نقد و بررسی فیلم The Matrix Resurrections 2021
28 تیر · · خواندن 4 دقیقه نقد و بررسی فیلم The Matrix Resurrections 2021| رستاخیزهای ماتریکس
رستاخیزهای ماتریکس، چهارمین فیلم از مجموعه فیلم ماتریکس هست که بعد از گذشت سالها منتشر شد و بهسرعت توی ذوق طرفدارای ماتریکس زد. با این وجود اگه بهعنوان یه بینندهی بیتفاوت بهسراغ این قسمت برید، ممکنه خیلی هم براتون جالب جلوه کنه.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
بهشخصه ایدهی فیلم ماتریکس رو تحسین میکنم و از طرفدارای کیانو ریوز هم هستم اما رستاخیزهای ماتریکس، از یه ایدهی خوب و ضد سیستمی به یه فیلم پاپکورنی تبدیل شد و خیلی از باورایی که درموردش وجود داشت که اتفاقا باورای جالبی هم بودن رو به مسخره گرفت.
توی دورهای که باور به ماتریکس بودن زندگی، تبدیل به یه باور شبهعلمی، اما نسبتا محبوب شده، صرفا قسمت جدید این فیلم کافی بود که افراد خرافی مدرن رو بهوجد بیاره؛ درحالی که خیلیا این فیلم رو استعارهای از تسلط سیستمای ویروسی ایدئولوژیکی بر جامعه میدونستن و از بابت همینم بود که تحسینش میکردن.
در رستاخیزهای ماتریکس، تو همون اوایل فیلم میاد و این دسته از افراد رو به مسخره میگیره و بهمون این حسو میده که ماتریکس معنیش همون چیزی هست که امثال اندرو تیت ازش حرف میزنن و تمثیلی از هیچ چیز دیگهای نیست.

عشق، همچنان نقطهی کلیدی ماتریکس و نقطهقوت شخصیتهای اصلی داستان باقی میمونه؛ با این وجود، بهشکل بیش از اندازه افراطی، بهسراغ بخش اکشن کار میرن و بخش زیادی از زمان فیلم، صرف مبارزات فراانسانی میشه.
این مبارزات در قسمتای ابتدایی ماتریکس، دارای معنا و مفهوم خاصی بودن و نشون میدادن که شخصیتا چهاندازه قدرت روانی دارن. این تلاشا صورت میگرفت تا شخصیتا بتونن تحولی ایجاد کنن. حتی اگر این تحولات شامل جهان نمیشد، کیفیت زندگی شخصیتهای مبارز رو تغییر میداد و اونا رو از درون سیستمی برنامهریزی شده و انگلی، نجات میداد.
در قسمت چهارم، مبارزه تصویری از هیجان و سرگرمیه و کیفیت زندگی در بیرون از ماتریکس، بهلحاظ فکری، فرق خاصی با زندگی درون ماتریکس نداره؛ بیداری ارزش بالقوهی خاصی نداره.
نگاهی به شخصیت سازندههای این مجموعه فیلم، میتونه تا حد زیادی روشن کنه که اونا چه انگیزهای از ساخت چنین داستانی داشتن.
واچوفسکیها، کارگردانای تراجنسیتیای هستن که اتفاقا کارای موفقیو هم توی کارنامهی خودشون دارن. معمولا نظرات جنجالی و سیاسی خاصی رو سعی دارن چه در درون فیلم و چه خارج از کارهای خودشون منتقل کنن و حتی بهلحاظ شخصیتی و زندگی خصوصی هم، از خودشون بهعنوان نوعی تریبون یا رسانه استفاده کردن.
حمایت اونا مشخصا از حزب دموکرات هست و بهلحاظ باور هم خودشون رو افراد غیر مذهبی و خداناباور معرفی کردن.

آزادی هنوز توصیف روشنی بین طیف لیبرال نداره و برداشتم از محتوای ماتریکس هم اینه که آزادی مورد علاقهی واچوفسکیها، نوعی آزادی هست که مجددا به هرج و مرج ختم میشه. رویکردی که از هیجان مبارزه بهوجد میاد، نهاینکه لزوما ایدهآل خاصی رو برای خلق کردن داشته باشه.
ایدهی ماتریکس بخصوص در قسمت چهارم، بدبینی بسیار عمیقی رو نسبتبه همهچیز و همهکس مطرح میکنه. در دنیای درون ماتریکس، عملا چیز خوب بخصوصی وجود نداره و مادامی که درونش هستی، هر کاری که انجام بدی، بهنوعی مورد سواستفاده قرار میگیره.
هیچ معیار روشنی برای تشخیص خوب از بد نیست و صرفا کسی میتونه این تفاوت رو کشف کنه که بتونه از بیرون ماتریکس، به درونش نگاه کنه.
شاید انگیزهی چنین جهانبینیای مبهم بهنظر برسه اما فکر میکنم این قضیه میتونه برگرده به علاقهای که نسبتبه خشونت وجود داره. این یه واقعیته که سینما داره بهسمت کارای اکشنتر و خشنتری پیش میره، چون بازار اینو میپسنده و هرچه یه محتوا بهشکل سرگرم کنندهای به موضوعات سادیستی و مازوخیستی بپردازه، میتونه شانس فروش خودشو هم افزایش بده. نمونهی موفقی از این مدل کارا رو میشه سریال پر و پیمون گیم آو ترونز درنظر گرفت که کلکسیونی از روشهای کمتر شناختهشدهی شکنجه و تراژدیهای باستانی رو زنده کرد.
داستانایی که خشونت رو در ترکیب با یه زندگی روزمره و بهشکل باورپذیری نشون میدن، برای طیف زیادی از بینندهها میتونن جذاب جلوه کنن و شاید بههمین دلیل هم باشه که ماتریکس 4، به سمت همچین داستانی کشیده شده.
دلیل اینکه ماتریکس رو یه فیلم ضد سیستمی موفق یا یه محتوای انتقادی الهام بخش نمیدونم اینه که دیدگاههای انتقادیش لزوما به نفع رشد ذهنی، شکل نگرفته و بیشتر شبیه آشفتگی یه بیمار روانپریش هست که میتونه بهاندازهی یه منتقد بدبین باشه اما قادر به تشخیص خوب از بد نیست.
ماتریکس بهلحاظ ظاهری و سرگرم کننده بودن، یه کار جالب هست اما بهلحاظ محتوایی، رفته رفته دچار عقبگرد شده و قسمت چهارم، فساد کامل ایدهی خوب اولیه رو نشون میده.
جمعبندی
هیچ کدوم از این حرفا بهمعنی این نیست که از دیدن این فیلم اجتناب کنید بلکه صرفا محتوای کار رو زیر سوال میبره. شما میتونید هر فیلمی که دوست دارید رو تماشا کنید. یه نگاه انتقادی، صرفا کمک میکنه تا قسمتهای بد یک محتوا، تاثیر بدی روی ذهن و جهان بینیمون نذاره و نوعی امنیت روانی رو ایجاد میکنه.
محتواهای مختلفی با اهداف نامشخص تولید میشن و ما بهعنوان مصرف کننده، معمولا راه مطمئنی جهت تشخیص میزان سالم بودن یک اثر نداریم. برای درک این موضوع، لازمه که با هیچ هنرمند و سازندهای تعارف نداشته باشیم و درصدی احتمال بدیم که کار بهترین کارگردانا هم ممکنه حاوی یهسری محتواهای ناسالم باشه.