در حال حاضر، حدود 27 سال از انتشار فیلم عاشقانه‌ی تایتانیک میگذره و هیچکس نمی‌تونه منکر بشه که این کار، چقدر مورد تحسین قرار گرفته و بخشی از نوستالژی آدما از سینمای آمریکا شده.

 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

داستان این فیلم، با الهام از یه فاجعه‌ی واقعی ساخته شده و تراژدی دیگه‌ای از با مشکل مواجه‌شدن مسافرای دریایی هست. مشکلاتی که مسافرای دریا باهاش مواجه میشن، تا‌حدی متفاوت با حمل‌و‌نقل‌هایی هست که با خشکی در‌ارتباط هستن. از این‌بابت که وقتی یه کشتی یا قایق، با مشکل مواجه میشه، آدما احساس گیر افتادگی شدیدی رو تجربه میکنن و عملا از توانایی‌شون خارجه که با اکوسیستم اطراف‌شون ارتباط بگیرن و بقای خودشون رو برای مدت طولانی‌ای حفظ کنن.

دریا شبیه صندوق بزرگ اسرار مهر‌و‌موم شده عمل میکنه و حتی چیزایی که درونش غرق میشن هم به‌سختی ممکنه بعد از مدت‌ها پیدا بشن. این دنیایی هست که برای زندگی ما آدما بهینه نشده و هنوز هم راز‌های زیادی رو میشه درونش دید.
یکی از جنجالی‌ترین گزارشایی که بعد از این اتفاق نوشته شده، در‌مورد پیدا شدن بقایای این کشتی در مثلث برمودا هست که شما بهتر از من می‌دونید چقدر در مورد این محدوده، افسانه و تئوری وجود داره و خیلیا سعی میکنن برای بازارگرمی، افسانه‌های دروغی مختلفی رو بهش نسبت بدن.


وجود رمز‌و‌راز در تاریخ، به آدما این حسو میده که حضورشون توی این دنیا، محدود به اونچه که قادر به تصورش هستن نیست و ممکنه توی این راز‌ها، هدف و ارزش بزرگتری وجود داشته باشه که ازش بی‌خبرن.

داستان عاشقانه‌ای که توی این فیلم اتفاق میوفته، دنیای به‌ظاهر پرزرق و برق اما از درون ناامید‌کننده‌ی یک دختر ثروتمند رو تبدیل به یه داستان تکرار نشدنی و جذاب میکنه.

هشدار: ادامه‌ی این مطلب میتونه داستان فیلم رو لو بده.

رز از‌جمله افرادی هست که از این حادثه نجات پیدا میکنه. بر‌خلاف جوک‌هایی که در‌این‌مورد ساختن، دری که رز برای زنده موندن بهش مدیونه، جایی برای جک نداشت و همون ابتدا که این تکه‌چوب رو پیدا کردن، جک برای لحظه‌ای سعی کرد که دو‌نفری روی در چوبی قرار بگیرن اما این کار باعث میشد که در، بیش از اندازه سنگین بشه و توی آب، فرو بره.
تایتانیک، یه سیستم طبقاتی بسیار بی‌رحم داشت و مهم‌ترین کاری که می‌تونست مسافرای این کشتی رو نجات بده، استفاده از قایق‌های نجات بیشتر بود. قایقا صرفا می‌تونستن طبقه‌ی ثروتمند کشتی رو درون خودشون جا بدن و با حادثه‌ای که رخ داد، هدف لزوما محقق نشد و ترکیبی از افراد ثروتمند و فقیر، نجات پیدا کردن و بسیاری از افراد هم جون خودشون رو از دست دادن.


شاید برخورد با کوه یخ رو بشه یه حادثه‌ی نسبتا طبیعی و اجتناب‌ناپذیر در‌نظر گرفت اما خودخواهی مردم و گروه‌زدگی‌ای که تونست به‌قیمت جون خیلیا تموم بشه، غیر قابل انکاره.
پیوند بین جک و رز، تصویری از پتانسیل تعامل برقرار کردن آدمایی هست که جامعه سعی داره اونا رو دور از هم و بعضا بر‌ضد هم نگه داره.
طبقه‌ی ثروتمند، بخش قابل توجهی از ثروت خودشو با استفاده از بهره‌کشی از طبقه‌ی فقیر و کار کم‌دستمزد تامین میکنه. مادر رز به‌عنوان فردی که دوست داره توی طبقه‌ی ثروتمند جامعه بمونه، استدلال‌های خودشو باهدف راضی کردن دخترش برای موندن توی این سیستم طبقاتی ارائه میده که بعضا بسیار قوی هستن و می‌تونن هر فردی رو راغب کنن تا به چنین سیستم گروه‌زده‌ای تن بده.
چیزی که رز و جک رو ترغیب میکنه تا خودخواهی‌های افراد هم‌گروه خودشون رو به ارث نبرن، عشقی هست که درون‌شون شکل می‌گیره. کشش بین رز و جک، صرفا یه کشش ظاهری نیست و با‌اینکه مدت زیادی از آشنایی‌شون نمی‌گذره، توی لحظات سخت و دلهره‌آور هم کنار هم میمونن و برای همدیگه فداکاری میکنن.


ما آدم‌ها در عشق ورزیدن ناتوان نیستیم بلکه عرف جمعی هست که بعضا به اراده‌ی ما جهت عشق ورزیدن و کسب تجربه‌ی بکری که در نتیجه‌اش میتونه شکل بگیره میچربه.
نامزد رز، به رغم اینکه میتونه از کشتی نجات پیدا کنه، اما شور و اشتیاقش برای زندگی، به‌محض رو‌به‌رو شدن با فقر، می‌خشکه و دست به خودکشی میزنه. چطور فردی که تونسته از حادثه‌ی بسیار خطرناک تایتانیک جون سالم به‌در ببره اینطور زندگی رو مثل یه چایی از دهن افتاده دور میریزه و نمی‌تونه نگاه عمیق‌تری نسبت به این فرصت داشته باشه؟
رز فردی هست که به جزئیات، توجه میکنه و حتی توی سفری که در دوره‌ی پیریش انجام میده، جزئیات زیادی از زندگی روزمره‌اش رو حمل میکنه. تعلقات متعدد و ریز‌و‌درشتی که دستمایه‌ای برای مجسم کردن عشق، شفقت و آرامش هستن. هنر جک و علاقه‌ی رز به آثار هنری، نوعی انگیزه‌ی اصیل و خالص رو درون خودش داره که با عمیق‌ترین احساسات انسانی پیوند می‌خوره.

جمع‌بندی
جک به‌رغم اینکه خیلی زود زندگی خودشو از دست داد اما فردی به‌شدت ماجراجو و آزاد بود. در مورد رز، اون دوباره فرصتی برای زندگی پیدا کرد و این‌بار، تونست آزادی درونی خودشو به‌دست بیاره و فارغ از عرف جامعه، اونطور که دوست داره عشق بورزه و زندگی کنه. هرچند که جک نتونست مدت زیادی در کنار رز بمونه اما تاثیر عاطفی‌ای که با کارها و حرفای خودش ایجاد کرد، تا پایان عمر، روی سبک زندگی و جهان‌بینی رز و افرادی که این داستان رو شنیدن و ازش تاثیر‌پذیرفتن تاثیر گذاشته.