جلو قبرسونی یجا برف نشسته بود. بعد ی گربه اومد ازین رنگای لجنی ک خط راه راه دارن رفت لا برفا خودشو با برف سفید کرد من میرفتم نازش کنم فرار میکرد بعد افتاد دنبالم سفید شده بود معلوم نبود. یهو حمله کرد بهم لگد کشیدم زیرش پرت شد اونور بعد یکی گفت نذار بت چنگ بزنه نذار نزدیکت شه چندبار هی میومد سمتم بزور میشد دیدش منم میکشیدم زیرش پرت میشد اونور اخرش اومد تو دسو پارم افتادم زمین بیدارشدم از خاب

تعبیر:
اتمسفر قبرستون و برف، میتونه نماد موقعیتی باشه که نوعی رکود رو در زندگی واقعی تجربه می‌کنیم. همونطور که برف، یادآور سرما و لزوم پناه گرفتن از سرمای شدیده، دوره‌هایی از زندگی هم هستن که ممکنه مجبور به تجربه‌ی حد بیشتری از انزوا بشیم و نیاز باشه بیشتر از خودمون مراقبت کنیم.
گربه در این خواب میتونه نماد نوعی از شادی نابهنجار باشه که سعی داره خودشو به شما تحمیل کنه. گربه‌ها به طور کلی نماد نحوه‌ی استفاده‌ی آدم از اوقات فراغت، تفریح یا ایده‌هاشون برای شاد بودن داره و وقتی به شکل منفی ظاهر میشه، هشداری درمورد شکل‌های نابهنجار شادیه.
گاهی ناخودآگاه میدونیم که درگیر شدن با نوع خاصی از تفریح و فراغت میتونه آرامش روانی ما رو مختل کنه و باعث دراما و درگیری فکری بشه اما ممکنه به هشدارهای ذهنمون اهمیت ندیم. در این حالت، دیدن خواب های منفی درمورد گربه ها کاملا محتمله.