نقد و بررسی فیلم Mary Magdalene 2018
17 تیر · · خواندن 5 دقیقه نقد و بررسی فیلم Mary Magdalene 2018| مریم مجدلیه
مریم مجدلیه رو میشه تفسیری مدرن از مسیحیت دونست هرچند که جملات پایانی فیلم، نشون میده که سازنده سعی داشته به منطقیترین گزارشاتی که درمورد تاریخ مسیحیت باقی مونده اتکا کنه.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
این فیلم، منکر معجزات مسیح نشده اما سعی کرده تاجای ممکن، جلوهای اینجهانی به شخصیت مسیح بده و ازش یه تفسیر خوب ارائه بده. مسیح، بهسبک واکین فینیکس، یه شخصیت مخالف با قربانی حیوانات و خونریزیه و بهسبک سینمای هالیوود و کارای نتفلیکسی، به ایدئولوژیهای مدرن، منجمله افکار فمنیستی پرداخته و دوربین رو روی مریم مجدلیه زوم کرده.
بهرغم دریافت امتیازات نهچندان قابل توجه، چیزای خاصی توی این فیلم وجود داره که اونو کمابیش شبیه یه کار مستقل کرده.
رونی مارا در نقش مریم مجدلیه، در واقعیت، جفت واکین فینیکس بهحساب میاد و درحال حاضر ازش یه بچه هم داره اما بازیشون در جریان این فیلم، چندان چنگی به دل نمیزنه و حتی شبیه دو تا دوست سطحی هم نیست. ارتباطی که بین ایندو در فیلم وجود داره، بخصوص از طرف شخصیت مسیح، ارتباط لزوما رمانتیکی نیست. واکین فینیکس توی کارای رمانتیک مختلفی هم بازی کرده اما دراینجا نمیشه احساسات چندان دندونگیری رو در بازیش مشاهده کرد. حتی تلاشش برای نشون دادن نوعی حالت رواقی و معنوی یا خشم عجیب مسیح هم چندان گیرایی خاصی نداره. شاید بهترین بازیگر این فیلم رو بشه خوده رونی مارا درنظر گرفت که خلوص، شفقت و دلسوزی مریم مجدلیه رو بهخوبی اثبات کرده.
پالت رنگ فیلم مریم مجدلیه بهشدت غمانگیز و فضاش پر از بیابون و لباسای بهشدت کهنه و مندرسه. جوامعی که درجریان این فیلم بهتصویر کشیده میشن، هرکدوم بهشکل متفاوتی درگیر رنج کشیدن هستن و چیزی که از شخصیت مریم مجدلیه انتظار میره اینه که با مردی که سابقا ازدواج و تولید مثل داشته و حالا همسر خودشو از دست داده ازدواج کنه و بچههای زیادی رو به دنیا بیاره.
بهنظر نمیاد که سازندههای این فیلم قصد بدی داشته باشن و اتفاقا از طرفدارای مسیحیت بهحساب میان اما تصویری که از مسیح نشون دادن، بیشازپیش اونو در ردهی افرادی قرار داده که بهخاطر نوعی جنون یا جامعهستیزی، یه فرقهی عرفانی رو درست میکنن و مردم جامعهگریز رو در اطراف خودشون جمع میکنن.

برخلاف تصویری که از حواریون وجود داره، شخصیتهای مذکر اطراف مسیح، نهتنها افراد معنوی و تحسین برانگیزی نیستن بلکه تمایل به جنگ و خونریزی رو میشه درونشون دید. اونا افراد بهشدت سرخوردهای هستن که از فرط ناامیدی و بیچارگی بهدنبال مسیح راه افتادن.
این درمورد مریم مجدلیه تاحدی متفاوته. اون ناگهان شیفتهی مسیح میشه و میشه حدس زد که دوست داره نقش اجتماعی پررنگتری داشته باشه. چسبیدن به خونهداری و تولید مثل، درنظرش یه تراژدی رقتانگیزه که نمیتونه گرسنگی ذهنیش رو برطرف کنه.
