باردار بودم، یه پسربچه دنیا آوردم

مامانم هی میگفت وااااااااااااااااای این بچه چقدر درشته

مونده بودم اسمش رو چی بذارم

گفتم امیرعلی ( در واقعیت هیچوقت به این اسم فکر نکردم)

شوهرم هم نبود طبق معمول

بعد یهو نمی‌دونم از کجا پیداش شد

با عصبانیت بهش گفتم دماغش گنده س، به تو رفته.

تعبیر:
بچه آوردن میتونه نماد تموم شدن مرحله‌ی اول یه مسئولیت یا هدفی باشه که در واقعیت دنبال کردیم و حالا با نتایج اولیه‌اش و تاثیری که روی ذهن و زندگیمون گذاشته داریم رو به رو میشیم.
گاهی آدم از بعضی نتایج راضی نیست اما این لزوما به معنی ناراضی بودن از تحقق‌شون نیست. مثل یه بچه که آدم میدونه ممکنه یه سری ویژگی‌های بد به ارث ببره ولی ممکنه ذات وجودش اینقدر برای آدم مهم باشه که باز هم در مورد بچه دار شدن اقدام کنه.
بعضی از اهدافی که دنبال می‌کنیم همینطوری هستن. مثل کسی که شغل مورد علاقه‌شو پیدا میکنه اما ممکنه محیط کار یا همکاراش زیاد مورد تاییدش نباشن ولی اینقدر شغلشو دوست داره که ادامه میده.
توی این خواب هم به نظر میرسه که حس نارضایتی شما بیشتر از قضاوتای بقیه و عوامل بیرونی نشات میگیره و اگه زیاد به این جزئیات منفی توجه کنید ممکنه اونطور که لازمه از نتایج اولیه‌ی هدفتون لذت نبرید. بماند که بچه در این مرحله، هنوز برای رشد کردن، نیاز به مراقبت و توجه شما داره.