فکر میکنید ممکنه روزی برسه که هوش مصنوعی، اونقدر قدرت بگیره که هر فیلمنامه نویسی بتونه به کمکش، داستانی که نوشته رو بسازه و ببینه؟ حداقل یه نسخه ی نه چندان حرفه ای رو قبل از ساخته شدن فیلم واقعی داستانش داشته باشه.

این موضوع، با توجه به وضعیت فعلی، قابل انتظار هست و درواقع اون روز، داره خیلی سریع نزدیک میشه و شاید همین الان هم در آستانه اش باشیم.
ابزارهایی مثل Vidful.ai و Seapik به نویسنده ها اجازه میدن که فقط با وارد کردن متن یا طرح کلی، نسخه ای ابتدایی از فیلم خودشون رو بسازن. این نسخه ها ممکنه هنوز حرفه ای نباشن ولی برای دیدن فضای کلی، ریتم روایت و حتی حس بصری داستان، بسیار مفید هستن.
در حال حاضر، کارهایی مثل تبدیل متن فیلمنامه به ویدیوهای ساده با صحنه سازی اولیه ممکنه و میشه دیالوگ ها و حرکات شخصیت ها رو به کمک مدل های زبانی تولید کرد.
در آینده ی نزدیک و با پیشرفت هایی مثل King AI و Luma Dream Machine میشه فیلمنامه ها رو به هوش مصنوعی دادو در عرض چند دقیقه، یه نسخه ی قابل تماشا دریافت کرد.

شاید اگر نقد سختگیرانه ای در سینما فراگیر نشه و کارهای مارکتی و پرفروش به سطح بهتری نرن، چند سال دیگه، سینمای جریان اصلی اصلا نیازی نداشته باشه که بازیگرها رو بیاره جلوی دوربین و کلی خرجشون کنه و کافیه چهره های سرشناس رو برای تولیدات سینمایی بخره.

جمع بندی
فرض کنید بازیگرایی وجود داشته باشن که حتی یه سکانس هم جلوی کارگردان بازی نکردن و وجهه ی اجتماعیشون به واسطه ی بلاگری و گفتن داستان زندگی شخصیت احتمالا نه چندان واقعیشون در اینستاگرام ایجاد شده باشه. یعنی افرادی که با روایت های شخصیت و اغلب ساختگی در فضای مجازی، تبدیل به چهره های عمومی میشن و بعد سینما، اونها رو نه به خاطر توانایی بازیگری بلکه به خاطر قابلیت فروش میخره و وقتی نقد جدی و سختگیرانه از سینمای مارکتی غایب باشه، تهیه کننده ها ترجیح میدن به جای خلق تجربه ی هنری، فقط از چهره های پرفروش استفاده کنن، حتی اگر اون چهره ها بیشتر از طریق بلاگری و روایت های اینستاگرامی ساخته شده باشن و مهارت بازیگری خاصی نداشته باشن.
سینما این افراد رو نه به خاطر توانایی بازیگری بلکه به خاطر قابلیت فروش میخره و اون وقت شاید یه فیلم جنایی با مارگو رابی و هنری کویل، واقعا نسخه ی ساخته شده با هوش مصنوعیش، محبوب تر و پرفروش تر از کارهایی باشه که خودشون واقعا بازی کردن.