اخبار ابتدایی درمورد فیلم Colorful Stage! The Movie: A Miko Who Can't Sing
6 تیر · · خواندن 4 دقیقه
این اثر، اولین کار سینمایی براساس بازی موبایلی Hatsune Miku هست که بازخوردهای اولیه اش رو میشه تقریبا منفی ارزیابی کرده. منتقد گاردین، این اثر رو متهم کرده به داشتن یه داستان پیچیده و نامنسجم و شخصیت پردازی ضعیف.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
فیلم در یک دنیای متاورسی اتفاق میوفته و این فضا با الهام از احساسات کاربرا ساخته شده. نسخه ای افسرده از هاتسونه تلاش میکنه تا با نوجوان هایی که در آستانه ی رها کردن آرزوهای هنریشون هستن ارتباط بگیره.
منتقد، این روایت رو با لحنی طعنه آمیز به فیلم ماتریکس تشبیه میکنه و عقیده داره که یکم هم با کارایی مثل نیتروس اکسید ترکیب شده.
به جز شخصیت ایچیکا که کمی عمق داره، بقیه ی شخصیت ها به مو آبنباتی های جیغ جیغو تشبیه شدن که سخت گیری کاملا قابل انتظاری از منتقدای گاردین به حساب میاد.
جلوه های بصری انیمیشن نقد شده و احرای پایانی هم به لحاظ بصری از کنسرتهای واقعی هم جذاب تر ارزیابی شده.
مخاطب بالقوهی چنین اثری رو نسل تیک تاک میدونن و این نوعی تحقیر به حساب میاد. فضای انیمیشن در یک دنیای آنلاین و پر از مسائل مدرن هست که ممکنه نتونه با خیلی از مخاطب ها ارتباط بگیره اما شاید همین سبک بتونه تبدیل به اتمسفر آیندهی سینما بشه.
این اثر به لحاظ فرم و سبک، کاملا یه انیمه است و همون طراحی شخصیت های ژاپنی، سبک بصری پرزرقوبرق و روایت احساسی انیمهها رو میشه درونش دید اما چون به صورت سینمایی منتشر شده، بهش لقب فیلم هم دادن.
معادل فارسی عنوانش چیزی در مایههای: دنیای شکسته و میکویی که نمیتواند بخوابد یا میکو، آواز خاموش در جهانی شکسته هست.

این انیمه تا امروز، حدود ۱۲ میلیون دلار در گیشه فروخته و برای یه انیمهی اقتباسی از بازی موبایلی، رقم نسبتا خوبی به حساب میاد. دنیای سکای، در حال محبوبیت پیدا کردنه و محدود به آسیای شرقی نمونده. این اصطلاح در انیمه و بازی کالرفول استیج، برای اشاره به قانون و نوع دنیا به کار میره که درواقع از احساسات درونی آدمها ساخته شده.
هر سکای با احساسات خاصی شکل میگیره و ظاهرش با اون احساسات تغییر میکنه. انگار هر فرد یا گروه، دنیای خودش رو خلق میکنه تا بتونه در اون با موسیقی، دردها و آرزوهاش زندگی کنه و با دیگران ارتباط بگیره.
مثلا اسکول سکای، دنیایی شبیه مدرسه است یا استیج سکای دنیایی شبیه صحنه ی اجرا هست که فانتزی عشق آدم ها به آیدل ها رو شبیه سازی میکنه.
این کلمه ی ژاپنی به معنی جهان یا دنیاست و توی انیمه و بازی، خیلی استفاده میشه و با اصطلاح ایسکای فرق داره.
هشدار: ادامهی این مطلب میتونه بخشی از داستان انیمه رو لو بده.
در محله ی شیبویا، پنج گروه موسیقی تینیجری در حال ساخت موسیقی هستن. اون ها با نسخه های مجازی خواننده ها همکاری میکنن که در دنیاهای مجازی ای به اسم سکای زندگی میکنن. این دنیاها از احساسات اعضای گروه ساخته شدن و از طریق گوشی یا کامپیوتر، قابل دسترسی هستن.
در همین حین، نسخه ای ناشناخته و افسرده از هاتسونه از یک سکای تاریک و غم زده بیرون میاد و این محیط، احساسات سازنده اش پر از ناامیدی و شکسته. این میکو نمیتونه آواز بخونه چون ارتباط احساسیش با خالقانش قطع شده. دنبال کمک میگرده تا دوباره صدایی پیدا کنه که بتونه دل های مردم رو لمس کنه.
گروه های موسیقی سعی میکنن به میکو کمک کنن تا آهنگش رو کامل کنه و اعتماد به نفسش رو به دست بیاره اما تلاش ها برای ارتباط گرفتن با احساساتش خالقانش شکست میخوره و با فرو رفتن بیشتر اونها در افسردگی، میکو هم به ناامیدی میرسه. در نهایت، اون همه ی گروه ها رو به دنیای خودش منتقل میکنه تا با واقعیت دردناک اون ها رو به رو بشن و شاید بتونن دوباره امید رو زنده کنن.
هدف این سناریو پرداختن به بحران خلاقیت و ارتباط احساسی هست. این انیمه براساس بازی موبایلی ژاپنی ساخته شده و شخصیت اصلی، یکی از نمادهای فرهنگی دیجیتال ژاپنه.
موضوع همدلی و ضعف مهارت های ارتباط گرفتن در کارهای آسیای شرقی خیلی ملموس و جدیه و فکر کنم این داستان، چون تونسته بهتر به این موضوع بپردازه، مخاطب جهانی هم داشته.
جمع بندی
سکای هایی که از احساسات ساخته شدن، نماد تلاش برای همدلی هستن اما وقتی احساسات سرکوب میشن یا به اشتراک گذاشته نمیشن، اون دنیاها فرو میپاشن. میکو به کمک صفحه نمایش ها ظاهر میشه اما نمیتونه واقعا شنیده بشه و مثل کسی هست که در شبکه های اجتماعی حرف میزنه اما مخاطب ها نمی تونن باهاش همدلی چندانی پیدا کنن.
توی خیلی از کارهای ژاپنی و کره ای، ما با شخصیت هایی رو به رو هستیم که درونگرا، منزوی یا دچار بحران بیان احساسات هستن. این ریشه در فرهنگ هایی داره که حفظ ظاهر و سکوت، موضوعات ارزشمند و تحسین شده ای تلقی میشن.