دیمن اسلیر یا Demon Slayer: Kimetsu no Yaiba با وجود سادگی ظاهری خط داستانی، درام تاثیرگذاری رو خلق کرد و تونست قلب مخاطب های خودش رو در سراسر دنیا به دست بیاره.

 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

استودیوی UFO Table انیمیشنی ارائه داده که استانداردهای صنعت رو تغییر داد. صحنه های نبرد، بخصوص تکنیک تنفس ها، وجه خاص این انیمه هستن. فصل اول انیمه در سال 2019 منتشر شد که 26 اپیزود داشت.
بعدش فیلم سینمایی Mugen Train آرک قطار بین هایت اومد و سال بعدش فصل دوم منتشر شد و شامل 18 اپیزود بود.
در سال 2023، فصل سوم اومد و به عنوان آرک دهکده ی سازنده های شمشیر شناخته میشه. این فصل 11 اپیزود داشت.
در سال 2024، فصل چهارم اومد که به عنوان آرک تمرین هاشیراها شناخته میشه و 8 اپیزود بود.
اخیرا هم شاهد انیمه ی سینمایی دیگه ای بودیم که در نوع خودش تونست حسابی جلب توجه کنه و طیف جدیدی از مخاطب رو به این انیمه ملحق کرد.

دیمن اسلیر، عنوان انگلیسی انیمه است و کیموتسو نو یاییبا، به صورت تحت اللفظی، یعنی تیغ نابود کننده ی دیوها.


در اپیزود اول فصل 1، ما شاهد معرفی زندگی تراژیک تانجیرو کامادو و نقطه ی شروع سفرش هستیم. تانجیرو، پسر نوجوان مهربان و مسئولیت پذیر، در کوهستان برف زده برای فروش زغال به شهر پایین میره. یه مرد روستایی بهش هشدار میده که شب ها به خاطر موجودات شیطانی، بیرون نره.
وقتی تانجیرو به خونه برمیگرده، میبینه همه ی اعضای خانواده اش قتل عام شدن؛ به جز خواهر کوچکترش نزوکو که زنده است اما تبدیل به دیو شده.
نزوکو همچنان بخشی از احساسات انسانیشو حفظ کرده و از حمله به تانجیرو خودداری میکنه. تانجیرو سعی میکنه نزوکو رو به درمانگاه ببره اما در راه، توسط گیو تومیوکا که یک شیطان کش هست متوقف میشه. گیو میخواد نزوکو رو بکشه اما تحت تاثیر ایستادگی و مهربانی تانجیرو قرار میگیره. در عوض، به تانجیرو یک مسیر نجات پیشنهاد میده و ازش میخواد پیش ساکونجی اوروکوداکی، استاد سابق گیو بره و تمرین کنه تا بتونه عضو سازمان شیطان کش ها بشه و هم خواهرش رو نجات بده و هم انتقام خانواده اش رو بگیره.
در پایان این اپیزود، تانجیرو با کوله باری از اندوه و امید، سفرش رو با نزوکو که توی یک صندوق چوبی بزرگ بسته شده شروع میکنه.

سنت شونن رو میشه در همین اپیزود به شکل واضحی دید. معرفی قهرمانی که با تراژدی به حرکت درمیاد اما با مهربانی و اراده، مسیرش رو ادامه میده.
دیمن اسلیر مفاهیمی شبه روحانی و عرفانی داره که ریشه در آیین ها و اسطوره شناسی ژاپنی دارن. شیاطین بعد از مرگ، خاطرات زندگی انسانی شون رو به یاد میارن و اغلب به شکل ارواح یا شبح دیده میشن. مثلا وقتی شیاطین با تیغ نیچیرین کشته میشن، صورتشون انسانی و آروم میشه و انگار روحشون آزاد شده.
مفهوم خاطران نیاکان یا اراده ی موروثی، در خاندان کامادو تانجیرو و بقیه ی خاندان ها دیده میشه. این شبیه باور تناسخ معنوی هست.
شیاطین ارواح انسانی ای هستن که به خاطر گناه، حرص یا قربانی شدن، در بدن اهریمنی گرفتار شدن. مرگشون باعث رها شدن روح میشه و لزوما به معنی تولد دوباره در بدنی جدید نیست.


