نقد و بررسی فیلم The Amazing Spider-Man 2014
26 تیر · · خواندن 7 دقیقه نقد و بررسی فیلم The Amazing Spider-Man 2014| مرد عنکبوتی شگفتانگیز 2
مرد عنکبوتی شگفتانگیز 2، یه اثر بلند سینمایی هست که میشه ازش بهعنوان یه فیلم پاپکورنی یاد کرد. اگر دنبال یه کار سرگرم کننده هستید که صحنههای اکشن و درام ملایمی داشته باشه، این فیلم میتونه پیشنهاد خوبی باشه.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
قسمت دوم مرد عنکبوتی شگفتانگیز، پتانسیل تبدیل شدن به یه مینیسریالو هم داشته، چون خطوط داستانی متعدد و اتفاقات دنبالهداری رو بهتصویر میکشه. در اینجا دوربین شاید خیلی کمتر از قسمت اول روی شخصیت پیتر پارکر زوم بشه و بیشتر از اون داره شخصیتای متعددی که بهدلایل مختلف دنبال پیتر پارکر میگردن رو بهتصویر میکشه.
اندرو گارفیلد، شخصیت برونگرا و دغدغهمندی از پیتر پارکر رو بهتصویر میکشه. اون عمدتا چهرهی بههمریخته و مصیبتزدهای داره که مجبور به تحمل سرخوردگیهای متعدده.
توی قسمت دوم، گوین استیسی، فرد خودمحور و بیتفاوتتری داره و بیننده بهسختی ممکنه بهش علاقهمند بشه و دلیل کشش پیتر پارکر به این دختر رو درک کنه.
هری آزبورن رو شاید بشه جالبترین تصویر از جنون و شرارت در این فیلم دونست، چراکه حتی زمانی که هیچ گریم و قدرت خاصی هم نداره، میتونه تمایلات سرسامآور و جنون درون یه فرد جاهطلب رو نشون بده.

قبل از اسپویل کردن داستان، بیاید نگاهی به امتیازاتش بندازیم. قسمت دوم این فیلم، امتیازات چندان متفاوتی نسبت به قسمت اولش بهدست نیاورده. امتیاز 6.6 از 10 از سایت IMDb نشون دهندهی یه کار متوسطه و 79 درصد پسند مخاطبای گوگل یعنی با یه کار عامهپسند روبهرو هستیم که تونسته مردمو سرگرم کنه. امتیازای قسمت اول هم در همین حده، بااینکه مشخصه برای قسمت دوم فیلم، زحمت و وقت بیشتری صرف شده و سراغ خلق شخصیتهای مختلفی رفتن.
هشدار: ادامهی این مطلب میتونه داستان فیلم رو لو بده.
در داستانهای ابرقهرمانی آمریکایی، دشمن عمدتا بهشکل یه موجود خزنده ظاهر میشه. خزندهها تصویری از موجودات خونسرد و جنونزده هستن که میتونن بهراحتی علیه موجودات خونگرم یعنی انسانها کار کنن. این تصویر، تاحد زیادی از باورای خرافی آمریکایی و انگلیسی نشات گرفته که موجودات خزنده رو نژاد تاریک و شروری میدونن. در این داستان هم یکی از شخصیتهای شرور، بهصورت یه موجود خزنده ظاهر میشه. اما در قسمت دوم، ما شخصیتهای شرور متفاوتتری رو شاهد هستیم.

شرارت از یه پدیدهی مرموز که منشا خارجی و سازندهی نرمالی داره، تبدیل به پدیدههایی شده که تاثیرگرفته از شرارتهای کاملا انسانی هستن.
شخصیت الکترو با بازی جیمی فاکس، نقش یه قربانی رو بازی میکنه که بعد از سواستفاده و نادیده گرفته شدن از طرف جامعه، داره سعی میکنه تا انتقام خودشو بگیره. اون مهندس برق بوده و سهم زیادی هم توی رشد شرکت داشته اما مشخصا فردیه که مورد سواستفاده قرار میگیره. بماند که میل زیادی به دیده شدن داره و نوعی کشش بیمارگونه به سمت شخصیت سرشناس مرد عنکبوتی داشته.
