نقد و بررسی فیلم Spin Me Round 2022
23 تیر · · خواندن 4 دقیقه نقد و بررسی فیلم Spin Me Round 2022| منو بچرخون
منو بچرخون یکی از فیلمای بسیار کم دیده شده است که با وجود گذشت دو سال از انتشارش، صرفا 5 هزار نفر توی سایت IMDb نسبت بهش واکنش نشون دادن و امتیازش هم صرفا 5.2 هست. با این وجود، این کار میتونه برای افرادی که به داستانای درام و کمدی با ریتم آروم علاقه دارن و یا یه بحران رمانتیک رو پشت سر گذاشتن، جذاب واقع بشه.
بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
پوستر یا خلاصهی فیلم ممکنه این حس رو ایجاد کنه که با یه کار عاشقانهی بسیار آتشین روبهرو هستیم اما نمیشه گفت که این یه کار اروتیکه و قصد داره همچین احساساتی رو درون بیننده زنده کنه. میشه حدس زد که چرا منو بچرخون نتونسته نه در نظر منتقدین و نه در نظر مخاطباش به اقبال چندانی برسه. همه چیز خیلی معمولی ولی خوبه. کمدیش نه خیلی شدید و آمریکاییه و نه کم و بیمزه بلکه خیلی نرمال و شبیه زندگی واقعی بهنظر میرسه.
امبر فردیه که تنهاست و از عشق سابقش جدا شده و ظاهر زندگیش کسلکننده اما نرماله و بدش هم نمیاد که ماجراهای جدیدی رو تجربه کنه. برای همین که در مقابل پیشنهادات دوستی جدید و ایجاد معاشرتهای جدید، مقاومت خاصی از خودش نشون نمیده و وسط ماجرای نیک، پرتاب میشه.
هشدار: ادامهی این مطلب ممکنه کمابیش، داستان این فیلم کمدی رو لو بده.
چیزی که درمورد این فیلم تحسین میکنم، نحوهی مواجههی امبر با چالشایی هست که پیش روش قرار میگیره و بخصوص نگاه مسئولانهای هست که به موضوع عشق و رابطه داره. اون در ابتدا ممکنه یکم گمشده یا پوچ به نظر برسه اما درنهایت، ثابت میکنه که شاید از اسب افتاده باشه ولی اصل خودشو فراموش نکرده. برای همین هم هست که فکر میکنم اگه در حال دست و پنجه نرم کردن با حس تنهایی و شوک بعد از جدایی هستید، ماجرای این فیلم ممکنه درمورد نحوهی مدیریت این دوره از زندگیتون، تا حدی الهامبخش واقع بشه.
شاید علاقهمند شدن به یه شخص یا بیزاری از تنهایی، جزو انتخابهای آگاهانهی ما نباشه اما وفاداری و مسئولیتپذیری، خصلت ماست و لزوما تحت تاثیر ظهور یه فرد خاص و وقوع یه عشق جدید، نمیتونه ناخودآگاه، آدمو مجبور به وفاداری یا مسئولیتپذیری کنه.
امبر شاید لاسهای جانانهای نزنه و درظاهر، خیلی ساده به نظر برسه اما درنهایت متوجه میشه که بهمراتب، خیلی بیشتر از افرادی که بلدن بهراحتی بقیه رو جذب خودشون کنن و قلبشون رو به دست بیارن، نسبت به ارتباط با آدمها و درست کردن یه رابطهی خوب، به بلوغ عاطفی رسیده.
اگر این زن انتخاب نمیکرد که در مقابل روابط خودش مسئولیتپذیر باشه، در پایان این داستان نمیتونست اعتماد به نفس خودشو بازیابی کنه و افسار زندگیشو به دست بگیره بلکه ممکن بود بهراحتی تبدیل به شخصی بشه که درگیر روابط بیقاعده است و بدون تعهد روشن و خاصی، صرفا از آسیبهایی که سابقا تجربه کرده فرار میکنه.
روش زندگی و معاشرتهایی که میشه در اطراف امبر دید، بیش از حد فرمالیته و ریاکارانه است و بعضا بهراحتی باعث ایجاد حس کسالت میشه. همیشه باید یه بازیچه برای شاد بودن ایجاد بشه، حتی اگر بازیچهای مخرب مثل مصرف مواد مخدر باشه اما امبر، خوده انسانها رو میبینه و وقتی که کسی سعی میکنه باهاش ارتباط بگیره، برای احساسات طرف مقابل، همونقدری ارزش قائل هست که برای خودش قائله.
رویهی امبر، درنهایت روی روش زندگی اطرافیانش و بخصوص نیک، تاثیر میذاره و هرچند رابطهشون ادامه پیدا نمیکنه اما این افراد، متوجه میشن که همهی آدما مثل خودشون نیستن و حتی اگر تنها بمونن، اصول و قواعدی دارن که بهکمکش دوباره خودشون رو بازیابی میکنن.
امبر شخصیتیه که ظاهرش بسیار ساده است و ممکنه قضاوتهای سطحی نگرانهای در موردش انجام بشه اما درابتدا میشه دید که تونسته کارفرمای خودشو تحتتاثیر قرار بده و با کار منظم، مزیتهای مختلفی رو بهدست بیاره. در ادامه، افرادی که باهاش ارتباط دوستانه میگیرن هم کمکم متوجه میشن که یه ظاهر ساده، لزوما به این معنی نیست که شخص رو راحت میشه کنترل کرد و بهبازی گرفت و یا ازش سواستفاده کرد.
حتی میشه حس کرد که امبر، در ابتدا سعی کرد مثل بقیه بشه و اصول خودشو زیر پا بذاره ولی نگاه منتقدانهاش به سراغش اومد و ختم این مسیر رو به سبک زندگیای دید که اصلا دوست نداره بهش دچار بشه.
زندگی یه فرد سربهراه، شاید ریتم تندی نداشته باشه اما لزوما آشفتگیهای خودساخته و روند افولی هم نداره. رشد، رخ میده؛ اما به تدریج و این آهنگو در روند تغییر شخصیت امبر تا پایان این فیلم میشه دید.
جمعبندی
زمانی که امبر میبینه که نیک حتی کوچکترین حرفای اغواگرانه و رفتارای خودشو از روی مقالههای زردی که توی اینترنت دیده کپی کرده و بهخودیخود استعداد خاصی در بهدست آوردن دل دیگران نداره، فارغ از مضحک بهنظر رسیدن این قضیه، بیش از پیش اعتمادبهنفس خودشو بهدست آورد و به روش خودش اتکا کرد. این درخششی که از خودش نشون داد، بهمراتب خیلی بیشتر از ظاهرش تونست شخصیت نیک رو تحتتاثیر قرار بده و اونو بهش علاقهمند کنه.