نقد و بررسی فیلم Prepare to Die 2024| برای مردن آماده شو

چیزی که از دنبال کردن هالیوود میشه انتظار داشت اینه که حتی اگر به‌کرار با کارای تبلیغاتی یا داستان‌های کلیشه‌ای رو‌به‌رو شدی هم می‌تونی از بازی‌های خوب یا چهارچوب‌های جالبی که کارگردانا و تصویربرداراشون قادر به خلق کردنش هستن لذت ببری ولی این درمورد فیلم برای مردن آماده شو، چندان صدق نمیکنه.

 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

اگه یه نگاهی به رزومه‌ی کارگردان بندازید هم میشه حس کرد که اون بیشتر دنبال خلق لحظه‌های هیجان‌انگیزه و توی این کار میشه گفت که اکشن خوبی رو خلق کرده اما به‌لحاظ داستانی، شما انگار با داستانی طرف هستید که اومده کلیشه‌ای‌ترین رفتار شخصیت‌های مبارز داستانا رو به ناشیانه‌ترین شکل ممکن، کپی کرده و شده شبیه این برنامه‌های کمدی که سعی می‌کنن ادای دیگران رو بدون توجه به کیفیت دراماتیکش در بیارن. با این تفاوت که شخصیت‌های توی این فیلم کاملا جدی به‌نظر می‌رسن و قصد ندارن کار کمدی هم تولید کنن. این فیلم به‌لحاظ داستانی و دیالوگ خیلی ضعیفه ولی اگر از طرفدارای کارای اکشن هستید، شاید بتونه شما رو تحت‌تاثیر قرار بده. امتیازایی که از سایتای مختلف به‌دست آورده هم فراتر از اون چیزی بود که انتظار داشتم ببینم. از مجموع 195 مشارکت‌کننده در سایت IMDb تونسته امتیاز 4.9 رو به‌دست بیاره که به‌نسبت روزهای اول انتشار، افت داشته.
هشدار: ادامه‌ی این مطلب می‌تونه داستان فیلم رو لو بده.
گشتن به دنبال عدالت و مبارزه با افرادی که خشونت رو درون جامعه گسترش میدن، پیام واضح و بعضا شعارگونه ای هست که توی این سبک از داستان های اکشن میشه پیدا کرد. الگوی کلاسیک داستان اکشن و جنایی که بر اساس انتقام جویی و قدرت نمایی برای افراد قلدر و قانون شکن مورد استفاده قرار میگیره، هنوز هم با یه پرداخت خوب میتونه محبوبیت زیادی در سینما به دست بیاره اما نکته ای که همواره درمورد شخصیت قهرمان این داستان ها نادیده گرفته میشه، هدفیه که سعی داره دنبال کنه.
انتقام این افراد، بدون استفاده از مراتب قانونی و تشکیل دادگاه، توسط بیننده ای که از طبقه ی نه چندان منتقد جامعه است و احساساتش به راحتی تحریک میشه، موضوع کاملا توجیه شده ایه اما نباید این موضوع رو نادیده گرفت که قهرمان هایی مثل شخصیت اصلی این داستان، زندگی خودشون رو صرف انتقامی میکنن که اونا رو از نقش اجتماعی و مفید ترین کاری که می تونن برای بهبود جامعه انجام بدن جدا میکنه اونم صرفا با تکیه به تراژدی ای که در دوران کودکی تجربه کردن.
ما همیشه نمی تونیم درگیر تراژدی هایی باشیم که زندگی شخصیمون رو به خودش درگیر کرده و با امید کسب لذت انتقام یا اجرای عدالت به روشی که فکر میکنیم درسته زندگی کنیم. این کار باعث میشه تا زندگی جمعی، مفهوم و ارزش خودش رو از دست بده و هر فردی مشغول طی کردن مشکلات زندگی شخصیش بشه که حس میکنه جامعه نتونسته یا نمی خواد حلش کنه. این رویه، همچنین بسیاری از شخصیت های شرور و افرادی که به سمت کارای خلاف کشیده میشن رو می تونه موجه جلوه بده که اتفاقا موضوع رایجی در سینما هست و میشه گفت حتی بیشتر از قهرمان های انتقام جو، تونستن محبوب قلب ها بشن.
سینما این شانس رو داره که دوربین رو به حدی روی شخصیت کلیدی و درونیاتش متمرکز کنه که انگار اون بیرون، اصلا جامعه ای وجود نداره که این شخصیت، بهش نیازمند باشه و جامعه هم متقابلا، به وجود همچین شخصیتی نیاز داشته باشه.
خوشبختانه شخصیت کلیدی این داستان، به حدی کاریزمای پایینی داره که تمرکز دوربین هم نمی تونه حواس بیننده رو از انگیزه ی سطحی نگرانه ای که در پیش گرفته پرت کنه یا چندان احساسات مخاطب رو تحریک کنه. انتقام جویی به خاطر حوادثی که در زندگی تجربه کردیم، دلیل موجهی برای جدا کردن مسیرمون از جامعه و کار کردن برای منافع شخصی نیست. اگر این طور باشه، هیچ نیروی نظامی ای نیاز به بالادستی نداره و تمام افرادی که از یک مهارت بخصوص برخوردارن، می تونن بدون مشارکت در یک سازمان یا ساز و کار مشخص، مشتری های خودشون رو درون جامعه پیدا کنن و کسب و کار جدیدی شکل بدن. هر کی میتونه بنا به قضاوت خودش، افرادی که تحت سرپرستیش هستن رو مجازات کنه یا به قتل برسونه و هیچ دادگاهی هم برای مرور جزئیات یک پرونده و اجرای عدالت، نباید وجود داشته باشه.

جمع بندی
شاید گفتن چنین حرف هایی درمورد یه فیلم فلاپ شده مثل برای مردن آماده شو راحت باشه اما متاسفانه وقتی سعی کنید همین حرفا رو درمورد فیلم هایی بزنید که حسابی احساسات بیننده ها رو تحریک کردن و تونستن فروش خوبی رو تجربه کنن، قرار نیست که مثل یه منتقد فلاپ شده هم باهاتون برخورد شه. یه نابهنجاری که میتونه شدیدا دامنگیر هر منتقدی شه، همرنگ جماعت شدن و محافظ کار شدن در مقابل برخی از عرف های رایج در سینما و جامعه ی منتقدین هست. حتی برای من که میدونم مطالبم قرار نیست چندان خونده بشه هم همیشه یه جور فشار روانی و ترس وجود داره درمورد اینکه چقدر وقیح به نظر میرسم وقتی که سعی میکنم ایراداتی که درون محتوای یه فیلم میبینم رو به زبون ساده بیان کنم؟
وقتی نوشته های اخیرم رو با مثلا نقد هایی که یکی دو سال اخیر نوشتم مقایسه میکنم هم به راحتی میتونم حس کنم که رفته رفته، از میزان ایراد گیریم کم شده و حتی در مقابل محصولاتی که مخاطب چندانی هم نداشتن، زیادی کوتاه اومدم و خوشبینانه، محتواشون رو نقد کردم.
کارایی مثل برای مرگ آماده شو، اونقدر به حال خودشون رها شدن که نقد کردنشون به راحتی درمورد مفاهیمی که عمدتا سعی میکنم در مقابلشون کوتاه بیام تلنگر میزنن و غیر منطقی بودنشون رو گوشزد میکنن.