نقد و بررسی فیلم Rebel Moon- Part Two: The Scargiver 2024
21 تیر · · خواندن 4 دقیقه نقد و بررسی فیلم Rebel Moon- Part Two: The Scargiver 2024| زخمزننده
ماه سرکش، شروع خیلی خوبی داشت ولی یهسری از بازیگرا هستن که شما روی هر پوستری که ببینیدشون، میتونید تقریبا با اطمینان بگید که با یه کار پاپکورنی طرفید. این درمورد صوفیا بوتله هم صدق میکنه. این رقصنده و مانکن فرانسوی_الجزایری، عمدتا توی کارای اکشن و سرگرمکنندهای حضور پیدا میکنه که در همپوشانی بالایی با سینمای جریان اصلی هستن و با هدف فروش هرچه بیشتر، ساخته شدن.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
ایدهی اصلی داستان، درمورد مبارزهی خیروشره و نحوهی طراحی جهان و مشکلاتی که مردم جوامع درون ماه سرکش باهاش طرفن، سیستم جالبی برای غربال یه داستان الهامبخش درمورد درک شرارته اما در ادامه، الگوهای پیشروی داستان، به ایدههای نسبتا خندهداری تقلیل پیدا میکنه و بیننده صرفا یهسری درامای شخصی رو دنبال میکنه نه یه دنیای درگیر جنگ و تحول.
چطوریه که یک دنیا تونسته تا اینحد در زمینهی تکنولوژی پیشرفت کنه ولی این بین، ما صرفا دو گروه از موجوداتو داریم که یا برای بهدست آوردن قدرت، آدم میکشن یا مثل کشاورزا زندگی میکنن؟ همیشه یه طبقهی دانشمند و روشنفکری هم وجود داره که واقعا حرفی برای گفتن داشته باشن و بتونن جوامع مختلف رو بهشکلهای پیچیده و یا سادهای نقد کنن اما افرادی که توی این داستان ظاهر میشن، نگاه بسیار سطحینگرانهای به موضوع جدال خیروشر دارن.
هشدار: ادامهی این مطلب میتونه داستان فیلم رو لو بده.

پایانها قابل پیشبینی هستن. شخصیتهای شرور، قابل ترحم هستن، خیر بر شر پیروز میشه؛ قهرمان داستان یه فقدان خونوادگی قابل توجه داره و میخواد انتقام مادر کشته شدهاش رو بگیره و از این حرفا.
قابل پیشبینی بودن رو شاید بشه یکی از دلایل کسالتبار بودن بسیاری از کارای سرگرم کنندهی امروزی دونست که با محدودیتها و تلاششون برای همرنگ عرف هالیوود شدن، تمام تولید کنندههای خلاق رو از خودشون میرونن.
چیزی که در قسمت اول ماه سرکش تحسین میکردم، نگاهی هست که به موضوع صلح داره و پتانسیل اینو داشت که تبدیل به یه داستان انتقادی جالب بشه که رویکردهای رایج نسبت به جنگ و صلح رو زیر سوال میبره اما در ادامه، شخصیتهای اصلی به جای اینکه از دنیای اطرافشون تاثیر بپذیرن، درگیر داستانهای اکشن و پر از هرجومرج میشن و بیشتر برپایهی انگیزههای شخصی، مسیر خودشون رو روشن میکنن.
دشمن که درظاهر یه گونهی انسانی هست، با توصیفات این فیلم تبدیل به موجودی مطلقا شرور میشه و طرف مظلوم ماجرا، تصویری از گروهی که لازمه در پایان به پیروزی برسه رو مجسم میکنه. اونچه که بهعنوان خیر توصیف میشه، لازمه که درنهایت به پیروزی برسه چون این توقعی هست که مخاطب عمومی از یه داستان سرگرمکننده داره.

بحث اینه که شما پیش از هرچیز با مجموعهای از انسانها یا موجودات هوشمند در دوطرف ماجرا روبهرو هستید و کسی تا پایان درمورد نحوهی سازگاری به ایدهی روشنی نمیرسه. صرفا اونچه که بهعنوان شر اعظم شناخته شده باید نابود بشه تا قصه به سرانجام برسه و دنیا مرحلهای از ثبات رو تجربه کنه.
شکست دادن یه گروه از انسانها که سعی دارن بقیه رو مورد استعمار قرار بدن، اونم به کمک مهارتهای جنگی، تصویری از رسیدن به سازگاری و صلح نیست. صلح میتونه مجموعهای از ایدهها باشه که به تمام موجودات زنده، راهی برای بقا رو پیشنهاد میکنه و تبدیل به یه معاملهی دوسر برد میشه.
جوامع درون این فیلم، هرکدوم بهنوبهی خودشون درگیر حفظ بقا هستن و اینکه یک جامعه تصمیم میگیره بقیهی دنیا رو تصرف و استعمار کنه، از اینجا نشات میگیره که انرژی خودشو برای افزایش قدرت نظامیش سرمایهگذاری کرده. چه اعتباری وجود داره که چنین دنیایی بتونه از این به بعد، ثبات خودشو حفظ کنه و گروه دیگهای پیدا نشه که از ترس بقا، یه دیکتاتوری جدید رو ایجاد نکنه؟

دلیل اینکه چنین جنگجوهایی تحسینبرانگیز نیستن همینه که اونا ایدهای درمورد ایجاد صلح و سازگاری ندارن و وجود و بازتولید امثال خودشون رو مدیون هرجومرج و ناسازگاریهای درون دنیا هستن.
صلح نوعی ارتباط روانی رو میطلبه که نمیشه از راه خونریزی و کشتار بهش رسید. شاید جنگیدن برای حفظ بقای قبیلهی درون این فیلم ضروری هست اما قرار نیست که منجر به نجات و یه صلح متداوم بشه. چنین فیلمهایی رو نمیشه الهامبخش نحوهی تفکیک خیروشر دونست و پیروزیای که درپایان بهدست میاد، یه پیروزی خیالی و فرمالیته است.

چند تا شخصیت رو در این داستان میبینید که واقعا تحول پیدا کنن و بتونن امیال شرورانهی خودشون رو کنار بذارن و بهشکلی منصفانه و انساندوستانه زندگی کنن؟ شخصیت اصلی داستان هرچند که خودشو همچین موجودی میدونه اما واقعیت اینه که اون هیچوقت قصد شرورانهی خاصی نداشته و مخلصانه در خدمت فردی بوده که نجاتش داده و بزرگش کرده و وفادارانه، مسئولیتهایی که بهعهدهاش گذاشتن رو عملی کرده. درپایان هم بهخاطر خیانتی که از پدرخواندهاش دیده از اون سیستم شرورانه جدا شده وگرنه زخمزننده رو نمیشه تصویری از تحول درونی خاصی درنظر گرفت.
جمعبندی
این حرفا به معنی این نیست که از دیدن فیلم ماه سرکش خودداری کنید. یه فیلم سرگرمکننده میتونه انتخاب خوبی برای پر کردن اوقات فراغت باشه. نقد صرفا کمک میکنه تا متوجه اونچه که ممکنه منبع الهام ما قرار بگیره باشیم و فیلمی که بیشتر برای بازارپسندی و با رویکردهای نهچندان امنی ساخته شده رو تبدیل به سوژهای نکنیم که قراره به سوالات مهم ما درمورد زندگی و تفاوت خیروشر جواب بده.