نقد و بررسی فیلم The Classic 2003
25 تیر · · خواندن 3 دقیقه نقد و بررسی فیلم The Classic 2003| عاشقانهی کلاسیک
نکتهای که قبل از شروع نقد این فیلم لازمه گفته بشه اینهکه کلاسیک رو زمانی دیدم که بیشتر از هر زمان دیگهای مشتاق دیدن یه عاشقانهی کرهای بودم و این نقدای منفی، ارتباطی با جبههگیریهای رایج درمورد تولیدات آسیای شرقی نداره.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
کلاسیک یه ملودرام عاشقانه است که بیش از 20 سال از انتشارش میگذره که هرچند چندان دیده نشده و اصطلاحا زیر پا افتاده اما تونسته امتیازای خوبی رو از طرف بینندهها و منتقدین بگیره و سناریوی باورپذیر و خلاقانهای رو ارائه داده. 93 درصد مخاطبای گوگل پسندیدنش و امتیاز 7.7 رو از سایت IMDb بهدست آورده.

داستان، پیام واضحی رو سعی داره منتقل کنه و مرز باریکی بین حس قربانی شدن و متهم کردن وجود داره. شخصیت کلیدی داستان، درظاهر ممکنه “جی های” و “جو هی” با بازی “سون یه جیم” باشه اما پسر داستان یعنی “اُ جون ها”، با جهانبینی و نحوهی چاره پیدا کردنش، نقطهعطف قضیه بهحساب میاد و روی سرنوشت همهی شخصیتها تاثیر میذاره.
بازیها نسبتبه اونچهکه معمولا از بازیگرای کرهای میبینیم، در سطح خوبی هستن و در خلال داستان، اتمسفرهای طبیعی و روستایی زیبایی بهتصویر کشیده میشه. یه کار خوشساخت با کارگردانی خوب که با داستانش، صرفا بیننده رو هایپ نمیکنه یا لذت یه کار عاشقانهی غبطه برانگیز رو ایجاد نمیکنه بلکه درحال بهتصویر کشیدن یه تراژدی کاملا انسانیه.
هشدار: ادامهی این مطلب میتونه داستان فیلم کلاسیک رو لو بده.

غیرقابل انکاره که “جون ها” یه فرد بیمسئولیت و بزدله که هر تصمیمش، احمقانهتر از تصمیم دیگهاش هست و شاید بشه گفت همین شخصیت هم منطق داستانی رو خراب میکنه. شاید در دورهی نوجوانی، با هم بودن “جون ها” و دختر داستان، غیر ممکن بود اما هیچ مانعی نداشت که در دورهی بزرگسالی، سعی کنن با همدیگه زندگی کنن. انگار نویسنده فقط سعی کرده یه تراژدی دردناک رو مکمل داستانش کنه تا بیننده رو درمورد ابراز عشق و شجاعت، تحریک کنه. کاری که “جون ها” میکنه چیزی فراتر از ترس و خودکمبینیه و نشات گرفته از حماقته. بهسختی میشه باور کرد که همچین فردی، با اونهمه اهمیتی که به دختر مورد علاقهاش میداد، جرات پاپیش گذاشتن و سرکشی برای رسیدن بهش رو نداشته باشه. بماند که رقابت “تای سو” هم از بین رفت و در ادامه هیچ مشکلی نداشت که این دو نفر با هم باشن.

جمعبندی
خیلی از حد و مرزایی که پسر شکست خوردهی داستان سعی کرد نشکنه، صرفا نشات گرفته از نوعی مودب بودن و احترام فرمالیته بود ولی نمیشه منکر این شد که دختر شکست خورده هم انفعال قابل توجهی از خودش نشون داد و کافی بود کمی درمورد خواستهای پیگیری یا صحبت انجام میداد.
مثلا در پایان، با چند تا پرسوجو میتونست بفهمه که معشوقش لزوما متاهل نیست یا اصلا لزومی نداشت که بهخاطر اینکه فکر میکرد معشوقش جفتگیری کرده، تن به ازدواج با کسی بده که دوستش نداره و توی عکس ازدواجش، چهرهی پر اشکش رو به دوربین نشون بده. بهقولا میگن اگر خندهات نمیاد مجبور نیستی تو عکس وایسی. این بخشای داستان، خیلی توی ذوق میزنه و بیشتر از اونکه خلاقیت نویسنده و پیچیدگی زندگی و احساسات آدما رو نشون بده، تصویری از حماقت و زور زدن برای درست کردن یه داستان تراژیکه.