نقد و بررسی انیمیشن هتل ترانسیلوانیا 3| Hotel Transylvania 3: Summer Vacation 2018

هتل ترانسیلوانیا از اون کارایی هست که نه فقط شانس سرگرم کردن بچه ها رو داره بلکه می تونه برای افراد بزرگسال هم جالب ظاهر بشه. بخش کمدی این انیمیشن کیفیت خیلی خوبی داره و چه در تصویرگری و حالات صورت شخصیتا و چه در دیالوگ ها بهش پرداخته شده.

 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

هرچند که این انیمیشن در ابتدا با تمرکز زیادی روی شخصیت میویس شروع شد اما میشه دید که در ادامه، بیشتر به شخصیت کنت دراکولا و نحوه ی تحول شخصیتش پرداخته. کنت دراکولا شبیه به یه شخصیت جمهوری خواه هست که به تدریج تحت تاثیر افکار لیبرالیستی قرار میگیره و از مواضع خودش کوتاه میاد تا بتونه در هماهنگی با بقیه زندگی کنه.
قطعا از جمله مزیتای این انیمیشن رو میشه ظرافت زیادی که در طراحی شخصیتا و پویا نماییش به کار رفته دونست.
اما قسمت سوم این مجموعه انیمیشن هم به شکل پررنگ تری به موضوع نژاد پرستی و افکار فاشیستی پرداخته.
هشدار: ادامه ی این مطلب می تونه داستان انیمیشن رو لو بده.


تمرکز داستان، در ابتدا روی میویس هست اما در ادامه، بیشتر سراغ کنت دراکولا میره و بعضی از منتقدا فکر میکنن که تغییرات شخصیتی کنت و شخصیت شرور داستان، به طور غیر مستقیم میتونه به موضوعاتی مثل عبور از سنت گرایی و رسیدن به نوعی پذیرش اجتماعی اشاره داشته باشه و حتی استعاره ای از تحولات سیاسی در نظرش گرفتن.

شخصیت کنت دراکولا در جریان این انیمیشن، از یه فرد محافظه کار به فردی انعطاف پذیرتر تبدیل میشه که این موضوع رو به تغییرات ایدئولوژیک در جوامع امروزی نسبت دادن.
تقابل بین هیولاها و انسان ها که در این انیمیشن به صورت نه چندان تدریجی حل میشه، به عنوان تمثیلی از پذیرش تنوع و کنار اومدن با تفاوت ها در سیاست های اجتماعی تفسیر شده.
بخش هایی از انیمیشن هست که به ترس از بیگانه ها و مقابله با نژادپرستی اشاره داره و منتقدا از اینکه یه انیمیشن تونسته به طور غیر مستقیم از مفهوم تغییر اجتماعی دفاع کنه، خوششون اومده و عقیده دارن همچین انیمیشنی میتونه الهام بخش حفظ انسجام جامعه و کار کردن منعطف با سنت ها باشه.


کنت دراکولا و دوستاش برای استراحت از مدریت هتل، به یه سفر دریایی لوکس میرن. میویس، دختر دراکولا، این سفر رو ترتیب میده تا پدرش کمی استراحت کنه اما دراکولا به طور غیرمنتظره ای عاشق کاپیتان کشتی، اریکا میشه. اونا از تفریحای مختلف کشتی لذت میبرن اما میویس متوجه میشه که اریکا راز خطرناکی داره.
اریکا درواقع نوه ی آبراهام ون هلسینگ، دشمن قدیمی دراکولا هست و قصد داره هیولاها رو نابود کنه. در نهایت، دراکولا و دوستاش باید با نقشه ی ون هلسینگ مقابله کنن و در این مسیر، عشق و پذیرش تفاوت ها نقش مهمی رو ایفا میکنه.
منفی ترین نقدی که درمورد این داستان به ذهنم رسید، تصویر سطحی نگرانه ای هست که از امیال شرورانه نشون میدن. تحول شخصیت های شرور در این داستان، خیلی ساده اتفاق میوفته و منبع الهام خوبی برای بچه ها نیست. میتونه باعث ایجاد نوعی خوشبینی کاذب به شرارت بشه.
در واقع این سبک روایت میتونه باعث ایجاد نوعی ساده انگاری نسبت به ماهیت شرارت بشه. در همچین سناریوهایی، شخصیت های شرور اغلب با یه لحظه ی احساسی یا یه اتفاق سطحی متحول میشن بدون اینکه پیچیدگی های واقعی اخلاقی و روانشناختی، در نظر گرفته بشه.
اگر شرارت به راحتی قابل تغییر باشه، میتونه پیام اشتباهی برای بچه ها ارسال کنه و اونا رو به این باور برسونه که حتی بدترین آدما هم با یه اتفاق ساده تغییر میکنن بدون اینکه نیازی به مسئولیت پذیری یا تحول عمیق باشه.
یه روایت قوی تر میتونست نشون بده که تغییر شخصیت ها نیاز به درگیری های درونی واقعی، انتخاب های سخت و قبول کردن پیامد کارهایی داره که در گذشته انجام دادن.

