معرفی و بررسی لایو اکشن سیندرلا 2015
14 تیر · · خواندن 4 دقیقه
لایو اکشن سیندرلا درنظر اول، بیش از پیش برام یادآور کارهای بریتانیایی اصیل هست. با وجود داشتن چندتا بازیگر سرشناس، ناشیانه ساخته شده. فیلمبرداری و قاب بندی هاش خیلی توی چشم میزنن ولی تعهد خوبی به داستان اصلی داره.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
فیلم Cinderella 2015 با بازی لیلی جیمز در نقش سیندرلا، کیت بلانشت در نقش نامادری ساخته شده و فیلم برداریش در بریتانیا انجام شده و حس و حال این فرهنگ رو میشه در طراحی صحنه، لباس ها و حتی لحن بازی ها به وضوح دید.
در اون زمان هنوز دنبال بازیگر سیاهپوست و همجنس گرا برای بازسازی داستان های قدیمی نبودن. در سال 2015، صنعت فیلمسازی هنوز در مراحل اولیه ی بازنگری در بازنمایی های نژادی و جنسیتی بود و هرچند بحث هایی درباره ی تنوع وجود داشت اما هنوز به شکل گسترده و ساختاری وارد بازسازی افسانه های کلاسیک نشده بود.
فیلم سیندرلا 2015 هم نمونه ای از این دوره است و به زیبایی شناسی کلاسیک وفاداره و از بازیگرهای عمدتا سفیدپوست استفاده کرده و تمرکز خاصی روی تنوع جنسی یا نژادی نداره.
اما از حدود سال 2018 به بعد، با قدرت گرفتن جنبش هایی مثل #OscasrSoWhite و #MeToo استودیوها شروع کردن به بازنگری جدی در انتخاب بازیگرها، روایت ها و حتی طراحی شخصیت ها.

نتفلیکس و دیزنی و بقیه ی پلتفرم ها سعی کردن تا بازسازی های جدیدی رو با بازیگرهای سیاهپوست، آسیایی یا کوئیر تولید کنن که البته با واکنش های متضادی رو به رو شد.
این فیلم در زمان خودش هم از نظر فروش موفق بود و هم بازخوردهای مثبتی دریافت کرد، هرچند بعضی نقدها به سبک بصری و روایت کلاسیکش وارد شد.
منتقدها فیلم رو به خاطر وفاداری به داستان اصلی، طراحی لباس چشم نواز و بازی کیت بلانشت در نقش نامادری تحسین کردن و بعضی نقدها به عدم نوآوری در روایت و قاب بندی های بیش از حد تزئینی اشاره داشتن اما درکل، فیلم به عنوان یک بازسازی محترمانه و خانوادگی پذیرفته شد. این فیلم نامزد دریافت جایزه ی بهترین طراحی لباس در اسکار و بفتا شد و درمجموع 542 میلیون دلار فروش جهانی داشت.
این موفقیت نشون میده که حتی بدون بازتعریف های مدرن، بازسازی های کلاسیک، هنوز هم می تونن مخاطب جذب کنن، بخصوص وقتی به ریشه ی داستان وفادار بمونن و از بازیگرهای شناخته شده استفاده کنن.
بازخوردهای منفی این فیلم هم همونطور که انتظار میره متوجه روایت محافظه کارانه و قاب بندی های تزئینی و عدم نوآوری در شخصیت پردازی شده و بعضی ها عقیده داشتن که فیلم مثل رفتن کامل از روی دستور العمل هست یعنی زیبا به نظر میرسه اما ریسک خاصی رو متقبل نشده.

این فیلم از مجموع 150هزار مشارکت کننده در سایت IMDb امتیاز 6.9 رو به دست آورده و با وجود ضعف هایی که بهش نسبت داده شده تونسته جای خودش رو در دل مخاطبا باز کنه.
در این فیلم، یه سری دیالوگ های جالب اضافه شده و پیام های پنهان پشت این داستان قدیمی رو واضح تر کرده. نامادری درمورد اهمیت پول در ساختار قدرت صحبت میکنه و سیندرلا سعی داره منکر این قضیه بشه. این درحالیه که خود سیندرلا به خاطر جادو تونست سر و وضع خوبی برای خودش درست کنه و وارد مهمونی بشه. در حالت نرمال هم با خانواده اش به واسطه ی تمکن مالی خوب میتونست وارد مهمونی بشه.
دیالوگ نامادری درباره ی اهمیت پول، درواقع یکی از معدود لحظه هایی هست که فیلم به طور مستقیم، ساختار قدرت اجتماعی رو نقد میکنه، اون هم از زبان فردی که در روایت سنتی، نماد شرارت و حسادت بود. واکنش سیندرلا که سعی میکنه این واقعیت رو انکار کنه، تصویری از رمانتیزه کردن فقر و جادوی نجات بخش هست. در حالیکه ورود سیندرلا به مهمونی، ربطی به ویژگی های اخلاقی خوبش نداشت بلکه نتیجه ی جادوی بیرونی و ظاهرسازی هست و در نتیجه ی غیر جادویی و فرضی هم به لطف خانواده ی ثروتمندش میتونست این مسیر رو طی کنه.

این افسانه سعی داره بگه مهربونی و صداقت کافی هست اما در عمل، مسیر نجاتش از دل جادو، زیبایی و تایید سلطنتی میگذره. و این یعنی سیندرلا با وجود ظاهر مقاوم، خودش هم درگیر ساختار قدرت و زیبایی ستیزی نیست بلکه صرفا خوش شانس تره.
جادو، جای خالی بی استعدادی آدم ها برای ارتباط گرفتن و حرف زدن رو پر میکنه. سیندرلا به حدی خودسانسورگره که برای معصوم جلوه کردن، علیه سلطه گری نامادریش مبارزه نمیکنه. در ملاقات با شاهزاده، درمورد مشکلاتش نمیگه و درنهایت، به شکل ساده لوحانه ای با خواسته ی نامادریش مبنی بر به دست آوردن قدرت مخالفت میکنه درحالیکه وقتی همسر پادشاه میشد، عملا مجبور نبود به قولش به نامادریش عمل کنه. اما این اتفاقا میوفته تا سیندرلا قربانی بشه، انگار نویسنده میدونسته که دغدغه های یک فرد بورژوا مسلک، نمیتونه ترحم خاصی ایجاد کنه یا اگر روی مشکلات این طبقه دست بذاره، یک دست بالاتر هست که زیر سوال میره و ناراحت میشه.
جمع بندی
درواقع سیندرلا نه تنها قربانی نیست بلکه همدست ساختار قدرته و با خودسانسوری، انکار و سکوت، ترجیح میده در چارچوب بمونه و قربانی بشه.
افسانه، برای اینکه همدلی مخاطب رو حفظ کنه، باید سیندرلا رو در موقعیتی قرار بده که هم مظلوم باشه و هم بی قدرت، چون اگر قدرتش رو به کار بگیره، دیگه قربانی نیست و اگر قربانی نباشه، داستان نمیتونه همدلی خاصی ایجاد کنه.