چالش نقد قسمت به قسمت سریال ها
9 تیر · · خواندن 5 دقیقه
نقد سریال و فیلم، چارچوب های بسیار متنوعی داره و هر کس ممکنه ادبیات یا روش متفاوتی رو برای بررسی یک اثر به کار بگیره. نقدهای قسمت به قسمت سریال ها هم گاها محبوبیت خاص خودشون رو دارن و میتونن شامل سریال هایی بشن که هنوز به طور کامل منتشر نشده.
این مطلب، چکیده ی یک پرس و جو و تلاش برای مقایسه و انتخاب بهترین روش های نقد سریال هست.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
نقد قسمت به قسمت، اگر بخواد محتوایی و جدی باشه، لازمه به جای قضاوت نهایی، تبدیل به نوعی مطالعه ی تدریجی در حال تکوین بشه یعنی مثل نوشتن در حین تماشای یک اثر باشه نه چیزی که بعد از تموم شدن داستان آماده شده.
نقد هر قسمت، لازمه خودش رو به عنوان بخشی از یک مسیر تفسیری معرفی کنه و لزوما یک داوری نهایی ارائه نده. مثلا با همچین سوالاتی پیش بره: "در این لحظه، سریال داره چه چیزی رو آشکار میکنه؟ چه چیزی رو پنهان میکنه؟ و چرا؟"
هر قسمت رو میشه به عنوان لایه ای از تم های اصلی بررسی کرد مثلا آیا تم کنترل بدن در قسمت 2 ادامه پیدا میکنه یا متحول میشه؟
آیا رابطه ی قدرت بین شخصیت ها در قسمت 3 به نفع یکی تثبیت میشه یا زیر سوال میره؟
همچنین میشه نقد رو به صورت پرسشی نوشت مثلا "آیا این صحنه، بازتولید نگاه مردانه است یا داره این نگاه رو به مسخره میگیره؟ یا این روایت، به سمت رهایی میره یا صرفا ژست رهایی داره؟"
این نوع نقد، به نحوی در گفت و گو رو باز میذاره و به جمع بندی نهایی نمیرسه.
اما اگر به نقد محتوایی علاقه داشته باشید یا دوست داشته باشید بیشتر جنبه های روانشناختی اثر رو بررسی کنید میشه با سوال های ساده ای شروع کرد. مثلا "این قسمت چه تغییری در من ایجاد کرد؟ آیا باعث شد چیزی رو دوباره ببینم؟ یا چیزی در مقاومت کرد؟"
هر سریال، نوعی رشد تماتیک رو تجربه میکنه یعنی یک روند تدریجی شکل گیری، تحول یا تعمیق یک مضمون یا تم رو میشه در طول یک اثر هنری یا روایی، مثل سریال، رمان یا حتی یک مجموعه ی شعر دید. تم، همون مفهوم یا پرسش مرکزی هست که اثر داره باهاش بازی میکنه. مثلا سریال بازی تاج و تخت، تا حد زیادی درمورد مفهوم قدرت هست.
این تم رو میشه در سریال برکینگ بد هم دید. تم قدرت در قسمت اول این سریال، به این صورته که والتر برای نجات خانواده اش وارد دنیای خلاف میشه. در قسمت های بعد، قدرت تبدیل میشه به وسوسه، اعتیاد و بعد به نابودی. این یعنی رشد تماتیک که در جریانش، قدرت از یک ابزار، به یک بیماری تبدیل میشه.

رشد تماتیک از این جهت اهمیت داره که نشون میده اثر صرفا سرگرم کننده نیست و داره با یک پرسش یا مفهوم، کار میکنه.
در نقد قسمت به قسمت، از چه کارهایی باید دوری کرد؟
نباید براساس یک قسمت، داوری نهایی رو انجام داد. مثلا نباید گفت این سریال ضعیفه یا شاهکاره و بهتره تحولات در جریان رو ثبت کرد. حتی اگر یک قسمت ضعیف بود، بهتره گفت که توی این قسمت، نشونه هایی از ضعف دیده میشه اما باید دید در قسمت های بعدی قراره چیکار کنه.