تقابلی که در جریان این انیمیشن نشون داده میشه، منو یاد داستانای سینمایی درمورد مقابله ی بلوک شرق و غرب و بخصوص اختلاف نظر روسیه و آمریکا میندازه. معمولا هم چپگراهای بیش از حد فانتزی باف و خوشبین، ایده آل های خودشون درمورد صلح رو توی این سناریو ها نشون میدن و در اغلب موارد هم نگاه سطحی و نابهنجاری که نسبت به تفکیک خیر و شر دارن دیده میشه.
در واقع این مدل داستان ها یه جور نگاه ایده آل گرایانه به صلح جهانی دارن بدون اینکه پیچیدگی های واقعی سیاست و برخورد قدرت های متضاد رو در نظر بگیرن. گاها سینما، تقابل شرق و غرب رو با نوعی دوقطبی ساده سازی شده نشون میدن که معمولا یکی از طرفین به عنوان نیروی خیر و اون یکی به عنوان نیروی شر معرفی میشه.
انیمیشن و فیلم هایی که بخصوص مخاطبشون بچه ها هستن، یه اصرار خاصی دارن که حتما چندتا پیام اخلاقی آشکار داشته باشن ولی ما توی این سیاره، اصلا سیستم اخلاقی یکپارچه و رو به رشدی رو در عصر مدرن طراحی کردیم که حالا بخوایم با اطمینان، ازش در ساخت داستان های کودکانه استفاده کنیم؟
فیلم ها و انیمیشن های کودکانه سعی میکنن ارزش هایی مثل دوستی، همکاری، پذیرش تفاوت ها یا شجاعت رو تقویت کنن، اما این پیام ها معمولا از نظر یک دیدگاه یا ایدئولوژی خاص طراحی میشن نه براساس یک نظام اخلاقی جهانی و تثبیت شده که چندان درموردش اتفاق نظر باشه.
اخلاق در عصر مدرن، با مشکلات زیادی رو به رو شده و شاید مهم ترینشون نسبی گرایی و انتقاداتی باشه که نسبت به رویکردهای سنتی ایجاد شدن. سناریوهای سینمایی و تلویزیونی هم ناخواسته درگیر این چالش شدن که کدوم ارزش ها باید در اولویت باشه.
گاها این پیام های اخلاقی، ساده سازی شدن و ممکنه باعث درست شدن تصورات نابهنجاری بشن. مثل خوشبینی کاذب به شرارت که بهش اشاره شد.

جمع بندی
داستان ها میتونن رویکرد مستند و بیطرفانه تری داشته باشن و به مخاطبا اجازه بدن که ذهنشون درمورد قضاوت تحریک شه و با هم شروع به گفت و گو کنن اما چیزی مثل هتل ترانسیلوانیا، اونقدر سعی کرده پیام های اخلاقی آشکار خودشو ارائه بده که درنهایت، شانس زیادی برای تحریک ذهن بیننده نداره.