نقد و بررسی فیلم The Marsh King's Daughter 2023
27 تیر · · خواندن 4 دقیقه نقد و بررسی فیلم The Marsh King's Daughter 2023| دختر شاه مرداب
شخصیتهای سایکوپاتی که خودشون رو از جامعهی آمریکایی جدا میکنن و سعی دارن به روشهای خلاف عرفی بقای خودشون رو حفظ کنن، یکی از ایدههای محبوب در سینماست و شما تقریبا هر سال چندتا فیلم با موضوع چنین شخصیتهایی میتونید پیدا کنید که حتی اگر بعضا نتونن چندان توجه مخاطبا رو جلب کنن، مورد تحسین منتقدا قرار میگیرن. معمولا این داستانا سعی میکنن تا خشونت خانگی، اهمیت مسئولیت اجتماعی و مسالهی حقوق زن و همچنین پیچیدگی ذهن افراد شرور رو تصویر کنن.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
اگر دنبال یه فیلم برای آخر هفته و جمعای خونوادگی هستید، دختر شاه مرداب میتونه انتخاب خوبی باشه و از اون فیلمایی هست که حتی با دیدن پالت رنگش هم میشه فهمید که روند خیلی خنثایی رو طی کرده و هیچ صحنهی حساسیت برانگیزی نداره. این اثر فروش چندان چشمگیری نداشته و امتیازاش هم اغلب متوسط هستن. تا الان 48 درصد پسند مخاطبای گوگل و امتیاز 5.9 رو از سایت IMDb با درصد مشارکت پایینی بهدست آورده.
هشدار: ادامهی این مطلب میتونه داستان فیلم رو لو بده.
یه چیزی که عمدتا توی سناریوی این فیلما در نظر گرفته نمیشه و باعث میشه مخاطب هم چندان نتونه با شخصیت اصلی ارتباط بگیره، تلاش سازندهها برای تحمیل یه پیام نهچندان منطقیه و اون هم قربانی بودن زنی هست که سعی کرده یه جنایت رو پنهان کنه و به روش خودش، با کسی که سعی کرده بهش آسیب برسونه مبارزه کنه.
هیچچیز رقتانگیزتر از فردی نیست که توی یه جامعهی حامی زندگی میکنه که حتی اگر مردمش چندان منصف نباشن اما سیستم قانونی خوبی برای حمایت از افرادی مثل هلنا داره ولی بهخاطر اینکه بتونه در کاری مثل جفتگیری به موفقیت برسه، درمقابل جنایتی که تجربه کرده، سکوت میکنه.

این اتفاقیه که توی این فیلم هم میوفته و داستان هم سعی میکنه بهراحتی ازش بگذره. این درحالیه که اگر گاها همچین اتفاقهایی در حاشیهی جامعه میوفته دقیقا نشات گرفته از انفعال و بیتفاوتی زنهایی مثل شخصیت اصلی این داستانه که سعی نمیکنن با جنایت، مبارزه کنن.
حتی اگر قوانین حاکم بر این جامعه رو نادیده بگیریم، اونجا پر از گروههایی هست که سعی میکنن از افراد قربانی حمایت کنن؛ بخصوص وقتی پای یک کودک وسط باشه، هیچ جامعهای به اندازهی یه جامعهی متشکل از افراد مسیحی، سعی نمیکنه حمایت خودشو نشون بده و کودک آزاری، شدیدا هنجارشکنی بهحساب میاد.
هلنا صرفا سعی میکنه جذابیت قوانین طبیعت و خشونتی که درونش هست رو به تصویر بکشه. تو از یه مرداب جدا شدی و هزارجور پنهانکاری انجام دادی تا بتونی جای خودتو توی یه جامعهی مدرن پیدا کنی بعد که میبینی پدرت فرار کرده و دوباره قصد داره مزاحم زندگیت بشه میری به همون روشهای بدوی درون مرداب باهاش مبارزه میکنی؟

غیر قابل انکاره که هلنا هنوز در دوران بزرگسالی هم نوعی کشش رو به سمت پدرش حس میکنه و دوست داره که دوباره باهاش روبهرو بشه و اونچه که در گذشته فرصت درک کردنش نداشته رو کشف کنه. هلنا نمونهای برای مقایسه نداشت و پدرش رو شدیدا دوست داشت. اون نمیتونست بگه که پدرم داره چیزی رو ازم میگیره که بقیهی بچهها دارنش چون بچهی دیگه ای رو از نزدیک نمیبینه.
نهایت چیزی که با گذشت زمان میتونه درک کنه شکل ظالمانهی رفتار پدرش با مادرشه. حتی اگر بث به میل خودش دنبال جیکوب اومده باشه، هروقت که بخواد باید بتونه مرداب رو ترک کنه و خشونتی که جیکوب از خودش نشون میده غیر قابل توجیهه. بماند که خالکوبی زدن روی بدن بچه و محدود کردنش به یه زندگی منزویانه در یک جنگل هم کار عاقلانهای به نظر نمیرسه و هلنا هیچکدوم از این کارا رو در حق بچهی خودش انجام نمیده.
با اینوجود، اون فقط یک شانس برای داشتن پدر خونی داره و این فرصت دوباره، بهنحوی باعث میشه تا تلاش کنه ویژگیهای مبهم شخصیت پدرش رو دوباره کشف کنه. میشه گفت احتمالا نوعی امید درون هلنا هست که بتونه حداقل چندتا ویژگی خوب درون شخصیت پدرش پیدا کنه که در نهایت، این تلاشها با شکست روبهرو میشن.

نقطهعطف ماجرای بث و هلنا این نیست که چطور از دست جیکوب خلاص میشن بلکه به این برمیگرده که چطور با همچین اتفاقی به زندگیشون ادامه میدن. هلنا رو به انکار و لاپوشونی میاره و اهمیتی هم نمیده که سکوت درمورد چنین موضوعی، چطور باعث میشه تا تنها بمونه و با شوهری زندگی کنه که همیشه ترس افشا شدن در مقابلش رو داره. چطور یه زن میتونه با مردی زندگی کنه و ازش بچه بیاره که نمیتونه درمورد گذشتهاش باهاش رو راست باشه؟ مگه هلنا جرمی رو مرتکب شده یا فردی رو کشته که اینقدر بابت افشا شدن گذشتهاش نگرانه؟
جمعبندی
جیکوب یه فرد روانپریش هست اما نه بث و نه هلنا رو نمیشه افرادی درنظر گرفت که شخصیتهای بهمراتب بهتری نسبت به جیکوب هستن. این افراد هم بهنوبهی خودشون شخصیتهای بیمسئولیتی رو مجسم میکنن که صرفا بیمسئولیتی خودشونو در چهارچوب انتخابها و اختیاراتی که پیش روی یک زن وجود داره نشون میدن.