یه فیلم دیگه درمورد یهود ستیزی؛ شاید این کوتاه ترین توصیفی باشه که میتونه فیلم گنج رو معرفی کنه. یهود ستیزی اینقدر در سینما به عنوان یک سوژه مورد استفاده قرار گرفته و قوانین خاصی هم برای پرداختن بهش به شکل غیر رسمی وجود داره که شما تقریبا از همون ابتدای فیلم میتونید حدس بزنید قراره به چه نتیجه ای برسه.

 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

فیلم گنج بر اساس یه داستان واقعی که سابقا تبدیل به رمان شده به وجود اومده و یه پالت رنگ بسیار خنثی و غم انگیز داره. شخصیت های کلیدی، پا به سن گذاشتن و در جریان فیلم، با رنج و ناکامی و امید و آرزوهاشون رو به رو میشیم. این کار هرچند که چندان دیده نشده و امتیازای دندون گیری هم از طرف مخاطبا به دست نیاورده اما 80 درصد پسند مخاطبای گوگل رو داره. در توصیفش از کلمه ی کمدی هم استفاده شده اما به هیچ عنوان به افرادی که دوست دارن یه کمدی غلیظ ببینن توصیه نمیشه چون تقریبا هیچ چیز خنده داری درونش نیست.

هشدار: ادامه ی این مطلب میتونه داستان فیلم رو لو بده.

بیشتر نقدهای منفی ای که نسبت به این فیلم مطرح شده، متوجه ظواهرش هستن و شاید بشه گفت کمتر کسی جرات کرده که فیلمی درمورد یهودستیزی رو بابت داستان و محتوایی که داره، زیر سوال ببره.
عمدتا به این موضوع اشاره شده که این فیلم نه بازیگری خوبی داره و نه داستانش قراره غافلگیرتون کنه و اینقدر همه چیز به شکل ضعیفی چیده شدن که شانس زیادی برای برقراری یه ارتباط حسی با بازیگرا ندارید. کلیشه های داستانی، به شکل کسالت باری به کار گرفته شدن و به خاطر همین دلایل، نمیشه انتظار داشت که مخاطب بالقوه ی سینما، به چنین فیلمی روی خوش نشون بده.
اما کی اهمیت میده که یه منتقد ناشناخته ی جهان سومی میخواد چجوری محتوای یه فیلم که به موضوع یهودستیزی اشاره داره رو نقد کنه؟
ظواهر این فیلم، در سطح استانداردی هستن و هرچقدر هم که تکراری به نظر برسن، اونقدر بد نیستن که فیلمو لایق چنین امتیازات منفی ای کنن. گرچه هرگز محتوای نابهنجار، به خودی خود سبب کاهش مخاطب نشده.
محتوای این فیلم، بیشتر از اونکه موضوع یهودستیزی رو نشون بده، انگار که در حال شرمسار کردن افرادیه که باعث دامن زدن به یهودستیزی شدن و حتی افرادی که نسبت به باورهای قوم یهود انتقادات احتمالا منطقی و صلح طلبانه ای دارن رو زیر سوال میبره.
چیزی مثل باور دینی، هرگز تبدیل به موضوع شخصی نمیشه و اتفاقا افراد دیندار، بیش از هر گروه باورمندی، حواسشون به کیفیت مومنین و همچنین فعالیت منتقداشون هست.
حتی در پیشرفته ترین جوامع این سیاره، شما به کرار میتونید گروه های دینی با جمعیت های زیاد رو ببینید که به هرچیزی که بخواد باورشون رو زیر سوال ببره حمله میکنن.
قوم یهود هیچ وقت به خودش این زحمت رو نداده که ببینه چند درصد از نقد هایی که نسبت بهشون صورت میگیره، ریشه های منطقی دارن. اونا فقط میخوان که اقتدار خودشون رو حفظ کنن و این خواسته ی بقیه ی گروه های باورمند هم هست. صرفا شاید مشکل یهودیت اینه که نتونسته تبدیل به جمعیت غالب بشه و بقا و اقتدار خودش رو آنچنان که انتظار داره حفظ کنه.
دلیلش هم کاملا روشنه. گروه زدگی و تمایل به ازدواج های درون گروهی، جزو تعصبات یهودیای باورمنده که این رسم رو تا امروز هم حفظ کردن. چنین تعصبی کافیه تا یک گروه، کم کم قدرت بقای خودش رو از دست بده و نسلی رو تولید کنه که چشم و گوش بسیار بسته و سطح هوش خیلی پایینی دارن چون عملا بیشتر عمر و وقت خودشون رو صرف باورهای درون گروهی میکنن و درک روشنی ندارن که توی دنیا چه خبره.
در سناریوپردازی، چیزی هست به اسم جریان اندیشه که نشون میده شخصیت ها، باورهای خودشون رو از کجا و چه انگیزه هایی شروع کردن تا به مرحله ی کنونی برسن. خوده حساسیت قوم یهود درمورد باورهایی که دارن، یه جریان اندیشه است که به خودی خود در فرهنگ عمومی توجیه نشده چه برسه به اینکه پرداختن به تراژدی هایی که این افراد به واسطه ی دینداری خودشون تجربه کردن، بخواد مورد توجه قرار بگیره و نوعی همدلی رو جذب کنه. یهودیت در تمام دنیا، یک گروه اندک محسوب میشه و فضای هالیوود هم به لحاظ باور مذهبی، هنوز یک سینمای به شدت مسیحی هست و به لحاظ جهت گیری سیاسی هم همپوشانی خاصی با روش سیاسی محبوب در جوامع یهودی نداره.
با این وجود، شما گاها کارهایی مثل گنج رو میبینید که سعی میکنن با تکیه به طبع ضد نژادپرستی حاکم در هالیوود و تحریک احساسات مخاطب، کاری کنن که آدما به قوم یهود، به چشم افرادی نگاه کنن که مطلقا قربانی شدن و به خاطر باورهاشون، همیشه زیر پا افتادن.
این در حالیه که نه اقلیت و نه اکثریت بودن یک باور، دلیل بر این نمیشه که ما بخوایم باهاشون همدردی کنیم و توجیه کنیم که این اشخاص، به خاطر عقایدشون قابل احترام هستن.

جمع بندی
قوم یهود اگر با ظلم و کشتار مشکل داره، میتونه به جای تداوم افکار افراطی و گروه زده اش، در زمینه های صلح طلبانه کار کنه و به جای اینکه بگه تموم دنیا یه طرف و عقیده و مکتب یهود هم یه طرف، کمی جهان وطنی فکر کنه و سعی کنه چیزهای خوب رو برای تمام مردم دنیا بخواد.
کیه که دوست داشته باشه صرفا به لحاظ احساسی تحریک بشه و برای همدردی با افرادی که هیچ تلاشی برای افزایش صلح در دنیا نکردن، مورد سواستفاده قرار بگیره؟