کمدی محصول کرهی جنوبی هست که هرچند نتونسته چندان توجه منتقدا رو به خودش جلب کنه اما امتیاز عمومی خیلی خوبی داره و همین الانش، 91 درصد مخاطبای گوگل پسندیدنش. این فیلم، یه ایده ی خوبی برای سرگرم شدن و خندیدنه و فارغ از اتفاق غیر طبیعی ای که باعث شروع داستان میشه، خیلی خوب تونسته یه دوره ی بحرانی و تراژیک رو تبدیل به دوره ای شیرین و سرگرم کننده کنه.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
هرچند که داستان میاد و همون اول، یه تصادف رو برای شخصیتهای کلیدی رقم میزنه که باعث پاک شدن حافظه شون میشه اما اتفاقاتی که در ادامه میوفته، چندان عجیب و غریب نیست و کمابیش میتونست حتی بدون وقوع تصادف هم رقم بخوره.
هشدار: ادامه ی این مطلب میتونه بخش هایی از داستان رو لو بده.
رابطه ی شخصیت های درون این فیلم، تحت تاثیر اختلاف فرهنگی و طبقه ی اجتماعی، از همون ابتدا دچار تنش میشه و فرصتی چندانی پیدا نمیکنن تا احساساتی که بینشون هست رو ریشه دار تر کنن اما بعد از تصادف، فرصت اینو پیدا میکنن که دور از فشارهایی که وجود داشت، با همدیگه وقت بگذرونن و برای ریشه دار کردن رابطه شون وقت بذارن.
اینکه غذاهای متفاوتی دوست دارن یا سلیقه های ریز و درشتشون با هم جور نیست، لزوما چالش ساز نمیشه و هیچ کدوم باعث نمیشه که نتونن همدیگه رو دوست داشته باشن. عشقی که بین این دو نفر میشه دید، حالت افسانه ای و سانتی مانتال نداره بلکه میشه گفت یه سیر خیلی منطقی و بالغانه به خودش میگیره و دور از خاله زنک بازی هایی که دیگران سعی داشتن ایجاد کنن، قدرت میگیره.
سازگاری ارتباطی با شباهت یا تفاوت فرهنگی نداره، ما مثال های مختلفی درمورد انواع سازگاری میتونیم پیدا کنیم که قواعد عرفی رایج رو زیر پا میذارن. هیچ لزومی نداره که حتما با فردی که ثروت یا طبقه ی اجتماعیش شبیه خودمونه ازدواج کنیم و این بستگی به میزان اخلاقیاتی داره که شخصیت ها مایل به رعایت کردنش هستن. در این صورت، میشه انتظار داشت که عشق، بین هر دو زوجی شکل بگیره.

نقطه عطف این داستان رو میشه اشاره اش به چند مهارت روانی خیلی ساده و ابتدایی دونست که با وجود شناختی که نسبت بهشون داریم، اما به راحتی نادیده شون میگیریم و عدم استفاده از این مهارت ها، باعث میشه تا سوتفاهم های زیادی رو تجربه کنیم.
مهارت ارتباط گرفتن با دیگران و انتقال افکار و احساسات، بخشیش حتی پیش از تسلط ما به زبان گفتاری ایجاد میشه و به کمک کارها و رفتار هایی که نشون میدیم، میشه این مهارت رو به کار گرفت و دیگران رو تحت تاثیر قرار داد.
شخصیت های کلیدی داستان، از این بابت دچار مشکلات عدیده ای هستن و اینقدر ذهنشون درگیر مسائل مختلف زندگی شده که دیگه بخش زیادی از افکار و احساسات مثبت و ظریفشون رو به اشتراک نمیذارن. این عدم اشتراک گذاری هم اونا رو نسبت به هم غریبه میکنه و باعث میشه که فراموش کنن همدیگه رو بابت چه مسائلی دوست داشتن.
اونا همچنین فرصتی برای صحبت کردن با همدیگه ایجاد نمیکردن و مکالماتشون به طعنه و دعواهای زن و شوهری خلاصه میشد اما بعد از تصادف و خونه نشینی، فرصت اینو پیدا کردن که از این مهارت ها استفاده کنن و همین تجدید ارتباط هم باعث میشه تا بتونن احساس لذت زیادی رو تجربه کنن.

گاهی وقتا ما فکر میکنیم که کار خیلی عجیب و زیادی لازمه که بتونیم دیگران رو به لحاظ احساسی، تحت تاثیر قرار بدیم و نظرشون رو جلب کنیم، شاید بابت همینم هست که هزینه های زیادی انجام میدیم یا سعی میکنیم ظاهر خودمون رو دستکاری کنیم ولی صحبت و استفاده از مهارت های ساده ی ارتباطی، برای بیان احساسات و افکارمون، میتونه راهی ساده و بسیار کم هزینه باشه. شاید همین کم هزینه بودن استفاده از این مهارت هاست که باعث میشه دست کمشون بگیریم و ازشون استفاده ی خاصی به عمل نیاریم. این در حالیه که مهارت بهبود رفتار و گفتار، میتونه تکامل پیدا کنه و به تدریج، پیچیده تر و حرفه ای تر بشه. افرادی که می تونن از این مهارت ها در سطح خوبی استفاده کنن، دقیقا همون اشخاصی هستن که با به عنوان افراد کاریزماتیک میشناسیم و گاها با یک جمله ی به ظاهر ساده یا رفتار نمادین، می تونن افراد زیادی رو تحت تاثیر قرار بدن.
جمع بندی
این فیلم هرچند که چندان مورد توجه قرار نگرفته اما هم کمدی جالبی داره و هم داستان خوبی رو تونسته به تصویر بکشه و به جای اینکه ذهن بیننده رو درگیر یه تراژدی غم انگیز درمورد جدایی کنه، نوعی امید و خوشبینی منطقی رو نسبت به انسان ها و پتانسیلی که دارن ایجاد میکنه.