تکنیک های تنفس، انرژی طبیعت یا چی ررو جذب میکنه. ارواح یا کامی، و شیاطین یا اون ای ها، شباهت زیادی به موجودات شریر و سرگردان در آیین شینتو دارن.
استفاده از نیچیرین یا فلز خورشیدی برای کشتن دیوها یادآور تقدس خورشید در شینتو هست.
با این وجود، مکتب بودیسم و بخصوص مکتب ذن رو میشه در این انیمه دید. تکنیک های تنفس شمشیرزن ها مستقیما از تمرین های نفسی ذن یا زانزن الهام گرفته. شیاطین در چرخه ی رنج یا سامسارا گرفتارن و مرگشون رهایی از دام خواسته هاست. رفتار تانجیرو با شیاطین شبیه بودیستاتوای دلسوز هست که حتی برای موجودات شرور هم دعا میکنه.

همچنین ما شاهد عناصر تائوئیستی در این انیمه هستیم. جریان چی یا انرژی حیاتی، درمورد تکنیک های تنفسه که روی گردش انرژی در بدن تمرکز داره.
شیاطین از افسانه های ژاپنی مثل کاپپا و تانگ کی الهام گرفته شدن و شمشیرهای نیچیرین ترکیبی از افسانه ی شمشیرهای مقدس و فلز خورشیدی در فولکلور هستن.


دیمن اسلیر یک سیستم معنوی تلفیقی و داستانی ایجاد میکنه که بر پایه ی فرهنگ ژاپنیه اما چندان یا حداقل به طور واضح، وابسته به فرقه ی خاصی نیست. خدا یا کامی به صورت انتزاعی به عنوان جهان یا سرنوشت حضور داره و تمرکز اصلی روی اراده ی انسان، پیوندهای خانوادگی و مبارزه با تاریکی درونه.
شاید بشه گفت که شیطان کش، بیش از پیش به آیین شینتو وابسته است. شینتو به عنوان آیین بومی و تاریخی ژاپن، با وجود نقش عمیقش در شکل دادن به فرهنگ و هویت ژاپنی، از منظرهای مختلفی مورد نقد قرار گرفته. در دوره ی میجی یعنی 1868 تا 1912 تا پایان جنگ جهانی دوم، شینتو به ابزار ایدئولوژی ملی گرایانه و امپریالیستی تبدیل شد. شینتو به امپراتور، تقدس بخشید و اون رو تا حد یک ایزد زنده بالا برد و توجیه گسترش نظامی، مثلا جنگ جهانی دوم تحت عنوان ماموریت مقدس شد.
بعد از جنگ، آمریکا فرمان انحلال شینتو دولتی رو صادر کرد اما بعضی از منتقدها عقیده دارن که پیوند ملی گرایی و شینتو هنوز کاملا از بین نرفته.

