نقد و بررسی فیلم The Last Redemption 2024| آخرین رستگاری
27 تیر · · خواندن 4 دقیقه
فیلم آخرین رستگاری یه کار اکشن و ماجراجویی هست که در فضاهای تاریخی و حماسی سیر میکنه. از اون کارهایی که تقریبا چشم بسته هم میتونید بگید که شانس چندانی برای جلب نظر مخاطب عمومی نداره و چیز جدیدی هم برای شگفت زده کردن منتقدای سخت گیر، توی محتوای خودش نگنجونده.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
این فیلم تا الان تونسته امتیاز 6.7 رو از مجموع 3هزار مشارکت کننده در سایت IMDb به دست بیاره و انتظار هم نمیره که بتونه بازخوردهای چندان بیشتری به دست بیاره. کاراکترهای اصلی این فیلم، اقتباسی از شخصیت های آیکونیک داستان های افسانه ای هستن و شما عناصر جادویی و موجودات خیالی ای مثل اورک ها رو میتونید در جریان فیلم، مشاهده کنید. این محصول ایتالیایی، به افرادی توصیه میشه که به کارهای حماسی تاریخی و شوالیه های جنتلمن، علاقه دارن.
اگر بخوایم مروری روی نقدهای مثبت این فیلم داشته باشیم، مخاطبا عقیده دارن که با یه کار معمولی طرفیم که اتفاقا تونسته خیلی از استانداردها رو رعایت کنه اما دقیقا به خاطر همین بیش از حد معمولی بودنش، ممکنه برای یه فرد بسیار علاقه مند به دنیای فیلم، به راحتی تبدیل به یه کار کسل کننده بشه.
از یه داستان سرگرم کننده انتظار میره که مخاطب خودش رو با ایجاد معما یا تحریک به قضاوت، درگیر یه تجربه ی ماجراجویانه کنه اما وقتی جزئیات فیلم، صرفا با هدف شلوغ کاری و بدون هارمونی، افزایش پیدا کنن، میتونه این حس رو منتقل کنه که سازنده ها به خودشون زحمت ندادن تا یه اثر خلاقانه رو خلق کنن. از جمله نقد های منفی مطرح شده نسبت به این فیلم هم درمورد شخصیت های فرعی بی فایده ای هست که هم خودشون و هم بسیاری از سکانس هایی که درونش حضور داشتن، میتونست به راحتی حذف بشه و هیچ آسیبی هم به بدنه ی اصلی داستان، وارد نشه.

یه مرد جنتلمن توی این داستان هست که حاضر میشه همه جوره خودشو بابت زنی که دوست داره به خطر بندازه و این درحالیه که زن جوان، اصلا نمیدونه که این مرد، بهش علاقه مند شده و هیچ وقت هم نمیفهمیم که این حس رمانتیک، بر چه اساس شکل گرفته.
این فرد سعی میکنه از منافع افرادی حمایت کنه که تمام عمرشون رو به غارت و سواستفاده از آدما مشغول بودن و اهمیتی به این موضوع نمیده که همین دردسرهای به وجود اومده، دارن از رفتار نابهنجار چنین گروه های غارت گری آب میخورن. چنانچه همچین آدم های بی مسئولیتی وجود خارجی نداشتن، اصلا کسی نمی تونست چنین نقشه ی ساده ای رو برای ضربه زدن به حاکمیت، طراحی کنه. اما چون که گروه غارتگر، تصمیم میگیره که تا پای جون از یه دختر بچه مراقبت کنه، کافیه تا در نظر مخاطب بالقوه ی فیلم، تبدیل به قهرمانانی ستودنی بشن.
انگار که مثلا همون غارتگری و دزدی ها، هیچ آسیبی به بچه ها نمیزد و بچه ی افرادی که اموالشون دزدیده میشد یا در جریان غارت ها کشته میشدن، به کمک فتوسنتز، غذای مورد نیاز خودشون رو تولید میکردن.
این الگو، موضوع جدیدی در سینما نیست و میشه اونو از جمله تاثیرات فرهنگ مسیحی دونست. بچه ها می تونن تبدیل به پاشنه آشیل شخصیت های مثبت و منفی بشن و بر حسب موقعیت، کاری کنن که فرد تمام ارزش های خودش رو زیر پا بذاره. یهو میبینی که یه شخصیت بسیار مثبت، بابت بچه اش که به خطر افتاده حاضر میشه کل یه شهر رو به دردسر بندازه و یا یه فرد شرور که سبب هرج و مرج اجتماعی بوده، به خاطر امنیت یه بچه، دست از تمام داشته هاش بکشه.
این رویکردی بسیار سطحی نگرانه به انسانیت هست و از نوعی عدم همدلی نشات میگیره. بچه ها در این فرهنگ از اهمیت زیادی برخوردارن نه لزوما بابت اینکه انسان هستن بلکه به خاطر اینکه ظاهر معصوم و آسیب پذیری دارن. اگر شما در حق یه فرد بالغ، ظلمی رو انجام بدید، خیلی وقتا میتونید بدون جواب پس دادن و صرفا با ابراز ندامت در محیط کلیسا، بار گناه خودتون رو سبک کنید.
از این بابت، فرهنگ مسیحی نقش زیادی در نخ نما کردن ایده های داستانی داشته و باعث میشه که شخصیت ها، به سراغ ایده های چندان جالب و پیچیده برای رفع مشکلات نباشن و از همون الگوهای سنتی استفاده کنن تا وجهه ی اجتماعی و اعتبارشون حفظ بشه. الگوهای مرد جنتلمن و زن پاکدامن، عموما از چهارچوب هایی پیروی میکنن که ریشه هاشون به باورهای مسیحی ختم میشه و لزوما ریشه های منطقی ندارن.
جمع بندی
روی تاریکتر ماجرا که فیلمساز بهش نپرداخته همینه که فرهنگ مسیحی، به جز ساختن افراد شروری که با دیدن یه بچه ممکنه تغییر رویه بدن، چقدر باعث ایجاد خشونت شدن و به کمک ایده های نابهنجار، انواعی از خشونت و ایجاد ناامنی رو توجیه کردن.
همچنین قدرت گرفتن این فرهنگ، یک مرز فرمالیته بین خیر و شر تعریف کرده که هنوز هم الگوی رایج برای مشخص کردن شخصیت های نجیب و قهرمان و افراد شرور و بازنده، مورد استفاده قرار میگیره. این مرز فرمالیته، معمولا منجر به پایان بندی های قابل پیش بینی و البته کلیشه ای و نه چندان جالب شده که در این فیلم هم شاهدش هستیم.
چنین داستان هایی عملا هیچ شخصیت پیشرویی ندارن و تمام شخصیت ها بر اساس آیکون های شناخته شده و قابل پیش بینی در داستان های کلاسیک مسیحی، ساخته شدن.