اون درست مثل مرد عنکبوتی، بیشتر براثر یک اتفاق بسیار تصادفی به قدرت میرسه و برخلاف پیتر پارکر که تبدیل به یه شخصیت ابرقهرمان میشه، توفیق چندانی در کنترل تواناییهاش نداره.
ما در قسمت قبل هم شاهد شخصیتی بودیم که نمیتونست به لحاظ اخلاقی، مسئولیت قدرتهای جدیدی که به دست میاره رو به عهده بگیره. شخصیتای شرور، ناگهان صاحب قدرتهای بسیار چشمگیری میشن که با وضعیت روانیشون همپوشانی نداره و قابل کنترل نیست. با اینوجود در این قسمت، شخصیتای شرور از خودآگاهی و ارادهی بیشتری برخوردارن.
باید اینو درنظر گرفت که هرچند پیتر پارکر تونست به قدرت قابل توجهی برسه اما این قدرت، تاثیر چندانی رو وضعیت عادی زندگیش نداره و همچنان میتونه بهعنوان یه گونهی انسانی، بین مردم رفتوآمد کنه و زندگی روزمرهشو داشته باشه. این درمورد برخی شخصیتهای شرور این داستان صدق نمیکنه و اونا بهصورت موقت یا دائم، شکل انسانی خودشون رو از دست میدن و وضعیت ذهنیشون هم از کنترل، خارج میشه.

شرارت در دنیای مرد عنکبوتی، بهصورت یه نابهنجاری بسیار قدرتمند که خارج از کنترل انسانه ظاهر میشه و مبارزه کردن درمقابلش، بسیار روشن و منطقیه. چنانچه کسی بتونه این موجودات شرور رو بکشه، بهسختی میتونه بابت این قتل، احساس گناه پیدا کنه چون عملا موجودی رو کشته که دیگه شباهت خاصی به یک انسان نداشته و رفتار متجاوزانهی غیر قابل مهاری رو از خودش نشون داده.
همین ویژگی شخصیتهای شرور داستان هست که اونو بهلحاظ داستانی، کمی ضعیف کرده. یعنی شما بهکرار میتونید مبارزات و تهدیدهای مختلفی رو مشاهده کنید اما این مبارزات، ذهن شما رو درمورد مبارزهی خیروشر به چالش نمیکشه. خلق شخصیتهای شرور و قهرمانی که انگیزههای پیچیده و مهمی داشته باشن و درخلال محقق کردن اهدافشون با چالشهای منطقی و پیچیدهای روبهرو بشن، از یه ذهن نبوغآمیز ساخته است و عملا باعث میشه تا فیلم، از یه کار صرفا پاپکورنی، فاصلهی زیادی بگیره.
شخصیتهای شرور داستان مرد عنکبوتی شگفتانگیز، حتی از ابتداییترین مهارتهای روانی آدما هم بهرهی چندانی نبردن و بعضا رفتارهای سطحینگرانهای رو در حالت انسانی و نرمال خودشون نشون میدن که باعث میشه اتفاق تبدیل شدنشون به یه موجود با قدرتهای فراانسانی، اتفاقی بیش از حد فانتزی جلوه کنه.

انگیزهی یکی از شخصیتهای شرور این داستان، درابتدا، بقا پیدا کردنه ولی درادامه و با تبدیل شدن به یه موجود فراانسانی، میشه حس کرد که اون پیش از این ماجرا هم انگیزههای شرورانهای رو حمل میکرده. اصولا تفاوت خاص بین یه موجود فراانسانی شرور و یه موجود فراانسانی ابرقهرمان رو انگیزه و شخصیت موجودات تعیین میکنه و این موضوع، در اینجا با ماهیت انسانیشون گره نخورده. آسیب روانی، بر ضد شخص عمل میکنه و ازش موجودی ضداجتماع میسازه.