شینتو تبعیض زیادی علیه افرادی داشت که نجس میدونست. سیستم طبقه ای تاریخی ژاپن یا سین کوشو، گروه هایی مثل بوراکومین یا اقشار مشاغل ناخالص مثل سلاخی و دباغی رو ناپاک میدونست. هرچند این افکار ریشه در بودیسم هم دارن اما آیین های تطهیر شینتو گاها به حاشیه نشینی این گروه ها دامن میزدن.
شینتو فاقد متون مقدس مدون یا دستور اخلاقی جهان شمول مثل ده فرمان هست. اخلاق، بیشتر مبتنی بر آداب جمعی، انسجام اجتماعی و پاکی آیینی هست و لزوما حقوق فردی یا عدالت انتزاعی رو در بر نمیگیره.
منتقدها عقیده دارن این موضوع میتونه به توجیه اطاعت کورکورانه از قدرت منجر بشه.
با وجود تقدس نمایی از طبیعت یا کامی، در عمل، تخریب محیط زیست در ژاپن مدرن چشمگیر بوده و بعضی از منتقدها عقیده دارن شینتو نگاه زیبایی شناسانه و نمادین به طبیعت داره، و این آموزه هاش ربطی به اخلاق محیط زیستی فعال نداره.
تاکید روی انسجام گروهی و احترام به سلسله مراتب میتونه فردیت، انتقاد و تنوع عقیدتی رو سرکوب کنه و این موضوع در سیستم ها و نهادهای ژاپنی و سیاست محافظه کارانه بازتولید میشه.
شینتو نقش های سنتی زنانه مثل مشارکت در آیین های خانگی و تولد رو تقویت میکنه و کاهنان زن یا میکو اغلب در نقش های دستیار و نمایشی ظاهر میشن و جایگاه رهبری پیدا نمیکنن. حتی تا امروز، بحث درمورد اجازه ی کاهنی زنان در برخی زیارتگاه ها ادامه داره.
مفاهیم کگاره یا ناپاکی، که شامل قاعدگی، زایمان و مرگ میشه، میتونه انزوا رو به افراد خاصی تحمیل کنه ولی این افکار، امروز کمرنگ تر شدن ولی هنوز هم در بعضی زیارتگاه های ژاپنی، زن ها در دوره ی قاعدگی اجازه ی ورود ندارن.
شینتو به شدت مربوط به خاک ژاپن، نیاکان و قوم یاماتو هست. غیر ژاپنی ها عملا نمی تونن شینتوییست کامل باشن و بیشتر یک هویت قومی و فرهنگی هست و عملا نمی تونه تبدیل به یک دین جهانی بشه.
شینتو میتونه در نظر بعضی ها بیش از حد غیر شخصی، چند خدایی و فاقد تعالیم روشن به نظر برسه. کامی ها یا ایزادن و روح ها، بیشتر نیروهای طبیعی یا نیاکان هستن تا اینکه بخوان خدایان اخلاقگرا باشن.
دیمن اسلیر بیشتر از شینتو فولکلوریک و اسطوره ای الهام گرفته ولی چیزایی مثل قوم مداری، سلسله مراتب و نقش های جنسیتی می تونن در جهان بینی پنهان انیمه هم ردپا داشته باشن.
به شخصه فکر میکنم بخشی از شینتو که بیش از پیش در این انیمه مورد استفاده قرار گرفته و تحسین شده، مربوط به موضوع میراث معنوی خانواگی هست. فردی که در خانواده ی بد یا ضعیفی متولد شده، ممکنه به راحتی دربرابر تاریکی تسلیم بشه. تانجیرو هرچند خانواده ی فقیری داره اما مدام درمورد میراث عرفانی خانواده و تعالیم عرفانیشون صحبت میشه و از این تعالیم برای بقای خودش استفاده میکنه.
تانجیرو در برابر وسوسه ی شیطان شدن مقاومت میکنه، همدلی داره و قدرت میگیره. اون میراث معنوی قدرتمندی از خانواده اش داره که شامل رقص ایزد آتش، اخلاق، مهربانی و مسئولیت پذیریه.
زنیتسو مدام خودش رو ضعیف میدونه چون نتونسته میراث رو به طور کامل دریافت کنه. اون تنفس رعد رو با ضعف در اجرا به ارث برده.
افرادی که فاقد میراث اخلاقی یا عرفانی هستن ممکنه به راحتی تسلیم تاریخی بشن یا قربانی بشن. افرادی که از خانواده های با اصالت معنوی میان، انگار از نظر اخلاقی، مقاومتر هستن. این میتونه به جبرگرایی اجتماعی منجر بشه یعنی اگر فرد، در خانواده ای فاقد میراث به دنیا بیاد، شانس کمتری برای پاک موندن داره.
قدرت تانجیرو صرفا نتیجه ی تلاش فردی نیست بلکه موهبت موروثی به حساب میاد. در مقابل، شیطاین معمولا از خانواده های فقیر، بی سرپرست یا از هم گسیخته میان. اونها فاقد سپر اخلاقی خانوادگی هستن و به همین دلیل تسلیم تاریکی میشن و انگار قصیر خودشون و خونواده شون هست.

جمع بندی
تانجیرو با شیاطین همدردی میکنه و میگه اونها هم قربانی هستن اما هیچ شیطانی نجات پیدا نمیکنه؛ به جز نزوکو که یک استثنا به حساب میاد. ساختار روایت تایید میکنه که تنها راه مقابله با تاریکی، داشتن یک میراث خانوادگی قویه.
دیمن اسلیر، شینتو رو به صورت عرفان خانوادگی عرضه میکنه که البته برای مخاطب جذابه و احساس تعلق و ریشه دار بودن ایجاد میکنه اما ناگفته های تبعیض آمیزی هم داره. این بازتولید اسطوره ی نژاد و خون پاک در لفافه ی معنویت به حساب میاد و عینش رو میشه در شینتو تاریخی دید که امپراتور از تبار خدایان دونسته میشد و خون، مشروعیت بخش بود.