صرف گفتن اینکه فلان اتفاق افتاد یا شخصیت فلان کار رو کرد، نقد به حساب نمیاد. بهتره این سوال رو مطرح کرد که این اتفاق چه معنایی داره؟ چه تمی رو فعال میکنه؟ چه تغییری در ساختار قدرت یا هویت ایجاد میکنه؟
اگر فقط به اتفاقات سطحی توجه کنیم، تم های عمیق از دست میره. بهتره در جریان نقد، تم های جالب و عمیق رو شناسایی و دنبال کرد.
لزومی نداره یک صحنه به تنهایی نقد بشه و درنظر گرفتن بافت یا زمینه اهمیت داره. بافت فرهنگی، ژانری یا روانی اثر، به نقد بهتر محتوا کمک میکنه. مثلا این صحنه در بافت انیمه های شونن چه جایگاهی داره؟ آیا داره کلیشه رو بازتولید میکنه یا سعی داره تغییر خاصی ایجاد کنه؟
نقدی که صرفا جواب بده و سوالی مطرح نکنه، یه نقد بسته است. سوال مناسب اینه که آیا مثلا این شخصیت واقعا در حال رشده یا صرفا ظاهرش عوض شده؟
منتقدهای حرفه ای مختلفی درباره ی نقد قسمت به قسمت سریال ها نوشتن. این نوع نقد بخصوص در دوره ی پخش هفتگی یا اپیزودیک، به یک ژانر مستقل در نقد تلویزیونی تبدیل شده.
منتقدهایی مثل Emily Nussbaum به عنوان منتقد سابق نیویورکر و Alan Spinwall منتقد رولینگ استون، عقیده دارن که نقد قسمت به قسمت، نوعی همزمانی با اثر ایجاد میکنه، یعنی منتقد به همراه مخاطب، در حال کشف و تفسیر هست و تحلیل به اتمسفر فکری بعد از پایان اثر منتقل نمیشه. این نوع نقد، بیشتر شبیه دفتر خاطرات تماشای یک سریال هست و یک مقاله ی نهایی به حساب نمیاد.
در مقاله ای از Vulture اشاره شده که این سبک نقد، منتقد رو مجبور میکنه به جزئیات فرمی، تماتیک و بازیگری توجه کنه که در نقد کلی ممکنه نادیده گرفته بشن. هر قسمت، مثل یک قطعه ی پازل هست که باید به تنهایی و در نسبت با کل بررسی بشه.
منتقدهایی مثل Matt Zoller Seitz عقیده دارن که نقد قسمت به قسمت ممکنه باعث بشه منتقد، براساس اطلاعات ناقص، قضاوت نهایی رو انجام بده. برای همین، تاکید میکنه که این نوع نقد باید پرسش محور باشه و اصراری بر داوری محور بودن نداشته باشه.
در پلتفرم هایی مثل The AV Club یا Den of Geek نقدهای قسمت به قسمت اغلب با کامنت های مخاطبا ترکیب میشن و تبدیل به یک فرآیند جمعی تفسیر میشن. این یعنی نقد، نه فقط نویسنده بلکه راهی برای ایجاد گفت و گو و تعامل بین مخاطب و اثر هست.
جمع بندی
منتقدهای حرفه ای، نقد قسمت به قسمت رو نه یک سبک سطحی بلکه یک فرم زنده، مشارکتی و فلسفی از خوانش متن میدونن به شرطی که از داوری نهایی پرهیز بشه و تم ها و ساختارها دنبال بشن. در جریان این نوع نقد لازمه تجربه ی روانی تماشاگر ثبت بشه و نقد به جای بسته بودن، پرسش محور باشه.