خوده مرد عنکبوتی هم با توجه به مشکلاتی که تجربه کرده، پتانسیل تبدیل شدن به یه موجود شرور رو داشت اما میشه دید که پیتر پارکر، از ابتدا بهدنبال عشق بوده و داستانهای رمانتیکش، حتی بعد از حذف شدن معشوقش، بیش از پیش باعث بهجلو کشیده شدنش میشن و ازش شخصیت قهرمان موفقتری میسازن.
داستان این قسمت مجموعه فیلم، بهشکلی تموم میشه که میشه حس کرد سازندهها کاملا مایل بودن که درصورت موفقیت پروژه، سراغ قسمت سومش هم برن.
غیرقابل انکاره که بسیاری از نوجوونا از این شخصیت ابرقهرمان الهام میگیرن و تحتتاثیر روحیات و آرمانهاش هستن. این حتی در جامعهی درون داستان هم قابل مشاهده است و چیزی نمیگذره که بچهها با کاستوم مرد عنکبوتی وارد خیابون میشن.
این الگویی برای ساخت یک شخصیت تحسین برانگیزه که چه مقبولیت اجتماعی داشته باشه و چه درگیر حواشی باشه، فردیه که سعی داره کار درست رو انجام بده. چیزی که الگوی مشابهش رو میشه در داستانهای ابرقهرمانی زیادی دید. اما شاید مهمترین سوالی که میشه مطرح کرد اینه که آیا واقعا فردی که بهصورت ارتش تک نفره و با همکاری بسیار کمی با مجریان قانون و متفکرای جامعه سعی میکنه تاثیرات اجتماعی بسیار عمیقی ایجاد کنه، لزوما همون فردیه که میتونه باعث رشد جامعه بشه؟
شاید بینندههای این فیلم هرگز در طول زندگیشون به قدرتهایی درحد مرد عنکبوتی نرسن اما این شخصیت میتونه تا حدی الهامبخش تکروی و محافظکاری افراطی باشه و فرد رو تشویق کنه تا بدون اهمیت دادن به تاثیر پیچیدهی برخی از تصمیمات و رفتاراش، راه خودشو درون جامعه پیدا کنه.
مداخله در قضاوت انسانها و مبارزه با شرارت و جرم، میتونه خیلی پیچیدهتر از چیزی باشه که توی داستانهای ابرقهرمانی بهتصویر کشیده میشه. وجود و خودنمایی موجودی مثل مرد عنکبوتی، بهخودیخود جامعه رو تحریک کرد تا درمورد ژنی که میتونه موجودات فراانسانی رو بسازه تحریک بشه و شخصیت شرور داستان، با همین امید بهسراغ کسب تواناییهای فراانسانی رفت. این مرد عنکبوتی بود که منشا الهامش قرار گرفت و شاید بشه گفت که همین موضوع هم درنهایت باعث شد که مرد عنکبوتی، معشوق خودش رو از دست بده.
جمعبندی
هیچ کدوم از این حرفا بهمعنی بد بودن فیلم مرد عنکبوتی شگفتانگیز 2 یا دعوت شما به ندیدنش نیست. بهلحاظ بصری، ما با یه کار بسیار جذاب طرفیم و نقش اول داستان هم بازی بسیار جالبی رو از خودش بهنمایش میذاره.
بااینوجود، دنیای ابرقهرمانا و ابرشرورا هنوز پیچیدگی زیادی دارن و با هربار دیدن همچین کارایی، این سوال توی ذهنم پیش میاد که این شخصیتا با چه امید و انگیزههایی ساخته شدن و قرار بوده که چه اهدافی رو محقق کنن؟ تاثیری که تونستن روی ذهن مخاطبشون بذارن، بیشتر مثبت بوده یا منفی؟