پالت رنگ فیلم ها چقدر اهمیت داره؟
9 تیر · · خواندن 4 دقیقه
پالت رنگ در سینما نه فقط مورد مطالعه قرار میگیره بلکه تبدیل شده به یکی از ابزارهای اصلی روایت، شخصیت پردازی و القای احساسات کارگردان و نویسنده و فیلمسازهای بزرگ، از هیچ رنگی بدون دلیل و به صورت تصادفی استفاده نمیکنن.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
شخصیت پردازی و مسیر درونی کاراکترها، وابستگی قابل توجهی به پالت رنگ داره. مثلا در فیلم ماتریکس، رنگ سبز غالب، حس مصنوعی و خواب زدگی رو القا میکنه یا در فیلم آملی، رنگ قرمز برای نشون دادن عشق، حس خیالپردازی و شادی، استفاده میشه.
کاربرد دیگه ی پالت رنگ در نحوه ی هدایت توجه مخاطب و درست کردن تنش یا هارمونی هست و رنگ های مکمل مثل آبی و نارنجی، برای ایجاد حس تضاد و درام مورد استفاده قرار میگیرن و در مقابل، رنگ های مشابه برای درست کردن حس آرامش و هماهنگی کاربرد دارن.
شاید بیشترین رنگی که در سینمای امروز مورد استفاده قرار میگیره رنگ آبی باشه. آبی معمولا برای القای احساساتی مثل آرامش، اعتماد و غم مورد استفاده قرار میگیره و نمونه اش رو میشه فیلم Her یا Shape of Water دونست.
رنگ ها بدون اینکه مخاطب متوجه بشه، روی واکنش های روانی، فیزیولوژیکی و احساسیش تاثیر میذارن. مثلا رنگ قرمز، میتونه ضربان قلب رو بالا ببره و رنگ ها عملا ابزار کنترل احساسات و روایت گری هستن.

آبی، رایج ترین رنگ در سینماست اما وقتی میگیم آبی، اشاره به طیف متنوعی از رنگ ها داره و اگر بخوایم به جزئیاتش بریم، رنگ فیروزه ای و نارنجی، تقریبا پرکاربردترین طیف در سینماست. این رنگ رو میشه در فیلم هایی مثل Mad Max: Fury Road یا ترنسفورمرز دید. تضاد گرم و سرد در این رنگ، نوعی جذابیت بصری و درام ایجاد میکنه.
در رده ی دوم، رنگ آبی خاکستری سرد قرار میگیره که شاید معروف ترین اثری که میشه این رنگ رو در پالتش دید، فیلم Blade Runner 2049 دونست. آبی خاکستری تیره، پشتیان خلق احساساتی مثل تنهایی، آینده گرایی و کنترل هست.
قرمز تیره و اشتباع، زرد خاکی و گرم، سبز زیتونی مایل به خاکستری و مشکی مایل به خاکستری، در رده های بعدی قرار میگیرن و میشه این رنگ رو در بسیاری از کارهای معروف سینمایی دید.
فیلم معروف The Batman با رنگ غالب مشکی مایل به خاکستری ساخته شده.
فیلم سازهای حرفه ای از مدل های رنگی مثل HSV استفاده میکنن چون این کار باعث میشه تا اصلاحا فام رنگ رو بهتر انتخاب کنن مثلا آبی با ته رنگ سبز یا بنفش. همچنین این کار باعث میشه تا میزان اشتباع تنظیم بشه و رنگ خالص یا چرک رو انتخاب کرد؛ همچنین کنترل روشنایی به کمک این مدل رنگی راحت تر و حرفه ای تره.

هر کارگردان میتونه بسته به سلیقه و هدفی که در سینما داره، پالت های خاصی رو به کار بگیره و در زمان تحقیق برای این مقاله، اولین کسی که کنجکاویمو بیدار کرد، کریستوفر نولان بود. این کارگردان، به طور مشخص تمایل داره تا رنگ های سرد، خنثی و تیره رو به کار بگیره.
یکی از رنگ هایی که به کرار میشه توی پالت رنگ فیلماش دید، رنگ آبی فولادی هست که حس کنترل، تنهایی و آینده نگری رو زنده میکنه و میشه بیش از پیش در فیلم هایی مثل میان ستاره ای و Tenet و تلقین، مشاهده اش کرد.
رنگ مشکی زغالی، یکی دیگه از رنگ های مورد علاقه ی این کارگردانه که حس مرگ، راز و قدرت پنهان رو درون خودش داره و به طور واضح، در فیلم هایی مثل شوالیه ی تاریکی و اوپنهایمر، مورد استفاده قرار گرفته.

رنگ های خاکستری خاموش، قهوه ای سپیا، فیروزه ای بی رنگ، سفید عاجی و قرمز تیره، به ترتیب از جمله رنگ های پرتکرار در فیلم های این کارگردان هستن.
نولان عمدتا از رنگ های سرد و خاموش استفاده میکنه، احتمالا به این منظور که بتونه فضای ذهنی و فلسفی رو تقویت کنه و تمرکز مخاطب رو از رنگ، به محتوا و روایت منتقل کنه. گاها از این رنگ ها برای ایجاد نوعی تضاد نوری شدید استفاده میکنه و این تضاد، برای تاثیرگذارتر جلوه دادن صحنه های شب یا فضاهای بسته، کاربرد خوبی داره.

در فیلم هایی مثل تلقین و Tenet، نولان از رنگ های سرد مثل آبی فولادی و خاکستری برای سکانس های مرتبط با دنیای واقعی و از رنگ های گرم مثل قهوه ای یا طلایی برای سکانس های مرتبط با خاطرات یا دنیای ذهنی استفاده میکنه و این کار باعث میشه که حتی وقتی هیچ دیالوگی گفته نمیشه هم مخاطب بفهمه داره با چه اتمسفری رو به رو میشه.
نولان لزوما از محبوب ترین رنگ های مورد استفاده از سینما استفاده نمیکنه و انتخاب هاش بیشتر با جهان بینی روایی خودش همپوشانی داره. خیلی از فیلم های جریان اصلی از یک الگوی خاص پیروی میکنن. رنگ آبی و نارنجی که بالاتر درموردش صحبت شد، کمک میکنه که پوست انسان، زیباتر به نظر برسه و تضاد بصری جذابی رو خلق میکنه و توی خیلی از کارای پرفروش، میشه دیدش.
جمع بندی
رنگ ها در فیلم، سه نقش کلیدی دارن. اونا باعث میشن تا لحن و حال و هوای فیلم تنظیم بشه مثلا رنگ های گرم، شور، عشق، خطر و پرانرژی بودن رو نشون میدن و در مقابل، رنگ های سرد برای به تصویر کشیدن احساساتی مثل غم، آرامش، تنهایی یا درست کردن اتمسفرهای رازآلود کاربرد دارن.