نقد و بررسی فیلم Night at the Museum 2006
17 تیر · · خواندن 4 دقیقه نقد و بررسی فیلم Night at the Museum 2006| شب در موزه
شب در موزهی 2006، اولین قسمت از مجموعه فیلمای شب در موزه است که بیشتر به عنوان یه کار خانوادگی و کمدی شناخته شده. داستانش اقتباسی از یه کتابه و هرچند هیچ وقت امتیازای چندان دندون گیری به دست نیاورد اما تونست فروش بسیار خوبی رو تجربه کنه.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
دلیل اینکه دوست داشتم این مجموعه فیلم رو ببینم حضور رامی ملک بود ولی متاسفانه اینم یکی از اون کارای ناشیانه ی رامیه که حضور کمرنگی داره و توی نقشی هم قرار گرفته که به استایل کاریش اصلا نمیاد. بخش زیادی از فیلم، به یه اتمسفر ماجراجویانه و کمدی با بازی بن استیلر اختصاص داره و پالت رنگ هم بسیار متناسب با یه کار کنجکاو کننده طراحی شده. جلوه های طلایی در زمینه ی برنزی و سیاه، پویایی و جلوه های ویژه ی سرگرم کننده رو میشه نقاط عطف این فیلم در نظر گرفت.
لری دیلی در شهر نیویورک زندگی میکنه و یه مخترع مطلقه به حساب میاد و شغل ثابتی نداره. در طبقه ی اجتماعی خاصی قرار نمیگیره و با اینکه سنی ازش گذشته، حتی نمی تونه گلیم خودش رو از آب بیرون بکشه. دنیای درون موزه، جایی هست که بهش هویت جدیدی میده و مثل نوعی مخدر عمل میکنه. پیش زمینه ی لری چیزیه که توی قسمت های بعدی ممکنه فراموش بشه اما دنیای درون موزه، نوعی اصالت رو درون خودش داره و به لری که یه ذهن منتقد اما ادبیات ضعیفی برای بیان افکارش داره، نقطه ی ایده آلی به حساب میاد. زن لری عقیده داره که اون مرد مناسبی برای الگو قرار گرفتن نیست و پسرش هم نمک به زخمش میپاشه و به راحتی درمورد این صحبت میکنه که شوهر جدید مادرش، الگوش برای آینده اش هست و دوست داره مثل اون وارد کار دلالی اوراق قرضه بشه و پول پارو کنه.

یه مخترع، طبیعتا به کیفیت، بیشتر از کمیت توجه میکنه و با این رویکرد پیش میره که چیزی برای بهبود زندگی دیگران خلق کنه یا کاری که تا الان به صورت دشوار و پیچیده انجام میشد رو ساده تر کنه. طبیعتا چنین ذهنیتی، منتقد بالقوه ی کاری مثل دلالی اوراق به حساب میاد.
نحوه ی سر و کله زدن لری با اتفاقات درون موزه هم به شکلیه که مجبوره از قدرت مذاکره و قوه ی انتقادش، برای ایجاد صلح و سازگاری بهره ببره. توی این موزه، ما چند تا ماکت از تمدن های کوچیکی داریم که در طول شب، زنده میشن و جنگ های جدی ای با همدیگه دارن منجمله آمریکایی ها، روم باستان و قوم مایا.
لری در جریان سر و کله زدن با این ماکت های مینیاتوری، بیش از پیش اتفاقات درون داستان سفر های گالیور و مواجهه اش با لی لی پوت ها رو زنده میکنه. چالش لری هم به شکل مشابهی و به کمک مذاکره و تبادل فرهنگ با شخصیت های تاریخی درون موزه، فراز و فرود های جالبی پیدا میکنه.
دست آورد لری بعد از هر قسمت، نه لزوما دست آوردی مرتبط با حفظ بقای موزه و اشیای درونش بلکه مرتبط با نوعی مبارزه ی ایدئولوژیکی هست که اونو به همون پیروزی ای میرسونه که نتونسته در دنیای واقعی، به دست بیاره. آیا میشه گفت که لری، حتی شده به شکلی ذهنی و انتزاعی، نوعی تکامل روانی رو تجربه میکنه و می تونه ایده های انتقادی خوبی که درون ذهنش هست رو زندگی کنه؟ متاسفانه نمیشه گفت که این فیلم، بتونه به خودی خود در این زمینه، الهام بخش خوبی باشه چون نتیجه ی تلاش لری، تاثیر خاصی روی فرهنگ جامعه ی بیرون از موزه نداره و کاراکترها هم در طول روز، حالت ثابتی دارن و چیزی غیر از همون پیشینه ی تاریخی نه چندان مثبت رو به نمایش نمیذارن.
در نظر مردمی که از موزه بازدید میکنن، مبارزه های تاریخی، همون شکل سابق رو دارن و مرور این تاریخ هم به خودی خود نمی تونه الهام بخش ایده های جدیدی در مورد صلح یا ساخت یک فرهنگ جدید و مثبت تر باشه.
جمع بندی
شاید تنها ویژگی مثبت لری در اینه که میتونه با خودش در صلح باشه و دوستانی که نتونسته در دنیای واقعی پیدا کنه رو توی محیط موزه، برای خودش دست و پا کنه.
هرچند که در نهایت، با یه داستان درمورد حل اخلاف و چالش طرفیم و به این واسطه، صحنه های کمدی جالبی هم خلق میشه اما چنین فیلمایی، پتانسیل ایجاد نوعی میل به توهم رو می تونن درون بیننده ایجاد کنن. شاید این تاثیر، چندان مستقیم و آشکار نباشه اما در مفهوم غالب بر فیلم، قابل مشاهده است.