نقد و بررسی فیلم The Shift 2023| شیفت
28 تیر · · خواندن 5 دقیقه
چیزی که قبل از دیدن فیلم شیفت لازمه بدونید اینه که این کار داره تبلیغ مسیحیت رو میکنه و اصلا یه ژانری برای خودش داره و شامل فیلمایی میشه که سعی میکنن مسیحیت رو راه نجات بشریت معرفی کنن و معجزات این دین رو یادآور بشن. ترکیب این ژانر با علمی-تخیلی هم موضوع رایجیه و شیفت هم یه فیلم شدیدا مسیحیه.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
بازخورد عمومیش خیلی خوبه و الان 81 درصد پسند مخاطبای گوگل رو داره و فروشش دو برابر میزان بودجهای هست که صرفش شده ولی توی سایت IMDb کلا 5هزارتا مشارکتکننده داشته که رقم خیلیخیلی کمیه و همین تعداد هم بهش امتیاز 5.5 رو دادن.
هشدار: ادامهی این مطلب میتونه داستان فیلم رو لو بده.
موضوع مذهبیای که بیش از همه درخلال این فیلم بهش دامن زده میشه رو میشه مختصرا با کلمهی صبر ایوب توصیف کرد. شخصیت اصلی داستان یه تراژدی رو تجربه میکنه که در جریانش، میزان صبر و تحملش در مقابل مشکلات، سنجیده میشه و اون ضمن همزادپنداری با ایوب، سعی میکنه ایمان خودش رو حفظ کنه.
قابل درکه که جامعهی مسیحی چنین محتوایی رو تمجید میکنه و براش چندان موضوع عجیبی نیست که یه دیندار واقعی بتونه با توسل به مفاهیم دینی، معجزه رو تجربه کنه یا درصورت پشت کردن به این آموزهها یهسری آزمایش و یا تنبیه رو تجربه کنه. با اینوجود، جامعهی منتقدا خیلی بزرگتر از این حرفاست، اما باز هم لزوما هدف داستان نیست که مورد انتقاد قرار گرفته بلکه خوده معماری داستان هست که بعضا زیر سوال رفته، مثلا میگن اینجا هم بهشکل افراطی و گیجکننده، شخصیت اصلی توی دنیاهای مختلف سیر میکنه و تشبیهش کردن به کارای جدید مارول.

سادهترین سوالی که میشه برای نقد یه محتوا مطرح کرد اینه که چه انگیزهای پشت این محتوا وجود داره؟ اینجا یه مفهوم نهچندان جالب از کتاب مقدس انتخاب شده و اونم صبر در مواجهه با تراژدیهایی هست که بعضا حتی دلیلشون هم مشخص نیست. فرض کنید شما به خدایی باور دارید که منشا همه چیزه و عشق رو میپسنده و بعد صرفا چون ایمان رو از شما طلبکاره، در معرض یه رنج جنونآمیز قرار میگیرید.
بهسختی میشه گفت که این فیلم، لایق توجه و محبوبیتی هست که در جامعهی مسیحیت بهدست آورده و چنانچه این تبلیغ مسیحیت ازش گرفته بشه، ما با یه کار بسیار ناشیانه و بی کیفیت طرفیم که ضعف زیادی رو در نحوهی خلق اتمسفر و ایجاد کشش داستانی بهکار گرفته.
با نگاهی به پایان این داستان هم میشه فهمید که شخصیت اصلی داستان، به دنیای اصلی خودش برنمیگرده بلکه به دنیای دیگهای میره که درونش یه دخترخوانده داره که تشبیهی از پاداش دوبرابری هست که درنتیجهی صبر و ایمان خودش بهدست آورده. این پایان، نوعی رنج و اندوه پنهان داره که ناشی از جدا افتادن شخص از زمان و مکان واقعیشه. پاداش، ماهیتی توهمگونه داره و نمیشه به راحتی بهش اعتماد کرد که این یکی هم آزمایش به حساب میاد یا قراره تبدیل به بخش ثابت زندگی شخصیت اصلی داستان بشه.

فرد نمیتونه توی یه دنیا سرمایهگذاری کنه و به چیزی دل ببنده چون هرآن ممکنه همهچیزو از دست بده و به واقعیت دیگهای منتقل بشه. منطق داستانی در اینجا مشکل داره و نمیتونه مخاطب بیطرف رو راضی کنه چون مرز بین واقعیت و توهم، مشخص نیست. شخصیت اصلی این داستان، بهرغم تمام مشکلاتی که تجربه میکنه باز هم اون فردی نیست که در مقابل دلشکستنها و بیمسئولیتیهاش جواب پس بده و همسر اصلی خودشو توی یه دنیای دیگه جامیذاره و سراغ یه زندگی جدید میره. این تراژدیای که تجربه میکنه هرچند دشوار هست ولی ربطی که افرادی که رنجونده نداره.
خونه و خونوادهی جدید کوین، یه تصویر بدلی از سعادته که به فرد این حسو میده که بالاخره تونسته خدا رو از خودش راضی کنه ولی در اینجا انسانهای دیگه هیچ ارزش و اهمیتی ندارن و رفتهرفته، تبدیل به سایههای توهمیای میشن که در اطراف فرد مومن، به بازی گرفته شدن. اونقدر که رنج کوین واقعیه، رنج شخصیتهای دیگهی داستان واقعی نیست و بیننده نمیتونه باهاشون همزادپنداری کنه.
پیام درون این فیلم، در تضاد با چیزی هست که در دنیای واقعی میبینیم. آدمای ظالم و بیمسئولیت زیادی وجود دارن که لزوما تا آخرین روز زندگی خودشون نه مجبور میشن تراژدی خاصی رو تحمل کنن و نه اتفاقی میوفته که نوعی ترس از خدا رو تجربه کنن. این هست که ما رو وادار میکنه تا نقش اجتماعی خودمون رو با کیفیت بهتری بازی کنیم و صرفا به فکر محدودهی امن خودمون نباشیم. ما با جامعه کار میکنیم چون میدونیم اگر به حال خودش رها بشه، لزوما دستی از غیب نمیاد که نجاتش بده و رفتهرفته اینقدر وضعیت آشفتهای پیدا میکنه که زندگی به کام همهمون تلخ میشه.
جمعبندی
این رویکرد که فرد مومن لازمه بیشتر از اهمیت دادن به احساسات دیگران، نگاهش به آسمون و اتفاقاتی باشه که با منشا نامعلومی در زندگیش جاری میشن و سعی کنه اونا رو باتوجه به حکمت فرضی الهی تفسیر کنه، بهراحتی نوعی بیمسئولیتی و عدم همدلی رو رواج میده و باعث میشه که فرد، نسبت به رنج کشیدن دیگران، بیتفاوت بشه و بدبختیشون رو بذاره بهپای اینکه خدا داره آزمایششون میکنه یا گناهی انجام دادن که حالا لازمه بهواسطهی اتفاقات بد، تطهیر یا تنبیه بشن.
سینمای مسیحی برای خوب جلوه دادن مسیحیت و تحسین و ایجاد یقین در افرادی کار میکنه که به مسیحیت باور دارن و طبیعتا میتونه به باورمندا این حسو بده که مسیحیت میتونه نجاتبخش بشریت باشه و دلیل رنج و مشکلات رو بدون یه نگاه تحلیلی و مسئولانه، به آزمایش یا مجازاتهای الهی نسبت بدن.