سلام خواب دیدم در یک زندان با بردار کوچیکم زندانی شدیم و یک زندانی بود که هرموقع دوست داشتیم میمودیم بیرون و من تلاش میکردم که بردارم را بفرستم بیرون لطفا تعبیرش کنید

تعبیر:
زندان در دنیای خواب، لزوما به این معنی نیست که قراره در واقعیت هم به زندان برید یا جرمی مرتکب بشید و شما رو محکوم کنن بلکه میتونه درمورد محدودیت‌هایی باشه که به ما تحمیل شده و دست و پای ما رو بسته.
زندگی و مشکلاتش میتونه زندان‌های خاص خودش رو داشته باشه و به آدما حس گناه بده. این محدودیت ها و حس گناه، لزوما همیشه عادلانه نیستن و اگر در دنیای خواب حس می‌کنید گناهکار هستید اما نمی دونید چرا به زندان رفتید، لازمه در واقعیت متوجه موقعیت ها یا طرز فکرهایی باشید که سعی میکنن بهتون حس گناه و پشیمونی بدن و دست و پای شما رو ببندن.

در اینجا شخصیت برادر، میتونه الهام بخش شما برای درک علت حس گناه یا نوع محدودیت ذهنی ای باشه که بهش دچار شدید. در این حالت، میتونید توی ذهنتون، شخصیت برادر رو مورد قضاوت قرار بدید و ببینید چه مسائلی بیش از پیش باعث میشه حس گناه داشته باشه. ممکنه شما هم در واقعیت، حس گناه نسبتا مشابهی رو تجربه کنید.

اینکه در دنیای خواب، شانس بیرون اومدن از زندان رو دارید و سعی دارید به آزادی کامل برسید، میتونه به نیاز ناخودآگاه شما برای رهایی از حس گناه اشاره داشته باشه. گاها ما بابت مسائلی احساس گناه می‌کنیم که لزوما کار بدی نیستن اما ممکنه به خاطر عرف و فرهنگ جامعه یا قضاوت های نادرست دیگران، بار گناهی رو به دوش بکشیم و زیر سایه ی حس بدی زندگی کنیم که حق ما نیست و صرفا ما رو به لحاظ ذهنی فرسوده و ضعیف میکنه.