نقد و بررسی فیلم The Dark Tower 2017| متئو مک‌کانهی و بازی برای کودکان
اگر از‌جمله افرادی هستید که اعتماد زیادی به امتیاز فیلما میکنن و بر این اساس به سراغشون میرن، ممکنه به‌راحتی در‌مورد برج تاریک، دچار سوتفاهم بشید. در‌واقع اتفاق رایجیه که فیلمایی که اصلا در رده‌ی سنی مخاطب بالغ و منتقدای بالغ نیستن، امتیاز کمی رو از طرف منتقدین بگیرن و به‌این‌ترتیب، کم کم فراموش بشن.

 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

فیلم برج تاریک، یه کار فانتزی و ماجراجویانه است که جنگ بین خیر و شر رو به زبون بچه‌ها بیان کرده و اتفاقا بازیگر خوبی مثل متیو مک‌کانهی رو میشه درونش دید. امتیاز این فیلم، در حال حاضر توی سایت IMDb، 5.6 از 10 هست و 59 درصد پسند مخاطبای گوگل رو داره؛ اما اگر امتیاز رده‌ی سنی مناسبش رو محاسبه میکردن، ممکن بود چیزی بیشتر از اینها بشه.

جیک چمبرز، کودک جهان‌وطنی‌ای به حساب میاد؛ چرا‌که میتونه بدون در نظر گرفتن عقاید و جهان‌بینی افراد بالغ، به دنیای اطرافش نگاه کنه و دست به قضاوت بزنه. اون دچار نوعی نهان‌بینی هست که بهش اجازه میده تا چیزایی رو حس کنه که در نظر اطرافیانش، ساختگی و غیر ممکن هستن.
تاریکی درون این فیلم، به نظر میرسه که تجسمی از فرم‌های نابهنجار حس بدبینی، ناامیدی و پوچی هستن و متیو مک‌کانهی با یه بازی متفاوت اما جالب، سردسته‌ی آدم بدهای توی این داستانه.


برای جیک، تسلیم شدن در برابر تاریکی، هرچقدر هم دشمن قدرتمندی باشه، معنای خاصی نداره؛ چرا‌که اون دلیل وجود خودشو در مبارزه‌ی با تاریکی پیدا کرده و به این هدف، دل بسته. با وجود اینکه اطرافیانش حرفا و تصوراتش رو باور نمیکردن اما به احساسات خودش اهمیت داده و پیش خودش این فرضو در نظر گرفته که این احساسات، صرفا ساخته‌ی ذهن خودش نیستن و نوعی محرک دارن.

درسته که این فیلم، یه کار تخیلیه اما الگوهایی که برای ترسیم خوبی و بدی به کار برده، در همپوشانی خوبی با چالش‌های ذهنی بچه‌هاست و مفاهیم انتزاعی رو تبدیل به پدیده‌ای ملموس و اکشن کرده.
این از مسئولیت‌پذیری یک فرد نشات میگیره که حساسیت خودش نسبت به تجارب بد انسانی رو نادیده نمیگیره و خودشو همرنگ جماعت نمیکنه. داشتن حساسیت، نوعی حس اضطرار رو در انسان ایجاد میکنه تا بخشی از توان و انرژی خودشو صرف تغییر دادن چیزی کنه که جامعه‌ی اطرافشو شکل داده. رویکرد جیک به جامعه، شبیه به افرادی هست که به‌راحتی با دنیای ریاکارانه‌ی افراد بالغ کنار نمیان و سعی میکنن هویت خودشون رو با تکیه به اخلاقیات و افکار بشردوستانه شکل بدن.

استفاده‌ی این فیلم از قدرت‌های فراانسانی، چندان افراطی نیست و دو طرف ماجرا، قدرت‌هایی رو برای خودشون دارن که میشه گفت تقریبا با هم برابره. تاریکی قدرت گرفته چون آدما مدت زیادی نسبت بهش بی‌تفاوت بودن و وجودشو باور نکردن.
قدرت جیک، به‌تنهایی به این تاریکی عظیم نمیچربه و خودش هم نسبت به این موضوع آگاهی داره. جیک در‌حالی سفر خودشو شروع میکنه که اصلا اطلاعی در مورد قدرت‌های فراانسانی خودش نداره. با این وجود، اون فرد مسئولیت‌پذیریه و نسبت به آینده‌ای که میتونه پیش روی خودش و آدمای اطرافش تجسم کنه، بی‌تفاوت نیست. به همین دلایل هست که این فیلم و تصویری که از نبرد خیر و شر نشون داده رو تصویری تحسین برانگیز و منطقی میدونم.

مبارزه با اونچه که می‌تونه تجربه‌ی ما از زندگی رو خراب کنه و آینده‌مون رو به سمت تاریکی ببره، در مراحل ابتدایی، کار سختی نیست. تاریکی خیلی وقتا قدرت میگیره چون آدما توی یه بازه‌ی زمانی طولانی، نسبت بهش بی‌تفاوت بودن و برای رشد و قدرت گرفتن خودشون تلاشی نکردن، بلکه رفته رفته، حتی تا‌حدی، انسانیت خودشون رو از دست دادن و گذاشتن که تاریکی، درون جوامع‌شون نفوذ کنه.
جیک به ما یادآور میشه که مبارزه با تاریکی، نیاز به هوشیاری دائمی و عشق عمیقی نسبت به زندگی کردن و کسب تجربه داره. اون دنیایی که جامعه‌ی اطرافش تعریف کرده و قوانینی که بهش ارث رسیده رو نمی‌پذیره بلکه غرایز انسانیشو دنبال میکنه و پرورش میده.

جمع‌بندی
بچه‌ها هرچند ممکنه دایره‌ی کلمات افراد بالغ رو نداشته باشن اما به شکل انتزاعی، مفاهیم و سمبل‌هایی که درون چنین فیلم‌هایی هست رو قادرن درک و تحلیل کنن و نقش خودشون توی این دنیا رو انتخاب کنن. توصیف برج تاریک از نحوه‌ی جامعه‌پذیری، توصیف جالب و تحسین برانگیزیه.