مخاطبای گوگل، تا امروز این فیلم رو 64 درصد پسندیدن و توی سایت IMDb هم از میون مشارکتکنندههای نسبتا کمی، امتیاز ناامید کنندهی 5.9 رو گرفته. 11 هزارتا مشارکتکننده برای فیلمی که بازیگر سرشناسی مثل واکین فینیکس رو داره، مجسم کنندهی نوعی شکسته.
میشه حدس زد که بخش زیادی از محتوای این فیلم، چندان برای مسیحیای متعصب جالب نیست.
هشدار: ادامهی این مطلب میتونه محتوای فیلم رو لو بده.
درنهایت، مسیح قرار نیست که نجات پیدا کنه و بهرغم معجزات مختلفی که از خودش نشون داده، به صلیب کشیده میشه و با درد و رنج زیادی میمیره. افرادی که منتظر ظهور دوبارهی مسیح هستن هم درجریان این فیلم، دنبالهی نوعی حماقت و سرخوردگی بهحساب میان که امید دارن روزی یک نفر بیاد و همهچیز رو درست کنه. برای همین هم هست که میشه انتظار داشت چنین فیلمی از طرف کشورای مسیحی، پس زده بشه و زیاد بهش روی خوشی نشون ندن.
سازندهها سعی میکنن این پیغامو منتقل کنن که سعادت، زمانی ایجاد میشه که ما انسانها تغییر کنیم و تکبهتک، تبدیل به نمونههای بهتری از خودمون بشیم. زمانی که نسبت به همنوعان خودمون سنگدل باشیم، از بین رفتن یک حکومت یا پادشاهی ستمگر هم لزوما نمیتونه تغییر مثبتی رو ایجاد کنه.
شاید بهتر بود که سازندهی این فیلم، از بیس داستانی متفاوتی برای انتقال چنین مفهومی استفاده میکرد چون مسیحیت رو هرشکل متفاوتی هم که تفسیر کرد، باز هم مسیح با معجزات و ویژگیهای غیر اینجهانی خودش شناخته شده و باورمندای به چنین شخصیتی، میتونن هر نوع باور ماورائی امیدبخشی رو درموردش باور کنن، منجمله باور به ظهور مجدد مسیح و مبارزهای که برعلیه ظلم و تاریکی انجام میده.
نکتهی دیگهای که میشه نسبت بهش انتقاد داشت، خوده ایدهی تغییر هست که توسط مریم مجدلیه داره پیاده میشه. مسیح میاد و آدما رو دعوت میکنه تا از خونواده و قبیلهی خودشون جدا بشن و زندگی درویشانهای رو شروع کنن. اون این سبک زندگی رو منشا رهایی میدونه و تبلیغات خودشو با افرادی که با خودش همراه کرده ادامه میده.
وقتی صحبت از مسیحیت باشه ممکنه این رفتار، چندان نگرانکننده بهنظر نرسه اما اگر نگاهی به جوامع اطراف خودمون بندازیم، فرقههای عرفانی زیادی رو میبینیم که پیروان خودشون رو با بهانههای مختلفی از خونواده و زندگی جمعی دور میکنن چون دنبال قدرت دادن به سازوکار خودشون هستن.
اگر هدف، تغییر دادن جامعه به سمتوسوی خوبی هست، اتفاقا لازمه مهارتایی رو به آدما یاد بدید که بتونن تعامل معنادارتر و سالمتری با جامعهی اطرافشون داشته باشن، نهاینکه نوعی انزوا رو تجربه کنن و بهجای تاثیر پذیرفتن از خونواده و قبیله و یه جامعه، صرفا پیرو یه لیدر یا رهبر عرفانی خاص بشن.
جمعبندی
بهعنوان یکی از تحسین کنندگان واکین فینیکس، حضورش در نقش مسیح رو بسیار ضعیف میدونم و بهنظرم از هیچکدوم از اون تکنیکهای خاص بازیگریش بهرهی چندانی نبرده.
تراژدیهای متنوعی که از نحوهی زندگی مردم در این فیلم مجسم شده، میتونن برای افرادی که به موضوعات عرفانی علاقه دارن، الهامبخش واقع بشه.
سرخوردگی از باورای غیر منطقی عرفانی، بیش از همه درقالب جودس، یکی از حواریون ظاهر میشه که با دیدن مرگ مسیح، خودشو حلقآویز میکنه.