اسکویید گیم یه سریال هیجان انگیز و درام ساده و در عین حال جالب بود که طعنه ی سفت و سختی به سیستم سرمایه داری زد اما مثل همیشه، بیشتر از اینکه حس مسئولیت پذیری رو بیدار کنه، هیجان درگیر شدن با فضاهای اکشن، راز های تاریک و خشونت رو بیدار کرد و با توجه به تقاضایی که برای ساخت فصل های بعدیش صورت گرفت، همون اتمسفر با کیفیت بسیار مشابهی، بازتولید شده.

 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

دیدن همچین سریالا و فیلمایی، همیشه این سوال رو توی ذهنم درست میکنه که مخاطبا با چه کیفیت هایی درگیر چنین سناریوهایی میشن و دیدن یه چنین رقابت مرگباری، چه احساساتی رو درونشون ارضا میکنه؟
فصل دوم سریال بازی مرکب، دقیقا همون فضای هیجان انگیز و خشونت آمیز فصل اول رو بازتولید کرده. داستان این فصل، سه سال بعد از پیروزی سونگ گی هون در بازی مرکب شروع میشه و این مرد سعی میکنه تا وارد بازی بشه.
بعضیا عقیده دارن که فصل دوم، بیش از حد به فرمول اولیه ی سریال اتکا کرده و در نهایت، همون چرخه ی رقابت خشونت آمیز رو تکرار میکنه با این وجود، سریال تونست موفقیت خوبی به دست بیاره و مخاطبا رو به خوبی جلب کرد و حتی نامزد جایزه ی بهترین سریال درام در گلدن گلوب شد.
سونگ گی هون دوباره وارد رقابت میشه اما این بار تلاش میکنه تا سیستم پشت پرده ی بازی رو افشا که و پایان فصل، حسی از شوک رو به مخاطب منتقل میکنه و سریعا داستان رو فصل سوم متصل میکنه.


با این وجود، تلاش سونگ گی هون برای مقابله با شرارتی که شاهدش بوده، مثل درگیر شدن بیمارگونه اش با شرطبندی، سطحی نگرانه به نظر میرسه. در واقع این شخصیت، با نوعی هیجان بدون تدبیر، درگیر این مسابقه میشه.

درگیر شدنش با شرطبندی تصویری از تمایلش برای گرفتن تصمیمات پرریسک و احساسیه، بدون اینکه به نتایج تراژیک همچین تصمیمی اهمیت بده. تلاشش برای مقابله با سیستم بازی مرکب هم همین الگو رو دنبال میکنه. اون به جای استراتژی دقیق، بیشتر واکنشی و احساسی عمل میکنه. این سطحی نگری باعث میشه که تصمیماتش بیشتر شبیه یه واکنش تکانشی باشه تا یه برنامه ی هدفمند برای تغییر سیستم.
ماهی مرکب در پایان همون فصل اول، پیغام کلیدی و مفید خودشو تا حد زیادی منتقل کرد. نحوه ی ملحق شدنش به فصل دوم، خیلی شبیه به تلاشایی هست که برای تجاری سازی یک ایده ی محبوب انجام میشه. با وجود سرگرم کننده بودن، به سختی میشه گفت که فصل دوم، به پیغام مفید فصل اول، وفادار بوده.
فصل اول بازی مرکب، پیغام انتقادی خودش رو نسبت به سرمایه داری و بحران های اقتصادی، به وضوح مطرح کرد اما فصل دوم، بیشتر سراغ بازتولید فضاهای هیجان انگیز فصل اول رفته.
فصل اول، زمینه ی خوبی برای ترغیب مخاطب به قضاوت داشت و میشد ازش به عنوان الگویی برای نقد ساختارهای ناعادلانه ی قدرت و رقابت اقتصادی استفاده کرد اما فصل دوم، بیشتر تلاش کرده تا یه داستان سرگرم کننده ارائه بده.

این تغییر، روی نگاه مخاطب هم تاثیر میذاره چون به جای فکر کردن به پیام اصلی، بیشتر درگیر اکشن و پیچیدگی رقابت میشه.
درواقع فصل دوم با توجه به نوع پایان بندیش، رشد خاصی به دنبال نداشته و صرفا یه ریتم تجاری و سرگرم کننده به داستان بخشیده که پتانسیل زیادی برای خلق صحنه های اکشن و سادومازوخیستی داره.

جمع بندی
سادومازوخیسم در این سریال، نه فقط در ذات رقابت های خشونت آمیز بازی دیده میشه بلکه در نحوه ی طراحی صحنه ها و تاکید روی رنج و درد هم خودنمایی میکنه. به نظر میرسه که نویسنده بیشتر سعی کرده تا مخاطب رو توی همون فضای رقابتی نگه داره تا اینکه یه مسیر روایی جدید ایجاد کنه. این مسیر، کاملا در راستای تجاری سازی ایده ی بازی مرکب پیش رفته چون باعث میشه سریال، جذابیت خودش رو حفظ کنه حتی اگر پیام اصلی، کمرنگ شده باشه. برای افرادی که به نقد اجتماعی و مفاهیم عمیق داستان اهمیت میدن، ممکنه این فصل، کمتر تاثیرگذار باشه و بیشتر به یه محصول سرگرمی تجاری شباهت پیدا کنه.